نُطق
Open in Telegram
بِخوان مرا، تا که سَبز شود ریشه خیال🌱 📬ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=1157366839 📬شناس: @Notghh_bot «اینجا همه چیز محصول اندیشه منه:» ″انتشار فقط با ذکر نام نویسنده″
Show more320
Subscribers
No data24 hours
+17 days
-730 days
Posts Archive
320
سالها پرسیدم از خود کیستم؟!
آتشم، شورم، شرابم، چیستم؟!
دیدمش امروز و دانستم کنون
او به جز من، من به جز او نیستم
-بایزید بسطامی
320
Repost from دخترِ شهرزاد
این پیام رو فوروارد کنید چنلتون و من از همه شما فردا یه پست میذارم توی چنل؛🎄
320
📮درست زمانی که به دنبالِ خوشبختی میگشتیم...
همیشه دلم میخواست، حتی برای چند ساعت هم که شده، آسودهِ خاطر، غرق حرف زدن شویم. طوری که انگار زمان متوقف شده، جهان از حرکت ایستاده و ما تا آخر دنیا، وقت، برای بحث کردن درباره معنای زندگی داریم.
دو فنجان قهوهء داغ در دست، به موسیقی باران گوش بدهیم و بدون دغدغههای همیشگی و نگرانی از گذر زمان، ساعتها دربارهء چیزهایِ بیاهمیت گپ بزنیم؛ در حالی که کمی آنطرفتر، بیرون از پناهگاه امنمان، مردم هراسان از خیس شدن، چتر به دست، دنبال لحظهای آرامش، از اینطرف به آن طرف میدوند؛ که زودتر خود به سرپناهی برسانند.
امّا...
همیشه آن طرفِ دیوار بودیم، بیرون از پناهگاه امنمان. همچون گلبرگهای سرخ، زیر رگبارِ مصیبت پژمردیم. سیلابِ حوادث، عشق بینمان را در خود غرق کرد، درست زمانی که به دنبال خوشبختی میگشتیم...
-نگینِ خوشخلق؛
320
من ...
روز خویش را ...
با آفتابِ روی تو...
کز مشرقِ خیال دمیده است،
آغاز میکنم!!
من...
با تو مینویسم و میخوانم؛
من ...
با تو راه میروم و حرف می زنم،
وز شوقِ این محال
که دستم به دست توست،
من
جای راه رفتن...
پرواز میکنم!!
آن لحظهها که مات...
در انزوای خویش
یا در میان جمع،
خاموش مینشینم؛
موسیقی نگاهِ تو را گوش میکنم.
گاهی میان مردم...
در ازدحام شهر...
غیر از تو هرچه هست...
فراموش می کنم...!!!
-فریدون مشیری؛
320
همیشه دلم میخواست، فقط برای یک روز آسوده خاطر و با خیال راحت غرق حرف زدن شویم. طوری که انگار زمان متوقف شده، جهان از حرکت ایستاده و ما تا آخر دنیا برای بحث کردن درباره معنای زندگی فرصت داریم.
هر دو فنجانی قهوه در دست داشته باشیم و صدای برخورد قطرههای باران با شیشه گوشهایمان را بنوازد. دور از هیاهو و نگرانی برای آینده، ساعتها گپ بزنیم در حالی که کمی آنطرفتر، بیرون از پناهگاه امنمان آدمهای دیگر هراسان از خیس شدن، چتر به دست، به اینطرف و آن طرف، دنبال خوشبختی میدوند و تلاش میکنند که خود را زودتر به سرپناهی برسانند.
اما، همیشه جزو آدمهای آن طرف دیوار بودیم. بیرون از پناهگاه امنمان و به دور از آرامش، زیر باران روزگار خیس شدیم و سیلاب حوادث عشق بینمان را در خودش غرق کرد، درست زمانی که داشتیم به دنبال خوشبختی میگشتیم
320
موجِ عشق تو اگر شعله به دلها بکشد
رود را از جگر کوه به دریا بکشد
گیسوانِ تو شبیه است به شب؛ امّا نه.
شب که اینقدر نباید به درازا بکشد
-فاضل نظری؛
320
ماندهام چگونه تو را فراموش کنم.
اگر تو را فراموش کنم،
باید سالهایی را نیز
که با تو بودهام فراموش کنم،
دریا را فراموش کنم
و کافههای غروب را،
باران را، اسبها و جادهها را،
باید دنیا را، زندگی را...
و خودم را نیز فراموش کنم
تو با همه چیزِ من آمیختهای!
-رسول یونان؛
320
Repost from Whisper
سلام سلام
چنل داران عزیز و خوش ذوق (با هر موضوع و تعداد ممبر) اگر به حمایت نیاز دارید این پیام رو فروارد کنید تا براتون فولدر حمایتی بسازم و تبلیغتون کنم 🌴✨
"سر بزن به چنلم گلبرگِ زیبا"
اینجا جوین باشید چک میشه🌱
320
Repost from پیرمردِ راه
چالش داریم
این پیام رو فور کنید
تا من یه عکس از کارکتر انیمه ای شما بذارم چنل✨
320
Repost from در سایهیِگیسویِ نگار؛
چالش☘
این پیام رو فوروارد کنین، فولدر اختصاصی برای محتواتون بسازم تا جذب بگیرید💖🖇
📌حتما داخل کانال جوین باشین
320
📼تو رو باید مثه گل
نوازش کرد و بویید
با هرچی چشم تو دنیاس
فقط باید تو رو دید
تو رو باید مثل ماه
رو قلّهها نگاه کرد
با هرچی لب تو دنیاس
تو رو باید صدا کرد
