en
Feedback
نُطق

نُطق

Open in Telegram

بِخوان مرا، تا که سَبز شود ریشه خیال🌱 📬ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=1157366839 📬شناس: @Notghh_bot «اینجا همه چیز محصول اندیشه منه:» ″انتشار فقط با ذکر نام نویسنده″

Show more
320
Subscribers
No data24 hours
+17 days
-730 days
Posts Archive
ما معمولی بودیم... امّا نه برای هم، نه کنار هم عشق، انسان را‌ متمایز می‌کند.

عشق گلویم را گرفته نه مرا می‌کشد، نه رهایم می‌کند

سال‌ها پرسیدم از خود کیستم؟! آتشم، شورم، شرابم، چیستم؟! دیدمش امروز و دانستم کنون او به‌ جز من، من به‌ جز او نیستم -بایزید بسطامی

📼بی تو خموشم، با که بجوشم؟ جفتِ تنم، تو خسته و عُریان، پیشِ غریبان، پیرهنم، تو

این پیام رو فوروارد کنید چنلتون و من از همه شما فردا یه پست می‌ذارم توی ‌چنل؛🎄

📮درست زمانی که به دنبالِ خوشبختی می‌گشتیم... همیشه دلم می‌خواست، حتی برای چند ساعت هم که شده، آسودهِ خاطر، غرق حرف زدن شویم. طوری که انگار زمان متوقف شده، جهان از حرکت ایستاده و ما تا آخر دنیا، وقت، برای بحث کردن درباره معنای زندگی داریم. دو فنجان قهوهء داغ در دست، به موسیقی باران گوش بدهیم و بدون دغدغه‌های همیشگی و نگرانی از گذر زمان، ساعت‌ها دربارهء چیزهایِ بی‌اهمیت گپ بزنیم؛ در حالی که کمی آن‌طرف‌تر، بیرون از پناهگاه امن‌مان، مردم هراسان از خیس شدن، چتر به دست، دنبال لحظه‌ای آرامش، از این‌طرف به آن طرف می‌دوند؛ که زودتر خود به سرپناهی برسانند. امّا... همیشه آن طرفِ دیوار بودیم، بیرون از پناهگاه امن‌مان. همچون گلبرگ‌های سرخ، زیر رگبارِ مصیبت پژمردیم. سیلابِ حوادث، عشق بینمان را در خود غرق کرد، درست زمانی که به دنبال خوشبختی می‌گشتیم... -نگینِ خوش‌خلق؛

من ... روز خویش را ... با آفتابِ روی تو... کز مشرقِ خیال دمیده است، آغاز می‌کنم!! من... با تو می‌نویسم و می‌خوانم؛ من ... با تو راه می‌روم و حرف می زنم، وز شوقِ این محال که دستم به دست توست، من جای راه رفتن... پرواز می‌کنم!! آن لحظه‌ها که مات... در انزوای خویش یا در میان جمع، خاموش‌ می‌نشینم؛ موسیقی نگاهِ تو را گوش می‌کنم. گاهی میان مردم... در ازدحام شهر... غیر از تو هرچه هست... فراموش می کنم...!!! -فریدون مشیری؛

دو عالم را به یک‌بار از دلِ تنگ، برون کردیم؛ تا جایِ تو باشد. -سعدی؛

همیشه دلم می‌خواست، فقط برای یک روز آسوده خاطر و با خیال راحت غرق حرف زدن شویم. طوری که انگار زمان متوقف شده، جهان از حرکت ایستاده و ما تا آخر دنیا برای بحث کردن درباره معنای زندگی فرصت داریم. هر دو فنجانی قهوه در دست داشته باشیم و صدای برخورد قطره‌های باران با شیشه گوش‌هایمان را بنوازد. دور از هیاهو و نگرانی برای آینده، ساعت‌ها گپ بزنیم در حالی که کمی آن‌طرف‌تر، بیرون از پناهگاه امن‌مان آدمهای دیگر هراسان از خیس شدن، چتر به دست، به این‌طرف و آن طرف، دنبال خوشبختی می‌دوند و تلاش می‌کنند که خود را زودتر به سرپناهی برسانند. اما، همیشه جزو آدمهای آن طرف دیوار بودیم. بیرون از پناهگاه امن‌مان و به دور از آرامش، زیر باران روزگار خیس شدیم و سیلاب حوادث عشق بینمان را در خودش غرق کرد، درست زمانی که داشتیم به دنبال خوشبختی می‌گشتیم

یلداتون مبارک قند عسلا❤️🍉

موجِ عشق تو اگر شعله به دل‌ها بکشد رود را از جگر کوه به دریا بکشد گیسوانِ تو شبیه است به شب؛ امّا نه. شب که اینقدر نباید به درازا بکشد -فاضل نظری؛

📚تاکسی سواری/سروش صحت #کتاب_لقمه
📚تاکسی سواری/سروش صحت #کتاب_لقمه

مانده‌ام چگونه تو را فراموش‌ کنم. اگر تو را فراموش کنم، باید سال‌‌هایی را نیز که با تو بوده‌ام فراموش کنم، دریا را فراموش کنم و کافه‌های غروب را، باران را، اسب‌ها و جاده‌ها را، باید دنیا را، زندگی را... و خودم را نیز فراموش کنم تو با همه چیزِ من آمیخته‌ای! -رسول یونان؛

Repost from Whisper
سلام سلام چنل داران عزیز و خوش ذوق (با هر موضوع و تعداد ممبر) اگر به حمایت نیاز دارید این پیام رو فروارد کنید تا براتون فولدر حمایتی بسازم و تبلیغتون کنم 🌴✨ "سر بزن به چنلم گلبرگِ زیبا"
اینجا جوین باشید چک میشه🌱

چالش داریم این پیام رو فور کنید تا من یه عکس از کارکتر انیمه ای شما بذارم چنل✨

می‌خواهم بابتِ بودنت، هر روز به تمام شهر شیرینی بدهم، از بس که خوبی.

چالش☘ این پیام رو فوروارد کنین، فولدر اختصاصی برای محتواتون بسازم تا جذب بگیرید💖🖇 📌حتما داخل کانال جوین باشین

📼تو رو باید مثه گل نوازش کرد و بویید با هرچی چشم تو دنیاس فقط باید تو رو دید تو رو باید مثل ماه رو قلّه‌ها نگاه کرد با هرچی لب تو دنیاس تو رو باید صدا کرد

روزتون مبارک دانشجوهای نُطق🩵