نُطق
Open in Telegram
بِخوان مرا، تا که سَبز شود ریشه خیال🌱 📬ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=1157366839 📬شناس: @Notghh_bot «اینجا همه چیز محصول اندیشه منه:» ″انتشار فقط با ذکر نام نویسنده″
Show more320
Subscribers
No data24 hours
+17 days
-730 days
Posts Archive
320
📮شاید...
زهرِ کوری که در نگاهم رسوخ کرده، اندک اندک رنگ میبازد.
درست نمیدانم چه مدت است که پرده زمختِ تاریکی بر دنیایم سایه افکنده، زمان مفهوم خود را از دست میدهد زمانی که انسان در هجوم اشباح تاریکی قرار دارد.
کسی که برای ذرهای امید میجنگد در هر روزنه نور،
رستگاری عظیمی میبیند و درهر آوایی، معنایی شِگرف.
در این قفسِ خفقانآور محبوس شدهام، چونان کودکی که تکالیفش را ننوشته و برای تنبیه در زیرزمین تاریک و نمور خانه زندانی شدهاست؛ شبزدهای که شبهایش را در تیرگی مطلق و انتظار برای باز شدنِ دَر، سپری میکند و تنها نوری که میبیند شعاعی از روزنهای کوچک است، پوشالی از امید و خدا چون والدی سخت گیر که با دلسوزی مجازاتش میکند...
چه کسی گفته بعد از این دنیا، دنیای دیگری برای تقاص پس دادن وجود دارد؟ چه کسی می داند؟ شاید ما هم اکنون نیز در حال تقاص پس دادن هستیم. شاید این لجنزار جواب کثافت بودن خودمان است . شاید این دنیا همان آخرتی است که انتظارش را می کشیم، شاید...
-نگینِ خوشخُلق؛
320
پرنده میداند
خیالِ دلکش پرواز در طراوت ابر
به خواب میماند
پرنده در قفس خویش
خواب می بیند.
پرنده در قفس خویش
به رنگ و روغن تصویر باغ مینگرد.
پرنده میداند
که باد بینفس است
و باغ تصویری ست.
پرنده در قفس خویش
خواب میبیند...
-هوشنگ ابتهاج؛
320
نبودن تو چنان از من گذشته است
که انگار نخ از میان سوزن،
به هر چه دست میزنم
به رنگ آن کوک میخورد...
-دبلیو اس مروین؛
320
📮غربت به دوش
سرگردان بود.
میگفت:«در وطنم گم شدهام.»
به او گفتم:«تو در وطنت گم نشدهای؛ بلکه وطنت را گم کردهای.»
ما تنها از غربتی به غربت دیگر کوچ میکردیم.
غربت در جغرافیای ما نبود، بلکه در خون ما ریشه دوانده بود، روی کولمان نشسته بود.
ما غربت به دوش بودیم و در هر قدمی که بر میداشتیم سایه آن پشت سرمان بود.
-نگینِ خوشخُلق؛
320
عزیزا کاسه چشمم سرایت
میون هردو چشمم جای پایت
از او ترسم که غافل پا نهی تو
نشینه خار مژگونم به پایت
-باباطاهر؛
320
📼کی به آبادی تو، میرسه لبهای من
ببین خشک شده لبهام
ببین خیس شده گونم
بیار بوسههاتو تا لبام آبیاری بشه
تو رگهای سیاهم، زندگي جاری بشه
