en
Feedback
نُطق

نُطق

Open in Telegram

بِخوان مرا، تا که سَبز شود ریشه خیال🌱 📬ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=1157366839 📬شناس: @Notghh_bot «اینجا همه چیز محصول اندیشه منه:» ″انتشار فقط با ذکر نام نویسنده″

Show more
320
Subscribers
No data24 hours
+17 days
-730 days
Posts Archive
📚تاکسی سواری/سروش صحت #کتاب_لقمه
📚تاکسی سواری/سروش صحت #کتاب_لقمه

تو را دوست دارم چون نان و نمک چون لبان گُر گرفته از تَب که نیمه‌شبان در التهابِ قطره‌ای آب بر شیرِ آبی بچسبد... -ناظم حکمت؛

📮من هنوز زنده‌ام امّا... هنوز آخر هفته‌ها خانه را گردگیری می‌کنم، به گلدان‌ها آب می‌دهم، برای کبوترها دانه می‌‌ریزم و احوال خانم باستانی پیرزن همسایه را جویا می‌شوم. من هنوز زنده‌ام، هنوز ایستاده‌ام با قامتی خم. پرسه می‌زنم در حوالی مرگ و به سنگِ قبرم می‌نگرم. من هنوز زنده‌ام‌ امّا... به نبودت عادت نکرده‌ام؛ هنوز بعد از رسیدن به خانه قبل از همه‌ چیز دنبال کفش‌هایت جلوی پادری می‌گردم. هنوز گاهی بر حسب عادت دو پیمانه برنج خیس می‌کنم حتی گاهی اوقات بعد از رسیدن به خانه صدایت می‌زنم. من هنوز زنده‌ام امّا غوطه‌ور در رنجی مستمر و با خنجری آغشته به زهر در فراخ سینه‌ام زندگی می‌کنم که عاقبت مرا دق مرگ خواهد کرد. -نگینِ خوش‌خلق؛

خوش اومدید رفقا✨

با این چنل ها کل تعطیلات سال جدید حالت خوبه🙃✨🌷☁️ به نظرم از دستشون نده((((: TAP TAP
با این چنل ها کل تعطیلات سال جدید حالت خوبه🙃✨🌷☁️ به نظرم از دستشون نده((((: TAP TAP

Good night and have sweet dreams☁️🪄  ͝ ⊹ ‌
‌‌     ‌ 

🪽🪴🕯️ Challenge 🕯️🪴🪽 این پیام + پست مورد علاقه ات رو فور کن چنلت تا یه فولدر از چنل هامون بزنم🥹
جوین باش دونه‌ی برفی🙃❄️

آنها سراغم می‌آیند، در نیمه شبی ظلمت‌زده زمانی که تیرگی به نهایت قساوت خود می‌رسد نور رو به زوال می‌رود و چشمه امید کور می‌شود به سراغم می‌آیند و گلویم را خواهند فشرد یک‌ شب مرا خواهند کشت این غم‌های لعنتی...

احساس بیهودگی میکنم زمانی که برای هر چیزی غیر از دیدن تو از خانه بیرون می‌زنم

ما اونجوری که دلمون میخواست زندگی نکردیم، اونجوری زندگی کردیم که مجبور بودیم ...

این پیام+ یک پست از چنل رو فوروارد کنید تا منم دوتا پست از شما اینجا بذارم که هم جذب بگیرید هم ویو 🌚
صبور باشید💙

📼حالا که خاموشه شبام میراثِ تو درده برام حالا که عشق پَر زد و رفت برگشته‌ای حالا چرا؟

📸یادگاری از ۱۴۰۳/۱۱/۲۱
+3
📸یادگاری از ۱۴۰۳/۱۱/۲۱

و میل دارم برای تو کلمه بچین‌ام و کلمه‌هایی از درختانِ فصاحت اما... همه‌ی کلمات کهنه‌اند و عشق‌ات جدید است، جدید -غادة السمان؛

ما در این عقرب‌سرا، هر لحظه از سر تا به پا، نیشِ یاران، نیشِ ماران، نیشِ جانان خورده‌ایم:) -فاضل نظری؛

خداروشکرررر

📮بِرود میخِ آهنین در سنگ بی‌خودی می‌گویند:《نَرود میخ آهنین در سنگ.》 این روزها نبودت میخ‌اش را محکم‌تر در قلبم می‌کوبد. دم دمای غروب با گلدان‌های کنار پنجره انتظار آمدنت می‌کشم. سنگ‌فرش‌های خیابان را متر می‌کنم و برای غریبه‌ها دست تکان می‌دهم. با هر زنگ تلفن قلبم می‌ایستد انگار فرشتگانِ مرگ بالای سرم آواز می‌خوانند و هلهله می‌کنند؛ امّا چه بی‌معنی‌اند واژه‌ها زمانی که تو پشت خط نیستی و چه بیهوده‌است شانه به مو کشیدن زمانی که دست‌های نوازشگرت را ندارم و حتی مرگ هم بی‌فایده است زمانی که قرار نیست تو به دیدنم بیایی و برایم گل بیاوری. -نگینِ خوش‌خُلق؛

خیلییییی خیلی قشنگگ بوددد مرسییی آتنا جانم❤️

Repost from راز
تو می دانی از مرگ نمی ترسم؛ فقط حیف است هزار سال بخوابم و خواب تو را نبینم...
-نامه عباس معروفی به معشوقه اش
برایِ https://t.me/Notghh

📸یادگاری از ۱۴۰۳/۱۱/۱۲
+3
📸یادگاری از ۱۴۰۳/۱۱/۱۲