ღ꧁ღ╭⊱ꕥ متن غمگین و تیکـہ בار سنگین ꕥ⊱╮ღ꧂ღ
Open in Telegram
777
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-230 days
Posts Archive
معین - اگہ بعضے وقتا دلت تنگ شد مثل من فقط گریہ ڪن🌹
تقدیمیتان❤️🌹❤️
زندگی شاید یک خیابان درازیست
هرروز شخصی با زنبیلی از آن میگُذرد.
از لحاظ روحی احتیاج دارم مثل اصهاب کهف ، ۳۰۹ سال بخوابم و بعد فکر کنم فقط یك روز خوابیدم اما کل دنیا تغییر کرده باشه.
خاطره
یک پیراهن خالیست
که اندازهی هیچکس نمیشود
باید آویزانش کرد در باد
و با رقصش پیر شد.
تو هر شهری تو هرکوچهای یک داستانی داره..شاید غمگین شاید شاد
آخرین چراغ خاموش شد،
آخرین واژه، در دهانم شکست،
آخرین لبخند، در سکوت گریخت.
دستهایم هنوز در هوا ماندهاند،
مثل شاخهای که باور نکرده بهار را.
و خیابان، خیابان بیانتها،
ردپای تو را تا تاریکی بُرد.
اینکه چه کسی رو میتونیم دوست داشته باشیم مدام در حال تغییره ولی تنها چیزی که تغییر نمیکنه اون کسیه که از ته دلمون عاشقشیم
ما هرچه را که باید
از دست داده باشیم، از دست دادهایم
ما بی چراغ به راه افتادیم.
فراموش میکنند که فراموشت کردهاند،
تو هم فراموش کن
که فراموش شدهای…
و قصری برایم از خیال بنا کرد
تنها چند لحظه آنجا ماندم
وبازگشتم
هیچ چیز با من نبود
غیر از کلمات
روی چمنها دراز میکشم
چشمهایم را میبندم
تا شاید خوابِ چشمهایت را ببینم.
