𝐚𝐦𝐛𝐢𝐯𝐚𝐥𝐞𝐧𝐜𝐞
Closed channel
• حالت داشتن احساسات همزمان و گاهی متضاد نسبت به چیزی.مانند احساس غم و شادی همزمان. •
Show more554
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
554
من واقعن حالم خوب نیست ولی با این کنار اومدم، با اینکه وقتی یکی ازم میپرسه چته و نمیتونم چیزی بگم مشکل دارم نه اینکه نخوام بگم ها، کلا نمیتونم بیارمشون توی کلمه.
554
من خیلی وقته گم شدم. خیلی وقته نمیدونم با خودم چند چندم و چی میخوام. حس میکنم کم آوردم و یه بغل میخوام که هروقت شکستم محکم بغلم کنه و تیکههامو به هم بچسبونه...
554
هرچی که زمان بیشتر میگذره بیشتر میفهمم چقد همه حرف بودن، چقد اون قولا همشُ همش حرف بوده، چقد کسی نیست که با بقیه فرق داشته باشه، منم اینجوری یاد میگیرم به کسی وابسته نشم و به خودم تکیه کنم.
554
لطفا به من نزدیک نشید
من دوست داشتنی و مهربون و همه چی تموم نیستم.
فقط یه آدم خستم که خودشو مجبور میکنه وانمود کنه شاده و با آدما مهربونه .
554
دلم میخواد یه مدت طولانی گم و گور بشم. تا میتونم روی خودم کار کنم که دیگه به کسی اهمیت ندم. یاد بگیرم حال خودمو بذارم تو اولویت و اعصابمو واسه هر کس و ناکسی خورد نکنم...
554
هر چقدر بیشتر میگذره بیشتر میفهمی که فقط خودت از دل خودت خبر داری فقط خودتو همدم خودت میدونی فقط خودت میتونی خودتو آروم کنی بیشتر میفهمی که در از شرایطی فقط خودتی که کنار خودتی
554
باشہ ولی؛
توام اندازه من از من خسته شدی نه؟ مثلا دیگه حصله خنده هامو گریه هامو غر زدن و بچه بازیامو نداری مثل اون بابای کلافه ای که به زور دست دختر کوچولوشو که با بغض داره ویترینای مغازه رو نگاه میکنه گرفتی :))))
