💙❤آوای دل❤💙
Open in Telegram
❤️متن آوای دل❤️https://t.me/+QnOKcCBzD_cyMjY0 ❤️اهنگ های جدید و ب روز ❤️
Show more1 036
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
+2030 days
Posts Archive
1 039
گاهی جایی از زندگی قرار میگیری
که نمیدونی خودت زیادی شکننده شدی
یا دیگران خیلی آزاردهنده هستند...😕
1 039
اگه بهم راستشو بگی احتمالا عصبانی میشم.
ولی باهاش کنار میام.
اما اگه دروغ بگی دیگه هیچوقت بهت اعتماد نمیکنم.
1 039
عادت كنيد؛
خودتون رو به كسى یادآوری نكنيد،
يادم رفت توجيه خوبى نيست،
براش مهم نبودى،
تمام..
.
1 039
☺ماشااللہ آقایون تازگیا خیلے خانوم شدن😌
هر شبڪہ اے میزنے یڪیشون دارہ آشپزے میڪنه...
راضیم ازتون😂
1 039
،
زن شعر است
فروغ است
پروین است
ناز کردنش
راه رفتنش
خندیدنش
اشکش
بی ادعا شعر است
وااااای اگر عاشق باشد ...🌹
1 039
قدیما دنبال خوشبختی نمیگشتن…
همون سادگی، خودِ خوشبختی بود.
وسایل قدیمی،
خاطرههای ماندگار…
بعضی حسها هیچوقت قدیمی نمیشن.
1 039
این ۵۰۰ هزار تومنی را از هیچکس نگیرید!
تراول ۵۰۰ هزار تومانی تقلبی تو بازار پخش شده و جاعلها اینقدر حرفهای کار کردن که با چشم عادی به زور میشه تشخیصش داد🩵
1 039
آرزوی امشبم:❣️
ارزومیکنم❣️
بسازد خدا
عشقی زیبا برایت
دلت همراه شود با تمام زیبایها
و اسمان خانه ات پر نور باشد
بیاید کنارت ان که دلت ارزو میکند
1 039
خطاب به دوستان عزیز که دوستشون دارم:
مرسی که کنارمون هستین
سپاااس ازاینکه تااین لحظه کنارمابودید باارزوی شبی خوش برااای شمااا تاصبحی دیگر خدااا نگهداار
🌿
1 039
هیچ داراییای
ارزشمندتر از دل آرام نیست...
الهی همیشه
حال دلتون خوب باشه...💫❤️🐬👩❤️👩🐠
1 039
اومدم بگم عاشقتم..🫀🖇
دیدم آقای معین قشنگتر میگه:
در جان عاشق من..❤️
شوق جدا شدن نیست🫶🏼♥️
ری اکشن فراموش نشه🫂
1 039
خرقهٔ من پاره کنی بند گلوگاه شوی
بوسه زنم بر لب تو غافل و گمراه شوی
در پی غمهای جدیدی به من آتش بزنی
شمع به بالت بزنم، شعلهٔ جانگاه شوی
از دل شب تا به سحر، قصهٔ من گوش کنی
در دل من خانه کنی، ساکن و همراه شوی
در تب و تاب دلم، شعلهور از عشق شوی
محو در آغوش من، مست و سبکبال شوی
گرچه که دوری ز من، در دل من جای توست
با همهٔ فاصلهها، همدم و دلخواه شوی
ای که ز جانم گذری، لحظهای آرام بگیر
تا که در این لحظهٔ ناب، عاشق و شیدا شوی
1 039
ای که چشمات باج از چشم غزالان میگرفت
وز نگاه دلفریبات مردهگان جان میگرفت
حسن زیبایت سراپا صاحب اعجاز بود
عنبرینمویت خراج از کافرستان میگرفت
صدر مجلس در میان بزم بودی ماه من!
شوخیات از ساغر نشسکته تاوان میگرفت
از تماشای تو از بس محو حیرت میشدند
عالمی انگشتها بر زیر دندان میگرفت
لعل شیرینت چو شکّرریز میشد در سخن
طوطی هندی سر خود در گریبان میگرفت
صاحب جود و سخا بودی به عالم روشن است
آسمان در روز خیرات تو دامان میگرفت
طره بالای ابرویت خدا شاهد بود
از هزاران شیخ و عابد دین و ایمان میگرفت
حلقههای کاکلات در عصر خود همتا نداشت
مرغ دلها را به دام خویش آسان میگرفت
پیر و برنا، زشت و زیبا جمله بودند از تو شاد
بر دعایت هریکی بر دست قرآن میگرفت
داشت خورشید جهان در پیشرویت احترام
شب تمام شب بلایت ماه تابان میگرفت
عشقری را عیب دیگر یک سر مویی نبود
دیده بودم گاه گاهی راه خوبان میگرفت
