en
Feedback
مفرد مذکر غائب

مفرد مذکر غائب

Open in Telegram

[محترق از عشق علی -ع-/ اهل حدیث/ معتقدِغیرمقدّس/ حقوق‌خوان/ اهل مطالعه نیستی جوین نشو، شدی هم لفت بده، این بزرگترین لطفیه که میتونی در حقم بکنی. ‹مرسی›] از اینا: http://t.me/BChatPlusBot?start=sc-6twdEWwN6Crq

Show more
832
Subscribers
No data24 hours
+157 days
+22830 days
Posts Archive
به‌خدا روستایی یا شهرستانی‌بودن نه عیبه نه محدودیت! و اتّفاقاً اتفاقاً این باعث فخر و مباهات جمهوری‌اسلامیّه که یه نفر می‌تونه از روستاها و شهرهای دورافتاده و کوچک، به بالاترین مناصب در ساختار سیاسی‌اش برسه... (بر خلاف آمریکا که رؤسای‌‌جمهورش لاجرم باید از سرمایه‌داران یا حامیان سرمایه‌داری باشن!) ولی آخه یکی‌و که می‌خواین بذارین بیاد واسه ریاست‌جمهوری، نگاه کنین ببینین اصن می‌تونه در حد کشوری و جهانی فکر کنه یا همچنان مغزش در حد شهرستان مونده؟ پزشکیان واسه شورای‌شهر یا نمایندگی چندتا شهر تو مجلس شاید اندازه بود! اونم شاید! ولی به همه حقائق بدیهی این جهان قسم که قد ریاست‌جمهوری نبود! کاش یه عده این‌و می‌فهمیدن! الان با چشماتون می‌بینین که جایگاه بلندمرتبه ریاست‌جمهور داره به تنش زارمی‌زنه یا نه؟!

این پزشکیان بی‌شرف هم خوب یه چیزی یادگرفته ها... همه‌ش می‌گه من اصن قصد نداشتم رئیس‌جمهور بشم! با همین منطق، بابت هیچ گندی هم پاسخگو نیست! آخه خرفت تو اگه قصد نداشتی، پس به روح امواتت خندیدی که اومدی کاندید شدی! فکر کردی مسلّط‌شدن بر گُرده‌ی ۹۰ میلیون ایرانی تعارف‌برداره؟! وقتی دیدی قضیّه جدّی شد چرا نکشیدی کنار؟! مگه آینده این جوونا و این مملکت واسه شما شوخیه؟! حالا هم که نمی‌شه به باسوادترین رئیس‌جمهور کهکشان راه‌شیری چیزی گفت! هر نجاستی به این مملکت بزنه، می‌گه: « من از اوّل هم وعده‌ای نداده بودم!»، « من اصن بخدا نمی‌خواستم رئیس‌جمهور بشم!»، « اصن بیاین شما جای من بشینین کار کنین» و... از این دست مزخرفات!

این پزشکیان بی‌شرف هم خوب یه چیزی یادگرفته ها... همه‌ش می‌گه من اصن قصد نداشتم رئیس‌جمهور بشم! با همین منطق، بهابت هیچ گندی هم پاسخگو نیست! آخه خرفت تو اگه قصد نداشتی، پس به روح امواتت خندیدی که اومدی کاندید شدی! فکر کردی مسلّط‌شدن بر گُرده‌ی ۹۰ میلیون ایرانی تعارف‌برداره؟! وقتی دیدی قضیّه جدّی شد چرا نکشیدی کنار؟! مگه آینده این جوونا و این مملکت واسه شما شوخیه؟! حالا هم که نمی‌شه به باسوادترین رئیس‌جمهور کهکشان راه‌شیری چیزی گفت! هر نجاستی به این مملکت بزنه، می‌گه: « من از اوّل هم وعده‌ای نداده بودم!»، « من اصن بخدا نمی‌خواستم رئیس‌جمهور بشم!»، « اصن بیاین شما جای من بشینین کار کنین» و... از این دست مزخرفات!

با این مسئله که پسری که عکس خودشو میذاره بک‌گراند گوشیش مشکل اخلاقی داره که دیگه همه موافقن؟

زر زدم. بسته نامحدود شبانه دارم.

هعععی.. بازم شب و هجوم خاطراتت که نمی‌ذاره بخوابم 🧑‍🦯

سلام کنین بچه‌ها
سلام کنین بچه‌ها

اومدم درمانگاه. پیرمرده اومد به مسؤول پذیرش گفت یه نوبت برای شست‌وشوی گوش می‌خوام باباجان. طرف گفت چی می‌خواین؟! (نشنید) پیرمرده گفت نوبت می‌خوام! واسه شست‌وشوی گوش! طرف گفت واسه چییی؟! (دوباره نشنید) یهو نتونستم جلوی خودمو بگیرم بلند گفتم دوتا نوبت واسه شست‌وشوی گووووشش! یکی واسه خودشون.. یکی هم واسه شما!

خیّرین مدرسه‌ساز عزیز! ما واسه شهادت حضرت زهرا -س- پنج‌شب مراسم گرفتیم؛ حدود ۲ میلیون تومن کم آوردیم و الان به صورت عجله‌ای نیاز به تأمین این مبلغ هست. اگه دوست داشتید لطفاً هر چقدر که می‌تونید کمک‌مون کنید که بتونیم فاطمیه دوم هم مراسم بگیریم ان‌شاءالله. 6037997700152300 به نام علی حاجی‌آبادی

مگه اینجا ایران نیست؟! مگه ما آریایی نیستیم؟! پس چرا این میوه‌فروشیا قیمت میوه‌ها رو به پول امارات می‌زنن؟ غیرت ایرانی‌مون کج
مگه اینجا ایران نیست؟! مگه ما آریایی نیستیم؟! پس چرا این میوه‌فروشیا قیمت میوه‌ها رو به پول امارات می‌زنن؟ غیرت ایرانی‌مون کجا رفته؟😔

آبروم‌و روز محشر بخر.. گفتم به همه تویی مادرم.. باده از گوش [۲۵]

سرّ سکوت دل‌سوزترین مسلمان در روایتی معتبر از حضرت امام باقر -ع- این‌طور نقل شده که وقتی مردم بعد از رحلت/شهادت پیامبر -ص-، به خلاف عهدی که در غدیر بسته‌‌ بودن، از حضرت امیر -ع- روبرگردوندن و با ابوبکر بیعت کردند، چیزی که باعث شد امیرالمؤمنین -ع- دست به قیام و جنگ مخالفت نزنن، ترس از «بازگشت به بت‌پرستی» و «ریشه‌کن‌شدن اسلام نوپا» بوده.
لَمْ يُمْنَعْ أَمِيرُاَلْمُؤْمِنِينَ -ع- مِنْ أَنْ يَدْعُوَ إِلَى نَفْسِهِ إِلاَّ نَظَراً لِلنَّاسِ وَ تَخَوُّفاً عَلَيْهِمْ أَنْ يَرْتَدُّوا عَنِ اَلْإِسْلاَمِ فَيَعْبُدُوا اَلْأَوْثَانَ...
یعنی آقا امیرالمؤمنین -ع- ترجیح دادن که به خودشون ظلم بشه ولی یه اسلام نصفه‌ونیمه بمونه تا اینکه تمام مردم از دین برگردن و مرتدّ بشن و دیگه چیزی به نام دین اسلام باقی نمونه. چون این اسلام ناقص منحرف رو شاید بشه در آینده ترمیم و تکمیل کرد و به مسیر اصلیش برگردوند ولی اگه از ریشه کنده بشه دیگه تمام زحمات پیامبر -ص- و اصحاب‌شون -رض- به‌بادمی‌ره.
وَ كَانَ اَلْأَحَبَّ إِلَيْهِ أَنْ يُقِرَّهُمْ عَلَى مَا صَنَعُوا مِنْ أَنْ يَرْتَدُّوا عَنْ جَمِيعِ اَلْإِسْلاَمِ...
نکته جالب اینجاست... امام باقر -ع- در ادامه می‌گن: افرادی که در اون زمان غصب خلافت و... حضور داشتن دو دسته می‌شن: دسته اول: کسایی که مسبّبین این قضیه بودن و با امیرالمؤمنین -ع- دشمنی‌ کردن و حق ایشون رو خوردن... که این‌ها هلاک شدن و امیدی به نجات‌شون نیست.
إِنَّمَا هَلَكَ اَلَّذِينَ رَكِبُوا مَا رَكِبُوا...
دسته دوم: کسایی بودن که نه بنای دشمنی با حضرت امیر -ع- رو داشتن و نه دخالتی در ایجاد این انحراف داشتن و فقط از اکثریت مردم تقلید کردن... این‌ها کافر نیستن و مسلمون‌ان و امید نجات‌شون وجود داره.
فَأَمَّا مَنْ لَمْ يَصْنَعْ ذَلِكَ وَ دَخَلَ فِيمَا دَخَلَ فِيهِ اَلنَّاسُ عَلَى غَيْرِ عِلْمٍ وَ لاَ عَدَاوَةٍ لِأَمِيرِاَلْمُؤْمِنِينَ -ع- فَإِنَّ ذَلِكَ لاَ يُكْفِرُهُ وَ لاَ يُخْرِجُهُ مِنَ اَلْإِسْلاَمِ...
📚 شیخ کُلینی‌ -رح- در «الکافی» با سند معتبر.

السَّلامُ عَلَی المَکْسُورِ ضِلْعُها آنچه که مشهور بوده و هیچ اختلافی بین شیعه در خصوص آن وجود ندارد، آن است که عمر بن خطّاب
السَّلامُ عَلَی المَکْسُورِ ضِلْعُها آنچه که مشهور بوده و هیچ اختلافی بین شیعه در خصوص آن وجود ندارد، آن است که عمر بن خطّاب به شکم حضرت فاطمه -س- ضربه‌ای وارد نموده که موجب سقط جنین آن بانو _ که محسن نام داشته_ گردیده است. و روایات شیعیان در این‌باره مشهور است. جنایت دیگر دستگاه خلافت نسبت به فاطمه -س-، قصد آن‌ها برای آتش‌زدن خانه‌ی دخت پیامر -ص- بر ایشان است، هنگامی‌که گروهی از مخالفین بیعت با ابوبکر، در خانه‌ی آن خانم پناه گرفته و اجتماع کرده‌ بودند. احدی نمی‌تواند اصل این حکایت را انکار کند؛ چرا که ما مستند دالّ بر این جنایت را از روایات اهل‌سنّت که از طریق بلاذُری و دیگران تبیین نموده‌ایم؛ [و علاوه بر این] روایات شیعه نیز در این خصوص، به حد استفاضه بوده و اختلاف‌بردار نیست!
📚 شیخ‌الطائفه جناب أبوجعفر طوسی -رح- در "تلخيص الشافی"

ماه عزای فاطمه، روح محرّم است... باده از گوش [۲۴]

چند وقت پیش داشتم با خواهرزاده‌هام انیمیشن «منِ نفرت‌انگیز»و نگاه می‌کردم و از شخصیت مینیون‌ها خیلی خوشم اومد؛ چون واقعاً بامزه بودن! بعد خواهرزاده‌م رفته برای تولّدم که چند روز پیش بود، یه ست مینیون (دفتر، لیوان، ظرف غذا و گارد گوشی) خریده! بابا مراعات هیکل و سنّ‌مو بکن لااقل عزیزم :)))))) منو تو کوچه خلوت می‌بینن پولا و گوشیاشون‌و می‌گیرن سر دست که با خودشون کاری نداشته باشم..

یه مستند درباره تسخیر لانه جاسوسی آمریکا می‌دیدم.. سازندگان مستند، با یه آمریکایی به نام «جان لیمبرت» که اون زمان کارشناس روابط خارجی سفارت آمریکا در تهران بوده مصاحبه کردن. طرف می‌گه وقتی دانشجوها از روی دیوار سفارت اومدن داخل و رسیدن به پشت در اتاق‌های ما، من تنها فکری که برای نجات جون‌مون به سرم زد، این بود که با دفتر وزارت امورخارجه دولت موقت (دولت آمریکادوستِ مهندس بازرگان) تماس بگیرم و بگم که جون ما در خطره.. وقتی تماس گرفتم، یه خانوم تلفن‌و جواب داد.. من که فقط چند ثانیه تا مرگ فاصله داشتم، خیلی با اضطراب و خلاصه‌وار گفتم: « من از اعضای سفارت آمریکا هستم. دانشجوهای انقلابی وارد سفارت شدن و جون ما در خطره! به ما کمک کنید!» می‌گه خانومه گفت: آهاااا شما از سفارت آمریکا تماس می‌گیریییین؟!😊 اتفاقاچه خوب شد که خودتون زنگ زدید! اول بگین ببینم اون پاسپورت‌ها که برای ویزا فرستادم سفارت‌ تأیید کردین یا نه؟!😌 می‌گه اونجا فهمیدم باید برای مرگ آماده شم😂. باورم نمی‌شه این بخشی از تاریخ سیاسی ایران بود که می‌شنوم :)))

شما رو به خدا قسم اگه تو عطّاری‌تون ترامادول و قرص و شربت افزایش‌دهنده فلان و حجم‌دهنده بهمان می‌فروشین، لااقل عکس بوعلی‌سینا رو نزنین سردر مغازه‌تون.. اون مرحوم راضی نیست. حالا اگه عکس اونم زدین دیگه اسم مغازه رو طب‌الرضا -ع- نذارین🤌🏽.

رفقا برای یه موضوعی دعا می‌کنید؟

مرغان خوش‌صدای بهشتی تمام‌شان.. بیچاره‌ی طنین "حسین‌جان" زینب‌اند.. باده از گوش [۲۳]

لشگر استوار در برابر وقایع سخن از زینب کبری -س-، دختر امیر‌مؤمنان -ع- و خواهر حسین -ع- است. آن سلاله خاندان پیامبر -ص- و عقیله بنی‌هاشم، شکوفه اهل‌بیت، گل خوش‌بوی خاندان نبوّت آسمانی و شراره درخت مبارکی که اصل و ریشه آن ثابت است و شاخسارش سر در آسمان دارد: زینب! همو که در گهواره بهشتی فاطمه -س- و دامان پرعطوفت محمد -ص- رشد کرد و تربیت یافت و گویی از آغاز مهیا شده بود تا پرشورترین صفحات حماسه و جهاد زن مسلمان را رقم زند. چراکه از لحظه ولادت، «عاشورا» بر سرش سایه‌گستر شده بود. در صفحات کتاب‌های تاریخ و حتی در نوشته‌های شرق‌شناسانی چون رونالدسون در کتاب «عقیده شیعه» و مانس در کتاب «فاطمه و دختران محمد» آمده است که خاندان پیامبر اسلام -ص- آن نوزاد کوچک را به‌تنهایی «لشگری» استوار در برابر وقایع آینده به‌شمار می‌آوردند و از همان ابتدا او را برای رویارویی با حوادث بزرگ آماده و مهیّا کردند. هنگامی که امیرمؤمنان -ع- درباره نقش زینب در وقایع بزرگ آینده با او سخن گفت، زینب -س- با صلابتی بی‌مانند به پدر عرضه داشت: «پدر جان از همه آن‌ها باخبرم. مادرم مرا از آن آگاه ساخته است تا برای آن روزها آماده شوم». شگفتا از صلابت و عظمت عقیله بنی‌هاشم و شگفتا از ایمان و باوری که جان‌های باورمندان را طاقتی فراتر از تصور بشر عطا می‌کند!
📚 جایگاه زن در اسلام، نوشته شهیده بنت‌الهدی صدر، ص ۷۱