en
Feedback
-لَمْحَةٌ-

-لَمْحَةٌ-

Open in Telegram
190
Subscribers
No data24 hours
-17 days
+130 days
Posts Archive
خدا را از این غم چه چاره کنم!؟

بوسه‌هایی که بدهکاری همین‌جا پس بده، در قیامت سخت می‌گیرند حق‌الناس را.

photo content

Repost from -لَمْحَةٌ-
جمعه بود دهم محرم سال ۶۱؛ساعت ۳ظهر و حسین(ع)پنجاه و هشت سال داشت.

Repost from -لَمْحَةٌ-
کاش مکن ای صبح طلوع‌های من اثر میکرد./

ببخشید حسین‌جان من امروز برای درد خودم بیشتر از درد شما گریه کردم؛حلالم کن.

کل این یکسالی که هرکاری کردم نشد گریه کنم امروز جیغ شد از اعماق وجودی که سوخته بود و اومد بیرون.

photo content
+5

photo content
+5

Repost from عماریسم
من جوانم گناه اگر کردم، خب غلط کردم ببخشیدم، سر و گوشم کمی اگر جنبید، به علی اکبرت نفهمیدم..

آخ مرا آواره‌ی هر شهر کردی آخ ببین شیرت ندادم قهر کردی./

photo content

photo content

آفریدن تو را تا که گره باز کنی پدرت هی بخرد نازو توام ناز کنی

Repost from -لَمْحَةٌ-
*روضه است: عمه جان بگو تازیانه کم بزند.دخترم، دخترانه‌ بزند…

بشکست اگر دل من به فدای چشم مستت سر خم می سلامت شکند اگر سبوئی

پرچمت عوض شد و چه قدر دلتنگتم عزیزِ عراقی…

«ناامید نشو که تو را نیز عاشورایی‌ست!»