en
Feedback
❥•ʀᴏʜᴀᴍɪʀᴄᴏᴜᴘʟᴇ•

❥•ʀᴏʜᴀᴍɪʀᴄᴏᴜᴘʟᴇ•

Open in Telegram

کوه ها باهمند و تنهایند همچو ما؛ با همانِ تنهایان _ 🌓🫂🩵 _ Unknown: @Rohamircouple_bot

Show more
Iran128 305The category is not specified
444
Subscribers
+424 hours
+367 days
+3130 days
Posts Archive
ببينيد ماكان يعني امير و رهام اينكه فكر ميكنيد ماكان خودش يه شخصيت جدا و مستقل داره خيلي مسخرست ماكان بااين دونفر معني گرفته و معني ميده پس اگه تموم شده يعني امير و رهام تموم شدن يعني اين تركيب براي ما تموم شد سوزوندن كسايي كه خودشون صاحب عزا هستن واقعا ظلمه بخدا كه غم ما يك هزارم خودشون نيست اونا خودشونو از دست دادن ماكان خود واقعيشون بود تو يه كالبد ديگه:) اينكه كي مقصره و كي نيست ديگه مهم نيست ما و امير و رهام همه چيو از دست داديم حداقل ديگه خاكسترشونو آتيش نزنيد:)

حيف ميتونستيم زندگي كنيم نكرديم..

دردت به جونم:) كمر هممون همينطوري خم شد از سنگيني اين غم امير:)
دردت به جونم:) كمر هممون همينطوري خم شد از سنگيني اين غم امير:)

كاش واقعا جونت بوديم و ميشد جونمونو بديم كه فقط همه چيز درست بشه

هنوزم برامون تايپ ميكنه هنوزم جونش خطابمون ميكنه چيكار كنم برات آخه پسر:)؟

اين چندماه از زير و بم زندگيشون باخبر بودين كه فكر ميكنين تلاش نكردن براي موندن؟ چرا فكر كردين انقدر مهمين كه ازتون ميترسن و برميگردن:)؟ اونا روياشونو از دست دادن امير روياي بچگيشو از دست داد و رهام خودشو كه تازه بهش رسيده بود اگر قرار به برگشت باشه اول و آخر براي خودشونه نه اينكه شما كاسه داغ تر از آش بشين و اتحاد بزنين برا رفتن ميخواين برين،به سلامت كسي كه ميخواد بره انقدر كولي بازي درنمياره و همه جا جار نميزنه حداقل اين روزاي آخر و زهرمار نكنيد

انتظار پايان حداقل باشكوه دارين ولي خودتون دارين با كينه توزي و نفرت تمومش ميكنين يكبارم كه شده نمك رو زخم نشيد فرقتون با آدمايي كه باعث شدن به اينجا برسيم چيه؟ اين جماعت مرده كش زنده پرست هيچوقت عوض نميشه

توضيح نميدن مصاحبه نمياد طلبكارين استوريش ميكنن براي اطلاع رساني بازم طلبكارين و حق به جانب ميشه بپرسم چه مرگتونه:)؟ توضيح نميدن فوش ميدين توضيحم ميدن فوش ميدين بسه ديگه همه چي تموم شد آوازم شديم شما هنوز كه هنوزه ول نميكنيد انگار تموم اين سال ها مونده بودين تمركز كرده بودين اين اتفاق بيوفته كه آخرش انتقام بگيرين و دنگتونو حساب كنين باهاشون

من امير و رهام رو به عنوان خواننده هاي ماكان بند شناختم و باهاشون آشنا شدم ولي بعد از اون هزار و يك دليل ديگه پيدا كردم كه دوستون داشته باشم حالا چطور ميتونم متنفر بشم ازتون؟

این طناب اتصال من به زندگیه که دارین میبرینش:)

شایدم عشق همینه "نرسیدن"

قصد خداحافظي ندارم،هرگز من بلد نيستم وصله جونمو قيچي كنم ميمونم حتي شده براي "امير" براي "رهام" شايد مثل خودتون منم ديگه مثل سابق نباشم ولي هرچقدر كه من از تنهايي ميترسم ميدونم كه شماهم ميترسين ما بدون هم زندگي رو تاب نمياريم شايد يه روزي يه جايي بين اين همه تنهايي نشستيم و خاطرات و مرور كرديم و بازم هربار اين درو خونديم،نه؟

من متاسفم كه تمام تصورت از آدما شدن رفتن و نموندن تو از رفتن نترسيدي ولي مناز رفتن شما خيلي ترسيدم تموم جونم داره تو آتيش ميسوزه@امير:)

ماكان براي امير و رهام بوده و هست ما باهم اين خونه رو بنا كرديم و اگر قرار به خراب شدنش باشه فكر اينكه ميشهاز آوارهاش يه خونه ديگه ساخت كاملا اشتباهه اين چيزي كه يكسري كفتار اسمشو ميزارن برند،برند نبود سال ها عشق و احترام و احساس بود از اول هم حس ميكردم اختيار اين اسم دستتون نيست كه اگر بود اينطوري به يكي ديگه نميدادين و همونطوري دست نخورده و پر خاطره نگهش ميداشتين:)

رهام،عزيزِجونمي هرچيم بشه عزيز ميموني من كسي نيستم كه كفه ترازوم به سمت بديا سنگيني كنه ولي عزيزمن ازم نخواه باور كنم كسي كه اسم ميبري هيچ جوره مقصر اين وصعيتي كه الان داريم نيست آخه من چشماي تورو پيش اون ادم و چشماتو پيش امير ديدم من ذوق و هنر تورو واسه ماكان و كنار امير ديدم من ديدم تو چطور تلاش كردي سر پا نگه داري همه چيو هرگز ازم نخواه قبول كنم كه خواست خودت بوده دروغ چرا شايد يه زماني اره؟مثلا اون سالاي اول و روياي جووني و خام بودن ادما ولي حداقل انقدري ميشناسمت كه بدونم رهامِ ماكان،رهام كنار امير هيچوقت نميخواست همه زندگيشو ساده ببازه به اين بازيا

درد و غصه اصلي من اول و آخر براي خودتون بود و هست وقتي كه ميبينم با چه سختي اي قبول كردين همچين تصميمي رو براي تو اميرعزيزم،براي تويي كه تمام مصاحبه سلول به سلول تنتو سفت گرفته بودي دستاتو مشت كردي و چشمات به يه جا خيره بودن و زل ميزدن و دستي دستي روياي بچگيت و دادي دست يكي ديگه و براش ارزوي موفقيت كردي و براي تو رهام عزيزم تويي كه ميدونم الان نميدوني داري چي ميگي هنوز نفهميدي چي سرت اومده و فردا پسفردا هم شايد حالت بدتر از اينا بشه ميخندي ولي ميدونم تو دلت چي ميگذره و مطمئنم خودت هم ميدوني كه توي يك هفته پيش با توي مصاحبه آدم يكساني نيستيد و شايد خودتو گم كردي عزيزجونم

تنها جمله ايه كه به ذهنم مياد اينه براي ما زود بود تموم شدن

حرف زياده واسه گفتن نميدونم از كجا بايد بگم بااين حال بد

گفتم اميدوارم گذران عمرتون كنارهم باشه خوندين و با چشماي برق زده نگاهش كردين پس چرا خرابش كردين:)؟

يه لحظه فكر كردم ديگه قرار نيست ذوق و هيجان لحظه اي كه چراغاي سالن كنسرت خاموش ميشن و همه جيغ ميزنن رو تجربه كنيم و خب حقيقتا نفسم گرفت:)