en
Feedback
حَضرَت‌طرید|TARID

حَضرَت‌طرید|TARID

Open in Telegram

این #مرگ نیست که همیشه آدم را از پا در می آورد... گاه همین فکر و #خیالی ست که از تو در ذهن دارم... طرید:رانده‌شده

Show more
641
Subscribers
No data24 hours
+27 days
-130 days
Posts Archive
کلمات نمیتونن توصیف کنن؛ جملات نمیتونن حق مطلب رو ادا کنن .. هرچیزی بگی بیخوده .. آهنگ های بیکلام شاید فقط بتونن توصیف حال و احوالی باشن که هیچ وقت یه انسان نمیتونه از اونا حرفی بزنه .. حرف هایی که موی سفید توی سر و صورتتون شد .. بغض هایی که توی گلو موند و بیرون نریخته شد .. سکوت و ما ادراک سکوت .. شب و ما ادراک شب .. آهنگ بیکلام خوب و ما ادراک .. پ.ن:هیچ کس از عشق سوغاتی به جز دوری ندید هر قدر یعقوب تنها شد زلیخا بیشتر ..

اگر به گریه بود،گریه میکردم خیلی بیشتر از این حرف هاست .. #شرح‌حال #غم‌من

اگر به گریه بود،گریه میکردم خیلی بیشتر از این حرف هاست ..

پیامبر ما کسی بود که برای تسلیت به کودکی که گنجشکش مرده بود،میرفت .. غرض اینکه یا رسول الله؛ ما دل شکسته داریم،ما غم داریم،ما دلمون مرده،ما خرابیم .. به دیدن ماهم بیا .. پ.ن:سهمم از وصل تو کم نیست،همین دیشب بود روی یک کاغذ ِ تر،بوسه زدم نامت را .. #هوالمحبوب #طبیب‌من t.me/matroud_ir

مرگ بهم بیاد ان شاالله یه روزی .. اونطوری که باید و شاید، مرگ‌ حق‌ است‌ به من حق مرا برگردان ..

به قول جناب چاووشی که: من راضی ام به هر چه تو میخواهی ترجیح میدهی چه کسی باشم .. #لیلی‌من

به قول جناب چاووشی که: من راضی ام به هر چه تو میخواهی ترجیح میدهی چه کسی باشم ..

وصل و فراق هر دو مرا پیر کرده است .. #لیلی

میفرماید که امام حسن علیه السلام از غم زیادی که داشت یک روز به بیابون رفتن و اونجا مجنون رو دیدن .. از مجنون پرسیدن حق با من هست یا با معاویه لعنت الله علیه .. میگه مجنون گفت حق با لیلی هست .. فرمود که امام حسن علیه السلام لبخندی زدن و به مجنون گفتن که اگر غیر از این میگفتی مجنون نبودی ‌.. در تفسیر میفرماید که لیل حضرت زهرا سلام الله علیها ست .. لیلی شمه ی از حضرت زهرا سلام الله علیها رو داشت که مجنون اونطوری مجنونش شده بود .. غرض اینکه جنون ما به هرکسی باید بوی معشوق بده؛بوی یار بده .. اگه کسی رو دوست دارید که بهش محبت میکنید یا اینکه عشقتون رو نثارش می‌کنید یا اینکه مجنونش هستید بگردید ببینید بوی یارتون رو میده یا نه .. هرکسی توی این دم دستگاه با زلف یکی از حضرات کارش گره خورده و شکار اون شده .. ببینید اونی که جنون دارید توی دوست داشتنش،اونی که تمام داروندارتونه بوی اون محبوب رو میده یا نه .. وقتی به اون محبوبتون رسیدید ازش بوی حضرت زهرا سلام الله علیها رو استشمام میکنید،دیگ بوی امیرالمؤمنین روحی فداه رو ازش استشمام میکنید .. وقتی به این درجه برسی دیگ به راحتی ناراحت نمیشی،به راحتی هر مسئله ای رو بزرگ نمیکنی .. سگ معروفه به بو کشیدن .. بوی یار رو باید مثل سگ استشمام کرد و رفت سراغش تا اون یار و محبوبی که باید رو پیدا کنی .. مجنون باشید مثل سلمان که فرمود روزی داشت رد میشد از جایی دید ابی عبدالله در سنین به ظاهر کودکی زانو بغل گرفته و به پهنای صورت اشک میریزه .. سلمان رفت پیش آقا امام حسین علیه و جویای احوال شد؛حضرت فرمودن برو سلمان،برو .. سلمان موند؛جنون سلمان نذاشت که بره .. فرمود به من بگید آقاجان .. بعد از کلی اصرار .. حضرت فرمود بشین کنار من .. حضرت برای سلمان روضه ی خودش رو خوند به صورتی که سلمان هن به پهنای صورت اشک میریخت .. لیلی زندگیتون رو پیدا کنید و بهش جنون داشته باشید .. جنون مقدسه .. پ.ن:گویند بو کشیدن گل؛مرگ مؤمن است بوی خوش دهان تو جان مرا گرفت .. #هوالمحبوب #لیلی‌من t.me/matroud_ir

میفرماید که امام حسن علیه السلام از غم زیادی که داشت یک روز به بیابون رفتن و اونجا مجنون رو دیدن .. از مجنون پرسیدن حق با من هست یا با معاویه لعنت الله علیه .. میگه مجنون گفت حق با لیلی هست .. فرمود که امام حسن علیه السلام لبخندی زدن و به مجنون گفتن که اگر غیر از این میگفتی مجنون نبودی ‌.. در تفسیر میفرماید که لیل حضرت زهرا سلام الله علیها ست .. لیلی شمه ی از حضرت زهرا سلام الله علیها رو داشت که مجنون اونطوری مجنونش شده بود .. غرض اینکه جنون ما به هرکسی باید بوی معشوق بده؛بوی یار بده .. اگه کسی رو دوست دارید که بهش محبت میکنید یا اینکه عشقتون رو نثارش می‌کنید یا اینکه مجنونش هستید بگردید ببینید بوی یارتون رو میده یا نه .. هرکسی توی این دم دستگاه با زلف یکی از حضرات کارش گره خورده و شکار اون شده .. ببینید اونی که جنون دارید توی دوست داشتنش،اونی که تمام داروندارتونه بوی اون محبوب رو میده یا نه .. وقتی به اون محبوبتون رسیدید ازش بوی حضرت زهرا سلام الله علیها رو استشمام میکنید،دیگ بوی امیرالمؤمنین روحی فداه رو ازش استشمام میکنید .. وقتی به این درجه برسی دیگ به راحتی ناراحت نمیشی،به راحتی هر مسئله ای رو بزرگ نمیکنی .. سگ معروفه به بو کشیدن .. بوی یار رو باید مثل سگ استشمام کرد و رفت سراغش تا اون یار و محبوبی که باید رو پیدا کنی .. مجنون باشید مثل سلمان که فرمود روزی داشت رد میشد از جایی دید ابی عبدالله در سنین به ظاهر کودکی زانو بغل گرفته و به پهنای صورت اشک میریزه .. سلمان رفت پیش آقا امام حسین علیه و جویای احوال شد؛حضرت فرمودن برو سلمان،برو .. سلمان موند؛جنون سلمان نذاشت که بره .. فرمود به من بگید آقاجان .. بعد از کلی اصرار .. حضرت فرمود بشین کنار من .. حضرت برای سلمان روضه ی خودش رو خوند به صورتی که سلمان هن به پهنای صورت اشک میریخت .. لیلی زندگیتون رو پیدا کنید و بهش جنون داشته باشید .. جنون مقدسه .. پ.ن:گویند بو کشیدن گل؛مرگ مؤمن است بوی خوش دهان تو جان مرا گرفت .. #هوالمحبوب #لیلی‌من t.me/matroud_ir

در کوی دیگران من جز استخوان ندیدم اما سگ تو بودم قلاده ام طلا بود ..

گریه نکن بچه .. قوی باش؛تو قراره بیشتر از این چیزا از دست بدی .. چطور میتونی به این بچه بفهمونی خیلی چیزای بیشتری قراره از دست بده؟مثل اینه یه آدم نابینا ازت بخواد براش آسمون رو توصف کنی:) هیچ توصیفی نیست،هیچ کس تورو نمیفهمه بچه جون،هیچکس قرار نیست تورو بفهمه،تو قرار نیست هیچ وقت این زخم روی دلت خوب بشه و همیشه بابتش یه غم روی دلت داری .. قراره بیشتر از این چیزا گریه کنی و بیشتر از این چیزا تنها بشی .. پ.ن:من معنای دوستت دارم را نمی دانم! فقط می‌دانم كه يعنی مرا اينجا تنها رها مكن .. #شرح‌احوالات #لیلی t.me/matroud_ir

شدی در چشم‌هایش خیره، ای دل سادگی کردی .. از این پس هیچ‌کس را غیر او زیبا نمی‌بینی .. #لیلی‌من

https://t.me/iRoChatBot?start=sec-fihihjbdej کسی هست حرم باشه پیام بده ..

قلبم درد میکنه رفقا یکی یه حمد بفرستید برامون درست شیم ..

گفت:اولین نشانهٔ عاشق شدن غم است؟ بوسیدمش به گریه و گفتم:غمت مباد ..

راست میگفت ..

گاهی چه بیگناه دلت پیر میشود ..

یادمون نیست هیئت بدون صوت و صدا و باند و پاور و هزارتا کوفت و زهر مار رو که وقتی برق یه هیئت قطع میشه تیتر ریلزاتون میشه ببینید فلانی وقتی برق قطع شد چطور خوند!چطور مدیریت کرد؟ انقدر غرق در این شدیم که کی بهتر ذکر میگه و اسم ذاکر میزنن تو پوستر که یادمون رفته اصلا یه زمانی ذاکر وجود نداشت و مداح برای مداح ذکر میگفت .. حرف زیاد است و وقت کم .. درآخر باید گفت ما همه اینا رو می‌خواستیم که به تو برسیم ابی عبدالله،که به تو نزدیک تر بشیم،که برای تو بیشتر تبلیغ کنیم ولی شرمنده ایم که نفسمون اجازه نداد و حتی از یاد بردیم که رسالت اصلی چی بوده .. لابه لای اینهمه دنیایی که وارد دم و دستگاه ابی عبدالله کردن دیدم یه مداحی که شاید حتی نصف صدای اینایی که عالم و ادم نوکرشونن هم نداره و حتی مستمعین جلسه ای ‌که اونجا میخونه هم به تعداد دودست نرسن چندوقت پیش توسط یه عده منافق دزدیده میشه و بعد از دوسه هفته مفقودی فیلم شکنجه هاشو و ارباً اربا شدنش رو میفرستن واسه خانوادش؛شهید حمیدرضا رجب زاده؛رسید به اون چیزی که میخوند و می‌خواست از اربابش؛و چقدر خوب فرمود شهید آوینی که آنان که به مقصد رسیده‌اند می‌گویند:میان ما و شما همین خون فاصله‌است .‌‌. حالا شما هی بخون خونم بریز،جونم فدات .. برو تا ببینم کی میرسی آقاجون برو .. اول و وسط و اخر تو بودی و هستی و خواهی بود؛زمانی که عالم نبود تو بودی،بعدا هم که این عالم تموم شه هستی .. تو معنی ابد هستی .. ابد در پیش داریم ‌.‌. پ.ن:طاووسی و حُسنت قفس پر زدن توست ای مرغ گرفتار!چه سود از پر و بالت .. #چه‌شد #شرح‌احوالات t.me/matroud_ir

چیشد؟! .. از کلمه ی چیشد راحت نگذریم .. چیشد که به اینجا رسیدیم .. رُک و راست،بدون پرده .. قاعده ها مقابل دم و دستگاه سیدالشهدا بهم خورده و تا ابد هم همینطور میمونه .. من راجع به لطف و کرم و بزرگی ابی عبدالله نمیگم راجع به این میگم که آقا اینطوره من و امثال من چرا حیا نداریم؟ .. یه زمانی میکروفون دست گرفتن آدابی داشت،سیر و سلوکی داشت،راه و روشی داشت،طریقتی داشت،ریاضتی داشت،زحمتی داشت،اجر و قربی داشت و دیک کلام زحمتی داشت .. یه سری بزرگوار رگ قشنگشون الان باد میکنه که آهاااای مگه الان چشه فلانی صداش خوبه،فلانی سیماش خوبه،فلانی فنی بلده،فلانی اخلاص داره،فلانی .. والله مداح شدن و روضه خون شدن به اینا نبوده و نیست .. من دستگاه اخلاص سنج ندارم،دستگاه خوب و بد سنج یا حتی دم و دستگاه قضاوت هم ندارم ولی خوب میفرمود که شیشه جای عطر بوی عطر رو میده .. رنگ رخساره نشان می‌دهد از سر درون .. دم و دستگاه ابی عبدالله وسیع هست و برمنکرش لعنت اما این موضوع کجا جواز این موضوع رو داد هرکسی که فکر کرد،فقط فکر کرد میتونه میکروفون دست بگیره و بخونه بیادو بخونه که بعد مخاطب شخصیت محوری که طرفدار اون آقا باشه با چشم بسته هرچی اون گفت رو قبول کنه؟! .. یادآوری اول: چیشد که اینطوری شد؟ .. این حرف های من فقط و صرفا بخاطر یه مداح نیست که گفته اینجا لبیک بگید یا نگید .. اکسپلور محترم اینستارو شما وقتی باز میکنی چیزی جز جلسات هیئات محترمی که توی کربلا جلسه داشتن نمی‌بینی! ماشاالله به زاویه بندی های دوستان آیفون سوار .. ماشاالله از این تولید محتوا! ماشاالله به این زمان بندی درست که چه زمانی زوم و بک زوم بشه! ماشاالله به مکان قرار گیری اون آدم! خلاصه که خسته نباشید . پیجتون با فیلم هایی که گرفتید اومد بالا و شرایط رو فراهم کرد که شما هم بپیوندی به دریای از ادم هایی که غرق این شدن که توی جلسه با چه نوری از چه زاویه ای و از کدوم مداح فیلم بگیرم و از کدوم شعر بزارم بالا تا بازخورد داشته باشه .. یادآوری دوم:چیشد که ابی عبدالله رو فراموش کردیم؟! .. میگفت که توی عالم برزخ هرچی هیئت رفته بودم رو ننوشته بودن توی نامه اعمالم .. آقا جون جدتون،جون این جون اون دستم به دامنتون یه کاری کنید چی شده اخه؟ بعد یه عمری نوکری چرا هیچی نیست؟ .. فرمود که شما بخاطر رفیقات توی این هیئت میرفتی نه بخاطر امام حسین .. اگه بخاطر امام حسین بود چرا هیئتی که هیچ کسی شمارو نمی‌شناخت نرفتی؟ .. اما بعد ‌.. میفرماد که یکی از روضه خون های بنام وقت اون زمان که جلسات زیاد داشت .. ده روز محرم طوری جلسات رو چیده بود که صبح تا شب بکوب جلسه ها میرفت و روضه میخوند و وقت اضافه ای نداشت .. یه روز که مثل همیشه از این روضه به اون روضه میخاد بره سر راه دوتا پسر بچه سرراهش التماسش میکنن که اقا بیا واسه ما روضه بخون؛آقا با هزاران اصرار و اکراه که وقت ندارم و درحد پنج دقیقه و زود باید برم میاد ‌.‌. میاد میبینه یه جای کوچیک که یه سری بچه ی قد و نیم قد نشستن و بجای منبر هم یه قوطی بزرگ گذاشتن که روش پارچه کشیدن به عنوان جایگاه .‌‌‌. آقا روضه خوند و رفت ... شب در عالم مکاشفه حضرت زهرا سلام الله علیها رو میبینه؛حضرت میفرماید که روضه ی تو رو قبول کردیم ‌.. آقای روضه خوش حال میپرسه کدوم روضه؟روضه خونه ی فلانی یا فلان کس؟ حضرت میفرماید که همون روضه ی بین راهی که با اکراه رفتی .. شما برای گمنام شدن کار کن خود خدا نمیزاره گمنام بمونی،اونم توی این دوره ای که نون توی معروفیت و مشهور بودنه .. یادآوری سوم:چیشد که اولویت ها عوض شد؟! .. یه زمانی نظام اولویت بندی این بود که طرف تلاش میکرد امام حسین رو ببینه،حضرت زهرا سلام الله علیها ازش راضی باشه توی این دم و دستگاه،بتونه خودسازی کنه .. نظام اولویت هامونم هم دیگ توش امام حسین نیست .. دیگ توی هیچ جایی از زندگیمون نیست .. یاد گرفتیم زندگیمونو رو میزاریم اول،کارمون،دنیامون،اولمون،آخرمون،همه چی و بعد ابی عبدالله رو ذیل این ها تعریف و تحریف میکنیم وآخرش هم کارمون لنگ میمونه؛نفهمیدیم که شما ابی عبدالله رو بزار روسرت و بقیه زندگی رو ذیلش بچین اونوقت میبینی چطوری جبران میشه .. اعتقاداتمون از بس توی طاقچه بود خاک گرفت و خراب شد .. دیگ یادمون رفته اینا فقط حرف نیست، یادمون رفته اینا صرفا چهارتا مطلب قشنگ و دلنوشته نیست که تهش بگی افرین و راست گفت و به به .. ما یادمون رفته کربلای بدون استوری رو؛ کربلای بدون اعلام خبر به عالم و آدم رو .. اسمش هم میزاریم حلالم کنید .. اون مال موقعی بود داداش جون که واسه رفتن دست قطع میکردن نه الانی که از در خونت تا خود قتلگاه شما پلن چیدی که چطور بری سخت نگذره،چطور بری که واسمون از اول تا اخر جاده استوری و ریلز بزاری که خدایی ناکرده پیجت نخوابه،چطور بری که به خرید هات هم برسی ..