𝗦𝗠𝗜𝗟𝗘 𝗡𝗢𝗩𝗘𝗟 ᵕ̈
Open in Telegram
نمیخواد دیگه دنبال ناولی بگردی شعبه ش اینجاست بقیه بهانه :) قرارمون یادت نره با هر کلمه یه لبخند 🍀 𝗜𝗻𝘀𝘁𝗮𝗴𝗿𝗮𝗺→https://instagram.com/cdrama.smile?igshid=MzNlNGNkZWQ4Mg==
Show more9 781
Subscribers
+724 hours
+177 days
+8130 days
Posts Archive
9 781
🦋 درود، روزتون بخیر
با توجه به وضعیت موجود، مجموعههای اشتراکی چنل از امروز تا احتمالاً روز جمعه فقط پذیرای عضویت هستن و پس از اون دیگه با هزینههای قبلی امکان عضویت وجود نخواهد داشت.
پیوی نیز برای جلوگیری از اتلاف وقت شما و شلوغی بیمورد، تنها به دوستانی که قصد تهیهی اشتراک دارن پاسخ داده میشه.
پس اگه قصد تهیهی اشتراک دارید، میتونید حداکثر تا صبح جمعه ثبتش کنید.
با سپاس از همراهی همیشگی شما 🌿
@Lingvern
9 781
+2
Like Water Catching Fire
انگار آب آتیش گرفته باشه—یه ناهنجاریِ زیبا. خیرهکننده بود. دنی دلش میخواست بره وسط اون انفجار زندگی کنه و بذاره بلعیده بشه توش.
با دیدن خیانتِ دوستپسرش، زندگیِ دنی زیر و رو میشه و با دو میلیون دلار توی حسابش و یه قلبِ شکسته که باید ترمیمش کنه، از این سر مملکت میزنه به اون سرش. دنی هیچوقت از اون آدمهایی نبود که قرار باشه پولدار بشه. یه پسرِ ساده بود با آرزوی معلمیِ ادبیات، یه شوهرِ ناز، و شاید یکی دو تا سگ. اما با اپلیکیشنی که یهو و تصادفی وایرال شد، تمام چیزهایی که آرزوشون رو داشت دود شد رفت هوا، و فهمید این ضربالمثل چقدر حقیقت داره: «پول خوشبختی نمیاره.» دنی که نمیدونه آیندهش قراره چی بشه، امیدواره یه شروعِ دوباره داشته باشه. انتظار داره کلی با خودش کلنجار بره، و فکر میکنه شاید داوطلبشدن توی همون آتشنشانیای که سالِ اول دانشگاه توش کار میکرد، کمکش کنه یه مسیر پیدا کنه. اما چیزی که اصلاً انتظارش رو نداره، جیمیه؛ یه آتشنشانِ ناشنوا، جدی و خوشتیپ، با یه کینهی بهبزرگیِ تگزاس روی دوشش و یه بیاعتمادیِ صد مایلی، که اصلاً از حضورِ دنی توی تیمش خوشحال بهنظر نمیرسه. آیا کار کردنِ این دو نفر کنارِ هم به یه پایانِ خوش میرسه، یا دنی میفهمه که عشقِ واقعی اصلاً توی سرنوشتش نبوده؟
9 781
Repost from 𝗦𝗠𝗜𝗟𝗘 𝗡𝗢𝗩𝗘𝗟 ᵕ̈
Omniscient Reader’s Viewpoint
🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩
کیم دوکجا خودش رو قهرمان زندگی خودش نمیدونه. همونطور که از اسمی که پدر و مادرش روش گذاشتن برمیاد، آدمی تنهاست که تنها سرگرمیش خوندن وبناوله. بیش از ده ساله که زندگی رو بهطور غیرمستقیم از طریق یو جونگهیوک، شخصیت اصلی رمان «سه راه برای زنده موندن در آخرالزمان» (TWSA)، تجربه کرده. از طریق جونگهیوک، دوکجا بهصورت دستدوم سختیهای برگشتهای مکرر در زمان رو تجربه کرده؛ تلاش برای پیدا کردن راهی برای پایان دادن به «سناریو»های مرگباری که آدمها رو مجبور میکنن داستانهایی رو برای سرگرمی موجودات خداگونهای به اسم «Constellation» اجرا کنن. خیلی زود میفهمه که اون داستان دیگه تخیلی نیست و حالا خودش داخل دنیای TWSA زندگی میکنه. با اینکه تنها کسیه که آینده و اتفاقات پیش رو رو کامل میدونه، موفقیتش توی این سناریوها تضمینشده نیست—اما شاید همین برتری باعث بشه بالاخره بتونه نقش قهرمانی رو بهعهده بگیره که هیچوقت بهش نمیخورد.ᥫ᭡.ִֶָ 🍧 #خواننده_همه_فن_حریف 🍧#Omniscient_Reader_viewpoint 𓂃 ࣪˖ ִֶָ 𐚁̸
9 781
+2
When Awakens the Heart 🏛
🌿🌱🌿🌱🌿🌱🌿🌱🌿🌱
🤍وقتی قلب بیدار میشود
🗞 اول اکتبره.
دکلن هر سال درست همین روز از یه خواب عمیق بیدار میشه. وقتی چشم باز میکنه، هم از درون خالیه هم وحشیانه گرسنه؛ و فقط یه چیز میتونه سیرش کنه. خون، بهای جاودانگی اونه. باید با همهی زورش بجنگه که کنترل خودش رو از دست نده. اگه نتونه، ممکنه کاملاً گم بشه و فقط یه ردّ از جنازه پشت سرش بذاره. یه شب توی کلاب، با مردی آشنا میشه که انگار بلدِ از لحظه لذت ببره و دکلن رو هم تشویق میکنه همین کارو بکنه. وقتی فقط سالی یک ماه زنده میمونه، هر ثانیه براش باارزشه؛ ولی بیشتر این وقت هم توی گرسنگیِ لعنتیش هدر میره، برای همین از اسکایلر الگو میگیره. بعد از یه شب فوقالعاده باهم بودن، دکلن با اکراه اون بلوند خوشچهره رو ترک میکنه. ولی این رابطه هیچوقت نمیتونه ادامه پیدا کنه؛ نه برای دکلن. بودن کنارش خیلی خطرناکه. وقتی دوباره راهشون به هم میافته، اسکایلر اصرار میکنه که میدونه دکلن چه جور آدمیه؛ اما دکلن میترسه نکنه اگه حقیقت رو بفهمه، ازش فرار کنه. دکلن قرنها وقت داشته تصور کنه یه روز کسی رو پیدا کنه، اما حالا که پیداش کرده، از این میترسه که بهش آسیب بزنه. تنها راهی که به ذهنش میرسه برای محافظت از اسکایلر، اینه که از خودش دورش کنه. آیا اسکایلر هنوز هم با وجود دندونها و همهچیز، میخوادش؟ یا این آخرِ همهچیزیه که میتونستن داشته باشن، و دکلن رو برای همیشه تنها میذاره؟
9 781
🦋 درود، روزتون بخیر
با توجه به وضعیت موجود، مجموعههای اشتراکی چنل از امروز تا احتمالاً روز جمعه فقط پذیرای عضویت هستن و پس از اون دیگه با هزینههای قبلی امکان عضویت وجود نخواهد داشت.
پیوی نیز برای جلوگیری از اتلاف وقت شما و شلوغی بیمورد، تنها به دوستانی که قصد تهیهی اشتراک دارن پاسخ داده میشه.
پس اگه قصد تهیهی اشتراک دارید، میتونید حداکثر تا صبح جمعه ثبتش کنید.
با سپاس از همراهی همیشگی شما 🌿
@Lingvern
9 781
+2
Warning! Always Be Happy…
🤩::
شاخکی دور مچ پایش پیچید و فشرد. صدای ترکخوردنِ استخوان بلند شد؛ مچ در زاویهای غیرطبیعی خم شد و استخوان از زیرِ پوست بیرون زد. انسان حتی توانِ جیغکشیدن هم نداشت، فقط نفسهایی بریدهبریده میکشید. اما شاخک، انگار از این مقاومتِ غیرمنتظره شگفتزده شده باشد، ناگهان عقب کشید؛ بقیهی شاخکهایی هم که بک تهو را در چنگ گرفته بودند، رهایش کردند و کنار خزیدند. «چطور همچین موجودِ کوچیکی زنده مونده؟» «چی؟» «شگفتانگیزه که انگشت داری، و توی اون شکمِ کوچیکت، همهی احشا و قلبت جا شده.» «...» «موجوداتی که کمتر از صد سال عمر میکنن، اینجوری وول میخورن و حرف میزنن...»
9 781
تو اون دسته بندی رنگ های کشف نشده منی،تو اون تصویر خالی روی بوم قبل از اینکه اولین نقشو روش بکشمی،تو تجلل رویای منی،تو شور و اشتیاق منی
-من و تو
🌟🌟🌟
#ملویی
ᥫ᭡.ִֶָ
𓂃 ࣪˖ ִֶָ 𐚁̸
