en
Feedback
Tribunpluse

Tribunpluse

Open in Telegram
922
Subscribers
No data24 hours
+17 days
+830 days
Posts Archive
. علینقی عالیخانی: ایران در دهه ۵۰ آمادگی استقرار دموکراسی را داشت اما شاه دموکرات نبود و می‌خواست همه کارها را خودش بکند. برای رسیدن به دموکراسی، می‌بایست به مردم حق مشارکت و به روزنامه‌نگاران، حق نوشتن را ‌داد! علینقی عالیخانی، وزیر، اقتصاددان و رئیس دانشگاه تهرانبود. وی یکی از نخستین فن‌سالارانی بود که در سال‌های آغازین دهه ۱۳۴۰ (خورشیدی) وارد کابینه دولت شد که در دهه بعد به عنوان یکی از کارآمدترین تشکیلات کارشناسی در جهان شناخته شد. در دوران تصدی وزارت اقتصاد توسط عالیخانی، طی دوره‌ای ده‌ساله تا سال ۱۳۵۲، اقتصاد ایران متوسط رشد اقتصادی سالانه ۱۱٫۵ درصدی و متوسط نرخ تورم سالانه ۲٫۶ درصدی را تجربه کرد. به همین دلیل، این دوره را دوران طلایی اقتصاد ایران می‌نامند.همچنین نرخ دلار آمریکا که از سال ۱۳۳۲ در قیمت ۸۰ ریال ثابت مانده بود، در دوران وزارت عالیخانی بیش از ده درصد از ارزش خودش در برابر ریال از دست داد و به قیمت ۷۰ ریال رسید. نرخی که تا بهمن ۱۳۵۷ ثابت ماند.

تایماز مهرعلی بیلی: پایان زمستان، بهار است (کودک ترک و پایان ۶ سال بی‌شناسنامه زیستن) اداره ثبت احوال شهرستان جلفا بعد از ۶ سال مانع تراشی و مخالفت با صدور شناسنامه برای هونتای مهرعلی بیلی، در نهایت با حکم شعبه ۱۱ دادگاه عمومی حقوقی تبریز تسلیم شد. پدر و مادر هونتای، آقای تایماز مهرعلی بیلی و خانم سئودا فرج زاده علی رغم مخالفت اداره ثبت احوال شهرستان جلفا، اداره ثبت احوال تبریز، سازمان ثبت احوال کل کشور و دادگاه عمومی شهرستان جلفا به مقاومت خود در برابر سیستم حاکم ادامه دادند و بالاخره با پیگیری وکلای پرونده آقای اصغر محمدی و هادی علیپور شاهگلدی امروز ۱۰ شهریور برای هونتای شناسنامه صادر شد. هون تای اسمی ترکی است به معنای "مانند هون". هون ها ترکهایی بودند که به سرکردگی قهرمان خود آتیلا در قرن ۵ میلادی بزرگترین امپراتوری اروپا را از اورال در آسیای میانه تا آلپ و دانوب در اروپا تشکیل داده بودند و امپراتوری های روم شرقی و غربی مجبور به پرداخت خراج برای آنها بودند.

photo content

قابل انتظار است که این غائله جدید “حق مسلم ما” هم، تا ایجاد یک غائله مشابه جدید جهت کوبیدن مشت بر دهان جهان و جهانیان، فروکش کند و صاحبان حنجره‌های به زحمت افتاده هم، اصلا به‌خود زحمت بازخواست از معرکه‌گردانان و مرشدان “حق مسلم ما” برای مداخله در نوع توافقات آذربایجان و ارمنستان را ندهند. رژیم جمهوری اسلامی ایران طی ۴۵ سال مشغول زدن مشت بر دهان جهان بوده است. در همه موارد هم، بخش مهمی از افکار عمومی ایرانیان داخل و خارج از کشور، بر علیه این رویه جهادی بوده است. البته بخشی از این افکار عمومی، در صورت اعلام و اعمال جهاد از سوی رژیم بر علیه کشورهای عربی و ترکی منطقه، چنان رفتار کرده‌اند که گویی اعلام جهاد از سوی رژیم نبوده است و ادعای بی‌کفایتی رژیم در پیش‌‎برد امر جهادی مربوطه را داشته‌اند. اینک هم کسانی اعم از عامی و عالم، از اپوزیسیون و رسانه‌های اپوزیسیونی ایرانی چنان وانمود می‌‌‌کنند که گویی خودشان مبتکر اعلام جهاد علیه جمهوری آذربایجان بوده‌اند و رهبران رژیم اسلامی تنها مشتی مدعیان نالایق رهبری این جهاد هستند. سران ارمنستان، ممکن است، از آذربایجان تقاضای عاجزانه برای استفاده متقابل از مسیرهای ارتباطی موجود را بکنند. چنین تقاضای عاجزانه‌ای دور از عقل یا به ضرر ارمنستان نیست. ارمنستان عملا راه‌های ارتباطی زیادی با جهان ندارد. یقینا استفاده جمهوری آذربایجان از منطقه مجاور مرز ۴۴ کیلومتری ارمنستان با ایران، برای برقراری ارتباط با نخجوان و ترکیه و کمک به تسریع و تسهیل ارتباطات جاده‌ای و ریلی بین ترکیه با آسیای مرکزی و تجارت جهانی در خط لندن و چین، در مقابل کسب اجازه استفاده از ۱۲۷۵ کیلومتر مرزهای ارمنستان با ترکیه و آذربایجان، معامله بدی برای ارمنستان نخواهد بود. ممکن است که این نکته بدیهی از سوی جهادیون تهران فهمیده نشود، اما بسیار محتمل است که ارمنستان عاجزانه خواهان این معامله بشود. انسداد همه راه‌ها یا رفع انسداد برای همه؟ مسئله این است! آذربایجان چندین دهه است که ارتباط همه‌جانبه با آسیای مرکزی دارد و ۴ سال است که ارتباط ریلی اروپا با چین را از طریق به کار انداختن قدرت دیپلماسی، سرمایه و توانایی اجرایی خود ممکن کرده است (۲۷ دسامبر ۲۰۲۰). اگر کشوری در دنیا بیشترین نیاز را برای ایجاد ارتباطات جاده‌ای و ریلی با دنیا دارد، این کشور ارمنستان است و نه آذربایجان. نکته مهمی را که عمدا برای آخر مقاله نگاه داشته‌ام، افشای این راز آشکار است که زمان لازم برای طی مسیر ایروان تا گذرگاه مرزی‌اش با ایران از طریق خاک خود ارمنستان تقریبا ۸ ساعت و از طریق نخجوان تقریبا ۳ ساعت است. حدس بزنید تصمیم ارمنستان را! در همین روزها خبر افتتاح عنقریب اولین فاز نیروگاه انرژی اتمی “آک‌کویو” ترکیه از سوی روس اتم منتشر شد. این نیروگاه اتمی با پنج برابر ظرفیت نیروگاه بوشهر، قرار است با تکمیل هر پنج فاز آن، ده درصد انرژی برق ترکیه را تولید کند. توجه کنید که بعداز چندین مرحله جنگ رژیم اسلامی با جهان و خسارت میلیاردها دلاری ناشی از انواع تحریم‌ها، نیروگاه بوشهر تنها یک درصد انرژی برق ایران را تأمین می‌‌‌کند. کشورهای عربی در جنوب ایران هم، انواع تأسیسات مشابه را بدون تحریم شدن و بدون جنگ با کسی، تأسیس کرده‌اند. علت نتیجه بد رژیم اسلامی در قیاس با همسایه غربی ترک و همسایگان جنوبی عرب، چیزی جز گرفتاری حکومت و سیاست و سیاست خارجی ایران در باتلاق جهل و توهمات نیست. اپوزیسیونی که به درستی از فقدان مدیریت حکومتی متکی به علم و تخصص شاکی است، وقتی نوبت توهمات ناسیونالیستی بخصوص توهمات دارای مایه عرب ستیزانه و ترک ستیزانه باشد، داوطلبانه و با تمام قوا در صفوف جهاد دیگرستیزانه رژیم جای می‌‌‌گیرد.

وقتی در فاصله سالهای ۱۹۹۴ تا ۲۰۲۰ مرزهای جمهوری آذربایجان از سوی ارمنستان تغییر یافته بود و مرزهای مشترک ایران و ارمنستان بواسطه این اشغال نظامی بیش از پنج برابر میزان قبلی شده بود، رهبران اسلام‌پناه و شیعه‌پناه ایران به کجا نگاه می‌‌‌کردند؟ آیا وقتی که ارمنستان مرزهای مشترک ۴۴ کیلومتری خود با ایران را از طریق اشغال نظامی و پاکسازی اتنیکی به ۱۷۶ کیلومتر افزایش داده بود، زبان گفتن نداشتید؟ وزیر خارجه جدید رژیم اسلامی آقای عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران روز پنج‌شنبه ۶ آوگوست در حساب کاربری خود در شبکه ایکس نوشت: هر تهدیدی علیه تمامیت ارضی همسایگان ما، یا ترسیم دوباره مرزها، چه در شمال باشد، چه در جنوب، چه در شرق و چه در غرب، کاملا غیر قابل قبول است و برای ایران خط قرمز به شمار می‌رود. اگر طی ۲۴ سال در دوران صدارت و وزارت انواع و اقسام مسئولان و مدیران دولتی، آن نقض مسلم تمامیت ارضی همسایگان برای کشور اسلام پناه ایران مهم نبود، امروز چه اتفاقی افتاده است که نه تنها “نقض” تمامیت ارضی بلکه “تهدید” تمامیت ارضی هم برای رژیم اسلامی مهم شده است؟ آیا آقای عباس عراقچی و وزرات محترم امور خارجه ایران، می‌‌‌توانند به جای هزار بار غوغا، یک بار برای همیشه بگویند که مبنای مستندات لازم برای پی بردن به صحت و سقم ادعای تهدید تمامیت ارضی همسایگان را کجا باید دید؟ آیا وزارت خارجه ایران هنوز مستندی دال بر وجود تهدید علیه تمامیت ارضی همسایگان (همان ارمنستان) و قصد تغییر مرزهای آن کشور، برای ارائه در اختیار ندارد یا چنین مستنداتی وجود دارد و به جز وزارت خارجه و بیت رهبری رژیم، بقیه جهان از آن بی‌خبرند؟ زمانی صنعت اتمی “حق مسلم ما” بود و سپس نصف دریای خزر تبدیل به “حق مسلم ما” شد و اینک ممانعت از توافق دو کشور مستقل همسایه بر سر راههای ارتباطی مابین آنها تبدیل به “حق مسلم ما” شده است. آنچه اتفاق نمی‌افتد، ارائه یک بیلان برای برآورد نتایج سود و زیان صنعت اتمی و غوغا برای تصرف نیمی از دریای خزر است. راستش نه کسی چنین بیلانی ارائه داده است و نه کسی یا کسانی از میان امت همیشه در صحنه داخل و خارج از کشور که زمانی حنجره خود را در راه مقدسات مسلم نامبرده به زحمت انداخته‌اند، خواهان رسیدگی به امر سود و زیان عملیات جهادی خود شده‌اند. حقیقت آن است که این مسئله جزو موارد مورد مذاکره مابین دو کشور مستقل است که هر دو دارای دو قرن تجربه مدیریت رابطه با غول بی‌شاخ و دمی به نام روسیه از نوع تزاری، کمونیستی و پوتینی هستند. ارمنستان محروم از هرگونه ارتباط دریایی با جهان، ۴۴ کیلومتر مرز با ایران در جنوب دارد و ۱۲۷۸ کیلومتر مرز زمینی در شرق و غرب خود با آذربایجان و ترکیه. صلاح هر مملکت هم خسروان آن مملکت دانند. حال برعهده نیکول بابایئویچ پاشینان است که اگر اجباری در انتخاب است کدام را انتخاب کند. در اصل هیچ اجباری نیست و گرجستانی که همه راههای ارتباطی از قبیل راه آهن، اتوبان و مسیرهای انتقال نفت و گاز آذربایجان از آنجا می‌‌‌گذرد، مجبور نبوده است که در قبال دادن راه ترانزیت به آذربایجان و ترکیه، مثلا مرز خود با ارمنستان را مسدود کند! البته به‌جز آنهایی که عقل و چشم و گوش خود را بسته و حنجره خود را به کار می‌‌‌اندازند، بقیه بشریت خبر دارند که حتی کشورهای دارای دسترسی به دریاهای آزاد مثل ایران و روسیه هم به ارتباطات زمینی از طریق اراضی همسایگان با جهان، احتیاج دارند. هم آذربایجان و هم ترکیه تاکنون میلیاردها دلار صرف احداث و نگهداری جاده‌هایی کرده‌اند که ایران از طریق آنها با بقیه دنیا ارتباط زمینی حیاتی دارد. به عقل کسی در ترکیه و آذربایجان هم نرسیده است تا بگوید مثلا جلوگیری از احداث راه‌های مراسلاتی ایران و ترکمنستان یا افغانستان، “حق مسلم ما” است! آلمان در قلب اروپا هم، هابی برای اتصال کل کشورهای قاره اروپا با یکدیگر است. نه برای آلمان و نه برای جمهوری آذربایجان و ترکیه، چیزی به‌نام “حق مسلم ما” در چوب گذاشتن لای چرخ همسایگان، جز سادیسم و نفهمی نوع برقراری روابط بین‌المللی، معنی دیگری ندارد. مثل جنگ روانی جهادیون تهران و امت همیشه در صحنه ایرانشهری داخل و خارج از کشور در مورد حق پنجاه درصدی ایران بر دریای خزر(!) و حق مسلمی به نام صنعت اتمی خارج از کنترل جهانی، حق مسلمی برای مداخله در نوع توافقات آذربایجان و ارمنستان وجود نخواهد داشت. دولت‌های حاکم بر ایران طی صد سال اخیر هرگز نتوانستند سهم توافقی ایران از آبهای جاری مشترک میان افغانستان و ایران را استیفا کنند، چگونه است که در برابر روسیه، ترکیه، آذربایجان و حتی ارمنستان برای خود، “حق مسلم ما” تعریف می‌‌‌کنند؟

یاست خارجی ایران در باتلاق توهمات دینی و ناسیونالیستی ✍🏻 علی‌رضا اردبیلی لینک مقاله در سایت تریبون: https://www.tribun.one/u
یاست خارجی ایران در باتلاق توهمات دینی و ناسیونالیستی ✍🏻 علی‌رضا اردبیلی لینک مقاله در سایت تریبون: https://www.tribun.one/uncategorised/4016-ly-rda-ardbyly-syast-kharjy-ayran-dr-batlaq-twhmat-dyny-w-nasywnalysty لینک شبکه‌های اجتماعی تریبون: https://linktr.ee/tribunpluse

آکادمی ترک و موافقت با الفبای مشترک جهان ترک، متشکل از ۳۴ حرف آکادمی ترک که مقر آن در آستانه، پایتخت قزاقستان است، طی اطلاعیه
آکادمی ترک و موافقت با الفبای مشترک جهان ترک، متشکل از ۳۴ حرف آکادمی ترک که مقر آن در آستانه، پایتخت قزاقستان است، طی اطلاعیه‌ای اعلام کرد که کمیسیون الفبای مشترک جهان ترک که توسط سازمان کشورهای ترک تاسیس شده با پیشنهاد الفبای مشترک ترکی متشکل از ۳۴ حرف موافقت کرده است. ‏در این اطلاعیه آمده است، سومین نشست کمیسیون مشترک الفبای جهان ترک که در تاریخ ۹ تا ۱۱ سپتامبر در باکو، پایتخت آذربایجان برگزار شد با موفقیت به پایان رسید. هدف اصلی این نشست، نهایی کردن کار پروژه الفبای مشترک برای زبان‌های ترکی با بهره‌گیری از دانش به‌دست‌آمده در این زمینه و تجربه دو ساله اجرایی کمیسیون بود. ‏در اطلاعیه فوق تاکید شد که پروژه الفبای مشترک ترکی مبتنی بر الفبای لاتین که برای اولین بار توسط دانشمندان در سال ۱۹۹۱ مطرح شد، به طور جامع بررسی شد و اعضای کمیسیون در خصوص موضوعاتی که باید در این پروژه الفبای تدوین شود، تصمیمات لازم را اتخاذ کردند. ‏در این نشست در خصوص الفبای مشترک ترکی متشکل از ۳۴ حرف توافق حاصل شد و هر حرف در الفبای پیشنهادی نشان دهنده آواهای مختلف موجود در زبان‌های ترکی است.

مرکز چگونه اختلافات قومیتی را تشدید می‌کند؟ ✍🏻 مایکل هکتر لینک مقاله در سایت تریبون: https://www.tribun.one/uncategorised/40
مرکز چگونه اختلافات قومیتی را تشدید می‌کند؟ ✍🏻 مایکل هکتر لینک مقاله در سایت تریبون: https://www.tribun.one/uncategorised/4014-maykl-hktr-mrkz-chgwnh-akhtlafat-qwmyty-ra-tshdyd-my-knd لینک شبکه‌های اجتماعی تریبون: https://linktr.ee/tribunpluse

زبان‌شناسان بدان باورند که هیچ‌کس بدون لهجه حرف نمی‌زند. هر گویشوری که سخن می‌گوید دارای مشخصه‌های خاص تلفظی است و این مشخصه‌ها، لهجۀ وی را شکل می‌دهند. آن‌ها بدان باورند که هیچ لهجه‌ای از دیگر لهجه‌ها برتر نیست. بایستی فضایی در جامعۀ زبانی ایجاد شود که یک فرد با لهجۀ خاص مارک‌دار و نشان‌دار نشود؛ زیرا نشان‌دارشدگی یک لهجه می‌تواند مسئله‌ساز شود و به پیش‌داوری‌ها و تعصبات زبانی دامن بزند. تحقیقاتی که در حوزۀ زبان‌شناسیِ اجتماعی انجام شده‌اند، نشان می‌دهد که گویشوران شهرهای اطراف، به خاطر اعتبار اجتماعی مستتر در گونۀ ‌زبانی مرکزنشین‌ها، لهجۀ خود را تغییر می‌دهند یا در مواردی پنهان می‌کنند که البته این واقعیت پیوند وثیقی با مسئلۀ قدرت دارد. باید توجه داشت که در ساحت مردم‌شناختی-زبانشناختی ما با موضوع تحت عنوان «افسانه‌ای به نام فرد بی‌لهجه» مواجهیم. اینکه کسی که فارسی تهرانی صحبت می‌کند، فاقد لهجه است و کسی که برای نمونه به کُردی یا تُرکی سخن می‌گوید لهجه دارد، تصوری نادرست؛ اما رایج است. این تصور نادرست، بر نوعی هنجار پنهان و واقعیتی برساختی اشاره دارد که از نظر زبان‌شناختی امری غیرممکن است. افراد دارای قدرت، به عنوان کسانی شناخته می‌شوند که به زبان فارسی هنجارمند و بی‌لهجه صحبت می‌کنند و هر گفتاری را که از این هنجار برساختی متفاوت باشد، لهجه می‌نامند. تقابل میان فارسی معیار و گونه‌هایی از زبان فارسی غیرمعیار بر وجود نوعی نامتقارنی قدرت اشاره دارد که بر طبق آن افراد لهجه‌دار، نشان‌دار می‌شوند و لهجۀ تهرانی بی‌نشان و بهنجار تلقی می‌شوند. این پدیده به‌گونه‌ای است که گویی گویشور اصلاً به فارسی لهجه‌ای ندارد. چنین استدلالی را می‌توان در مورد لهجۀ اصفهانی یا تُرکی تبریزی و... هم بکار برد. از سوی دیگر، نباید از این نکته غافل بمانیم که زبان یک نظام نمادین است که دارای دلالت‌ها و تداعی‌های فرهنگی است. در این راستا فرادست‌ و فرودست‌شمردن یک زبان می‌تواند به‌مثابۀ تنزل جایگاه فرهنگی «دیگری» باشد که چنین پدیدەای در سطح ملی خطری برای یکپارچگی و انسجام مردمان یک سرزمین است. درواقع، زبان بستر تمامی تعاملات در زندگی روزمره است و نقش آن تنها در ارتباط کلامی خلاصه نمی‌شود. در کشورهای پیشرفته از همان دوران ابتدایی در مدارس برنامه‌هایی با هدف آشنایی کودکان با فرهنگ‌ها و زبان‌های مختلف آغاز می‌شود؛ یعنی در اوایل اجتماع‌پذیری فرد، چنین مسائلی آموزش داده می‌شوند و از این طریق، سطح توانش ارتباطی فرد در جامعه تقویت می‌شود. این نوع برنامه‌ها کمک می‌کنند تا در آینده شاهد تصورات نادرست دربارۀ گونه‌های زبانی و بروز برساخت‌های اجتماعی در این حوزه نباشیم.

عادل محمد: هیچ‌کس بدون لهجه حرف نمی‌زند!

در کنار چاپ مجله تریبون و انتشار روزانه محتوا در سایت اینترنتی تریبون، شبکه‌های اجتماعی مجموعه ما با موفقیت به کار خود ادامه می‌‌‌دهند. باتوجه به اقبال مخاطبان در ایران از شبکه اینستاگرام، فعالیت مجموعه ما در این شبکه از اولویت برخوردار است. نتیجه این تلاش‌ها بصورت استقبال مخاطبان، بسیار تشویق‌کننده است. به‌عنوان مثال در لحظه نوشتن این سطور، شاهد نتایج زیر از فعالیت‌های کانال تریبون در حساب اینستاگرام طی ۹۰روز اخیر هستیم: ـ ۸۲۱هزار صاحب حساب اینستاگرامی از مطالب تریبون بازدید کرده‌اند. ـ از‌میان تعداد فوق جمعاً ۹۱۵۲‌نفر جزو مشترکین (تعقیب‌کنندگان) حساب تریبون هستند. این نکته بسیار مهم است چون ارائه مطلب به همفکران و تعقیب‌کنندگان دائمی، از نظر شکل‌دهی افکار عمومی، اهمیت کمتری نسبت به داشتن مخاطب تازه و نا‌آشنا به محتواهای ارائه‌شده از سوی تریبون دارد. ـ بیشترین بازدید این ۹۰روز مربوط به پستی ساخته‌شده براساس سخنان مهدی پرپنچی است که حدود سیصد‌هزار (دقیقاً ۲۹۴۹۶۶) بازدید داشته‌است. ـ در این مدت، کل بازدیدها از محتواهای منتشر‌شده از سوی تریبون، نزدیک به یک میلیون و ۹۰۰هزار بوده‌است. ابزارهایی در اینترنت برای کنترل میزان استقبال از کانال‌های متفاوت فعال در شبکه‌های اجتماعی وجود دارد. در صورت علاقه‌مندی یا کنجکاوی، شما خودتان می‌توانید با استفاده از این نوع امکانات اینترنتی، شبکه‌های متفاوت را باهم مقایسه کنید. یکی از موارد مهم در این بررسی‌ها، میزان انگیجمنت (Engagement به درگیر‌شدن مخاطب با محتواهای منتشر‌شده در یک کانال گفته می‌شود که می‌تواند به شکل ارسال مطلب به دیگران، لایک، کامنت یا ذخیره‌کردن یک محتوا باشد). بعنوان مثال، طبق این معیار، کانال اینستاگرامی تریبون درصد بسیار بالایی از درگیر‌شدن مخاطبین را دارد (۶۳‌درصد). رقم مشابه برای دو شبکه تلویزیونی بی‌بی‌سی فارسی و ایران اینترناشنال نزدیک یک است. (به‌ترتیب "یک و دو دهم" و یک) البته حجم زیاد مطالب و میزان بسیار بالای فالوورهای دو شبکه مزبور (به ترتیب ۲۱ میلیون و ۱۱ میلیون) اهمیت بسیار بالای کار آن دو شبکه را با کار ما، غیرقابل مقایسه می‌‌‌کند و هدف از اشاره به این آمار، کمک به قابل ‌فهم‌ شدن ارقامی است که شاید برای برخی انتزاعی به‌نظر بیایند. ـ متوسط لایک‌شدن یک محتوای تریبون از سوی مخاطبان ۴۲۵ مورد است. این رقم برای بی‌بی‌سی فارسی ۲۰ هزار و برای ایران اینترنشنال ۹۲۰۰ است. با توجه به میزان بسیار بالای فالوورهای دو شبکه نامبرده، رقم ۴۲۵ برای کانال اینستاگرامی تریبون را باید خوب و حتی عالی به‌حساب‌آورد. ـ آنچه اهمیت کار کانال‌‌های تریبون در شبکه‌های اجتماعی را بالاتر از میزان مستتر در اعداد و ارقام مربوطه می‌کند، این واقعیت است که پیام‌هایی که از طریق مجموعه تریبون به افکار عمومی جامعه در داخل و خارج کشور مخابره می‌شود، هنوز "تازه" محسوب می‌‌‌شوند و از ضریب تأثیر بسیار بالایی در امر مهم شکل‌دهی افکار عمومی برخوردار هستند. برای مثال مقایسه کنید خبر اذیت‌ و‌ آزار یک دختر نوجوان از سوی مأموران حکومتی را با طرح غیر‌عادی بودن تحصیل انحصاری به تنها یکی از زبان‌های موجود در کشور. خبر اول با همه تلخی و آزار‌دهندگی آن، متأسفانه امری روزمره است که همه از آن خبر دارند و با پوشش تکراری آن در همه رسانه‌ها، پیام جدیدی به افکار عمومی رسانده نمی‌‌شود بلکه همه این پوشش‌های خبری، تأیید خبری است که مخاطب طی عمر خود از آن باخبر بوده‌است. اما طرح مسئله لزوم استفاده از همه زبان‌های موجود در ایران در امر آموزش، متأسفانه هنوز برای بسیاری فکری تازه است. به‌ این ترتیب، محتوای دوم از نظر شکل‌دهی افکار عمومی نقشی بازی می‌کند که بیان آن با عدد و رقم کافی نیست. گستردگی و تنوع مخاطبین کانال تریبون در شبکه ایکس هم قابل توجه است. در کنار این نتایج موفق باید اعتراف کرد که زمینه‌های بسیار وسیعی برای فعالیت‌های هستند که نیروی دوستان فعال در مجموعه تریبون برای پوشش‌دادن آن‌ها، کافی نیست.

درباره‌ی شبکه‌های اجتماعی مجموعه تریبون! اینستاگرام تریبون و ۱٬۹۰۰٬۰۰۰ بازدید در ۹۰ روز لینک مطلب در سایت تریبون: https://www
درباره‌ی شبکه‌های اجتماعی مجموعه تریبون! اینستاگرام تریبون و ۱٬۹۰۰٬۰۰۰ بازدید در ۹۰ روز لینک مطلب در سایت تریبون: https://www.tribun.one/uncategorised/4012-drbarh-y-shbkh-hay-ajtma-y-mjmw-h-trybwn-aynstagram-trybwn-w-1-900-000-bazdyd-dr-90-rwz لینک شبکه‌های اجتماعی تریبون: https://linktr.ee/tribunpluse

این شماره مجله تریبون حاوی یک پرونده ویژه با موضوع چهاردهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در ایران و انتخاب شدن مسعود پزشکیان به عنوان نهمین رئیس جمهوری نظام جمهوری اسلامی ایران است. انتخابات در یک تئوکراتیک اسلامی که قرائت خود از "احکام آسمانی" را فراتر از اراده مردم اعلام کرده است، نمی‌تواند به خودی خود، امری جدید تلقی شود. اما طاقت‌فرسا بودن فشار بر همه اقشار مردم و تقابل پایان‌ناپذیر موجودیت رژیم جمهوری اسلامی با همسایگان منطقه‌ای و قدرت‌های بزرگ جهانی، شامل همه کشورهای نزدیک و دور دارای اهالی معتقد به اسلام، یهودیت و آئین مسیح، به چنان معضلی برای جهان امروز بدل شده است که مسائلی چون تحریم‌ها، فقر فزاینده اهالی، وحشت ناشی از احتمال جنگ و حمله نظامی، به معمولی‌ترین اخبار مربوط به ایران تبدیل شده‌اند. وضعیت اپوزیسیون این رژیم هم چندان ساده نیست و طیفی از نیروهای بیگانه با دمکراسی و حقوق بشر در میان اپوزسیون میدان‌داری می‌‌‌کنند. وجود یک چنین وضعیت بغرنج و وجود متغیرهای بیشماری که فارغ از اراده رژیم و مردم بر سیر تحولات سیاسی کشور تأثیرگذار هستند، به دنبال هلاکت رئیس جمهور قبلی در حادثه سقوط هلی‌کوپتر، یک انتخابات غیردمکراتیک دیگر در نظام اسلامی حاکم بر ایران را، در مرکز مباحثات همه جانبه قرار داد. حجم و تنوع نظرات مطرح شده و فرصتی که این انتخابات برای پی بردن به اراده لایه‌ها و بخش‌های متفاوت جامعه ایران از جمله آذربایجان و ترک‌های غیرآذربایجانی ایران فراهم کرده است، دلایلی بود که باعث شد هم بخشی از مطالب تریبون ۱۴ و هم بخش مهمی از این شماره مجله به این موضوع اختصاص داده شود. زندگی و آثار میرزا جبار عسگرزاده باغچه‌بان موضوع دیگری که در بخشی از این شماره بدان پرداخته شده است، بیوگرافی و آثار "میرزا جبار عسگرزاده باغچه‌بان" (۱۸۸۶ ایروان ـ ۱۹۶۶ تهران) است. جبار باغچه‌بان پرداختن به کار بزرگ تعلیم و تربیت کودکان را از جوانی خود در ایروان در میان کودکان آذربایجانی شروع کرد. خانات ایروان منطقه‌ای دارای بالای ۸۰ درصد اهالی ترک و مسلمان در نقطه شروع ارمنی‌سازی این ایالت از سوی امپراطوری روسیه بود اما حتی در سال انحلال این امپراطوری (۱۹۱۷) هم اکثریتی از اهالی شهر ایروان آذربایجانی بودند. باغچه‌بان یک عمر مبارزه پرشور و گاه مملو از خطر خود برای آموزش کودکان را از تعلیم و تربیت دختربچه‌های ترک مسلمان (آذربایجانی) در ایروان شروع کرد و علیرغم فشارهای مرتجعین مذهبی، هرگز از پای ننشست. وی در زمان زندانی بودن در سال ۱۹۰۵ به نشر دور روزنامه "ملا نهیب" و "ملاباشی" با حداقل امکانات پرداخت. کمی بعد خبرنگار روزنامه "قفقاز" شد و همزمان اشعار خود را در مجله "ملانصرالدین" منتشر می‌‌‌کرد. کارهای ژورنالیستی وی در فوریه سال ۱۹۱۴ به شکل انتشار مجله طنز اجتماعی "لک لک" ادامه یافت. سیر طوفانی حوادث آن سالها، جبار باغچه‌بان را ابتدا راهی ترکیه عثمانی و سپس در سال ۱۹۱۹ راهی ایران می‌‌‌کند. این مهاجرت اخیر تا وفات وی در سال ۱۹۶۶ (۱۳۴۵شمسی) در تهران ادامه پیدا می‌‌‌کند. مهمترین نقش وی در ایران در زمینه مدرنیزه کردن اصول تعلیم و تربیت و از جمله آموزش کم‌توانان از نظر بینایی و شنوایی بود. متأسفانه این نقش برجسته وی در زمینه دشوارترین و جدیدترین رشته تعلیم و تربیت، نقش وی بعنوان یک روشنفکر و فعال فرهنگی آذربایجانی را در سایه قرار داده است. پرونده ویژه دوم این شماره از تریبون، حاصل تلاش چندین ساله محمدرضا اردبیلی (عضو هیئت تحریریه مجله تریبون از ۱۹۹۷ به این سو) برای تحقیق در باره ابعاد مختلف زندگی پربار فرهنگی جبار باغچه‌بان است. منتخبی از آثار کمتر شناخته شده باغچه‌بان به انتخاب محمدرضا اردبیلی در این مجموعه تقدیم خوانندگان تریبون می‌‌‌شود.

تریبون ۱۵ اینک در مرحله چاپ است! دو پرونده‌ی ویژه تریبون ۱۵: ۱. بیوگرافی جبار باغچه‌بان و نمونه آثار ترکی وی ۲. چهاردهمین انت
تریبون ۱۵ اینک در مرحله چاپ است! دو پرونده‌ی ویژه تریبون ۱۵: ۱. بیوگرافی جبار باغچه‌بان و نمونه آثار ترکی وی ۲. چهاردهمین انتخابات ریاست جمهوری لینک مطلب در سایت تریبون: https://www.tribun.one/uncategorised/4011-trybwn-15-aynk-dr-mrhlh-chap-ast لینک شبکه‌های اجتماعی تریبون: https://linktr.ee/tribunpluse

مهدی پرپنچی: طرح زنگزور پیش برود یا نرود، یک چیز هرگز فراموش نخواهد شد: بیش از ٢٠٪ خاک آذربایجان در مجاورت مرز ایران، برای بی
مهدی پرپنچی: طرح زنگزور پیش برود یا نرود، یک چیز هرگز فراموش نخواهد شد: بیش از ٢٠٪ خاک آذربایجان در مجاورت مرز ایران، برای بیش از ٢٠ سال در اشغال ارمنستان بود و صدای جمهوری اسلامی در نیامد. اما عبور کامیون‌های باری آذربایجان از خاک ارمنستان را تغییر مرزهای منطقه می‌دانند و به آن معترض اند! لینک توییت: https://x.com/parpanchi/status/1832748911431217479?s=46

میانگین معدل امتحانات نهایی در استان سیستان و بلوچستان ۷-۸ است. در استان‌های آذربایجان‌غربی، خوزستان و هرمزگان ۸-۹ است و در بخش عمده‌ای از دیگر استان‌های پیرامون ۹-۱۰ است. اگر به نقشه‌ای که در روزنامه فرهیختگان و در سال ۱۴۰۲ چاپ شده‌است نگاه کنید آن‌گاه متوجه می‌شوید که استان‌های مرکزی تمام سبز‌رنگ هستند با معدل بالای ۱۰. البته این نقشه کلی است و اگر بعد طبقاتی را اضافه ‌کنید، مطمئناً طبقات متوسط، معدل بالای ۱۵ دارند و مناطق فقیر‌نشین حتی در مرکز به زیر ۷-۸ می‌روند. اما چگونه می‌شود این نقشه را دید و باز روابط قومی را در آن ندید و از اهمیت آن ننوشت؟ چگونه؟ شاید گفته شود که فقر همه چیز را توضیح می‌دهد. قبول. اما دلیل نرخ فقر بالاتر چیست؟ این شکاف در ثروت حداقل باید معکوس می‌بود. در اروپا که مصدر سرمایه‌داری جهان بوده‌است، این پیرامون است که مرکز رشد بوده ‌است. دلیل روشن است: تجارت، یکی از بنیان‌های اصلی گسترش سرمایه‌داری است و هر نقطه‌ای که راه به آب‌های آزاد دارد یا نزدیک‌تر به جهان بیرون است، امکان رشد بیشتری را دارد. فرنارد برودول (Fernand Braudel) مورخ فرانسوی در کتاب «تمدن و سرمایه‌داری» نشان می‌دهد که چگونه شهرهایی که در کنار دریا بودند به تدریج زمینه را برای تولد و گسترش سرمایه‌داری فراهم آوردند. بدون آن، شهرها و شبکه ارتباطاتی که به تدریج برقرار شد، تولد سرمایه‌داری ناممکن بود. در آمریکا نیز هر چه به سمت مرکز حرکت می‌کنید از شمار شهرهای بزرگ، صنعتی و پرجمعیت کاسته می‌شود. در جنوب ایران و در قرن ۱۸ و ۱۹، همین روند آغاز شده بود. رشد بندرلنگه خیره‌کننده بود و محمره (که بعد شد خرمشهر) تبدیل به یکی از بنادر اصلی منطقه شده بود که با بصره (بندر عثمانی‌ها) رقابت می‌کرد. رشد محمره و بندر‌لنگه مسیر طبیعی گسترش سرمایه‌داری در ایران بود. اما چه هنگام‌، آن پروژه‌ها متوقف شدند؟ زمانی که مرکز‌نشینان تشخیص دادند، آن مناطق و ساکنان آن غیر‌ایرانی هستند و بنابراین باید مستقیم توسط مرکز امپراتوری مدیریت شوند و همه چیزشان «ایرانی» شود. مردم بومی را کنار زدند: آن‌ها را به «دیگری» درون بدل کردند و خود به جای آنان نشستند. این فقط در جنوب نبود. در همه جای ایران داستان توسعه سرمایه‌داری به شکل معکوس رخ داد. شهرهای بندری و نقاط جغرافیایی که راه به خارج داشتند فقیرتر شدند و مناطق مرکزی کویری رشد کردند و نام این پروژه را رشد نامتوازن گذاشتند. خیر! نام این رشد نامتوازن نیست. این رشد استعماری است! هنگامیکه منطقه‌ای هم آب دارد، هم بالای ۹۰ درصد نفت و گاز، هم برِ سواحل خلیج‌فارس است و به آب‌های آزاد نیز دسترسی دارد در قعر فقر برود و در عوض شهرهای مرکزی کویری رشد کنند و تفاوت این دو با عنصر قومیت نیز ترکیب شده‌باشد، دیگر نمی‌توان از رشد نامتوازن گفت. بلکه باید به صراحت از استعمار درونی گفت. تنها از این راه است که می‌توان این درد را درمان کرد. آری، اگر آموزش با فقر مرتبط است، فقر و شکاف اقتصادی مرکز، پیرامون نیز ناشی از روابط قومی است که به شکل تاریخی بنیان گذاشته شد. اما فقر تنها عامل نیست. تفاوت‌های زبانی و فرهنگی نیز به هزار شکل تبدیل به ناکامی در تحصیلات منجر می‌شوند. بدون «آموزش به زبان مادری» کودکان قادر نیستند در همان مراحل اولیه زندگی با درس ارتباط برقرار کنند و از نظر آکادمیک ناموفق می‌شوند. اگر از پیرامون باشید این را تجربه کرده‌اید. لهجه همچنین باعث می‌شود تا معلم از همان روز اول از دانش‌آموز نا‌امید شود و حس عدم ‌اعتماد‌به‌نفس و ناکافی‌بودن را در کودکان تزریق کند. یادم می‌آید، در سال اول راهنمایی برای ثبت‌نام در مدرسه‌ای در محله‌ای بهتر از جایی که زندگی می‌کردم اقدام کرده‌بودم. رد شدم، تنها به این دلیل که نتوانستم فارسی را خوب صحبت کنم. حس منفی ناشی از آن باعث شد تا فارسی را تمرین کنم، با صدای بلند کتاب بخوانم، تقلید کنم و بعد که به مدرسه راه‌یافتم تفاوت میان خود و دانش‌آموزانی که اکثر فارس بودن را مدام احساس می‌کردم. اما مگر چند نفر این راه را می‌روند؟ در حقیقت، بسیاری از همان ابتدا قید درس را می‌زنند یا می‌مانند و معدل جمعی کمتر از ۸ را شکل می‌دهند. سوگیری به فردی که لهجه دارد نیز باعث می‌شود تا سرمایه‌گذاری لازم را بر دانش‌آموزی که زبان فارسی نمی‌داند انجام نشود. در کشوری که بر سواد رئیس‌جمهورش به دلیل لهجه ترکی علامت سوال می‌گذارند، می‌توان تصور کرد که استعداد دانش‌آموز مقطع ابتدایی و استعدادهای او را به دلیل لهجه ترکی چگونه ارزیابی می‌کنند. این نقشه برای هر انسان منصفی کفایت می‌کند تا به اهمیت روابط قومی در کشور متوجه شود. اگر باز شک دارند می‌توانند کمک کنند و از دولت جدید بخواهند تا سوال زبان مادری را در سرشماری‌ها بگنجانند.

رشد استعماری در مرکز و ناکامی تحصیلی و فقر در پیرامون! ✍🏻 عقیل دغاقله لینک مقاله در سایت تریبون: https://www.tribun.one/unca
رشد استعماری در مرکز و ناکامی تحصیلی و فقر در پیرامون! ✍🏻 عقیل دغاقله لینک مقاله در سایت تریبون: https://www.tribun.one/uncategorised/4010-qyl-dghaqlh-rshd-ast-mary-dr-mrkz-w-nakamy-thsyly-w-fqr-dr-pyramwn لینک شبکه‌های اجتماعی تریبون: https://linktr.ee/tribunpluse

اعتراض هنرمند ترک چهارمحال ‌و ‌بختیاری به سانسور کردن ترک‌های چهارمحال و بختیاری نشان دادن ترک‌های استان