en
Feedback
چرا که: هنر

چرا که: هنر

Open in Telegram

من نمی‌دونم چی‌ تو سرم می‌گذره، ولی دستام می‌دونن.. حس نمی‌کنم گوشت و پوست و استخون باشن، یکم چوبن و آوند و شاخه.. جای خون هم آب ندارن، رنگ دارن. تو سَرَمم لابد.. لابد رنگین‌کمونه. ایدی برای سفارشا: @BlueFish_mi اعتماد شما مهربونا: @HonarInne_etemad

Show more
1 212
Subscribers
No data24 hours
-87 days
-3730 days
Posts Archive
Repost from بلوبافت🫐
اینم پیشی سفید که قول داده بودم🤍 #موجود
اینم پیشی سفید که قول داده بودم🤍 #موجود

گردنبند مهره‌رنگی، پیشی گل‌قرمزی🐈🍓 بها: ۲۲۵ #اکسسوری
+1
گردنبند مهره‌رنگی، پیشی گل‌قرمزی🐈🍓 بها: ۲۲۵ #اکسسوری

گردنبند مهره‌رنگی، پیشی گل‌قرمزی🐈🍓 بها: ۲۲۵ #اکسسوری
گردنبند مهره‌رنگی، پیشی گل‌قرمزی🐈🍓 بها: ۲۲۵ #اکسسوری

گردنبند‌های چهارخونه🌱 بها: ۱۱۰ #اکسسوری
+1
گردنبند‌های چهارخونه🌱 بها: ۱۱۰ #اکسسوری

سلام سلام"☕️ می‌خوام براتون رونمایی کنم از محصولات جدیدمون، اکسسوری! با خمیر هواخشک ساخته می‌شن، ضد آب و محکم. چایی بریزین، بشینین خودتون ببینین👀

این ایده تازه متولد شده" دلم خواست این‌جا هم ثبتش کنم ببینم چقدر طرفدار داره. پس خیلی دلی می‌ذارمش، هرکی دوست داشت داشته باشت
+1
این ایده تازه متولد شده" دلم خواست این‌جا هم ثبتش کنم ببینم چقدر طرفدار داره. پس خیلی دلی می‌ذارمش، هرکی دوست داشت داشته باشتش می‌تونه به آیدیم پیام بده. قیمتشم، امممم ۲۳۰🌱🧡 (با قفل ضدحساسیت، خمیر هواخشک و ضد‌ آب)

بسته‌بندی‌مون"
بسته‌بندی‌مون"

یه پک سفارش ناز داریم*.* #سفارش_مشتری ^^ نقاشی از روی طرح ارسالی☁️؛ بوکمارک #سفارش_بافتنی🌱 و یک #سفارش_نامه 💌
+3
یه پک سفارش ناز داریم*.* #سفارش_مشتری ^^ نقاشی از روی طرح ارسالی☁️؛ بوکمارک #سفارش_بافتنی🌱 و یک #سفارش_نامه 💌

اولش فقط یه قلب سیاه کشیده بود. یه قلب سیاه سنگین و غمگین اون پایین‌مایینای صفحه. یکم به بقیه زیر چشمی نگاه کرد، دو تا قلب صورتی و قرمز اضافه کرد. گفتم: امم میشه بشینم؟ گفت: اوهوم. گفتم: چقدر خوشگل کشیدی! چیزی نگفت. به رنگ کردن قلب قرمز ادامه داد. صدای آه غمگینی درآوردم و پرسیدم: چرا اون یکی سیاهه؟ بازم چیزی نگفت. گفتم: غمگینه؟ یا... شایدم عصبانیه؟ سرشو به نشونه تایید تکون داد و گفت: تنهاست. گفتم: اون دوتای دیگه چطور؟ گفت: اونا با هم دوستن و بازی می‌کنن. گفتم: کاش اینم یه دوست می‌داشت. خندید. گفت: چجوری دوست بشن؟ گفتم: مهربون باشه، بهش خوراکی بده، باهاش حرف بزنه، بازی کنن، دوستش بشه! گفت: باشههه. رفتم. وقتی برگشتم دیده یه قلب زرد قلنبه اون بالا کشیده، رنگ و انرژی متضاد، برخلاف سیاهه که گوشه‌ پایین صفحه قایم شده، اون رفته بالا و وسط صفحه. یه قینقیلی قرمزم گذاشته مثلا خوراکیی چیزیه! گفتم: ایول بزن قدش! خندید. دو دستی زد قدش. معلمشونم دو تا قلب دیگه کشید براش. خودشم دوتای دیگه. همه رو رنگ زد. یه دایره هم کشید همه رو به هم وصل کرد. آخرش که گفتم بیا از نقاشیت عکس بگیرم چشماش برق می‌زد، گفت: همه شون دوست شدن! برات آرزو می‌کنم خیلی زود درای قلبت رو باز کنی، محبت کنی و محبت ببینی. نترسی. خودتو قایم نکنی، و دوستای خوبی پیدا کنی. 💛

photo content

بسته‌بندی های آخری"
بسته‌بندی های آخری"

#سفارش_مشتری ^^ تصویرسازی ذهنی با توجه به توضیحات با آبرنگ و راپید. 🍉
#سفارش_مشتری ^^ تصویرسازی ذهنی با توجه به توضیحات با آبرنگ و راپید. 🍉

#سفارش_مشتری ^^ تصویرسازی ذهنی با توجه به توضیحات با آبرنگ و راپید. 🐦‍⬛️
#سفارش_مشتری ^^ تصویرسازی ذهنی با توجه به توضیحات با آبرنگ و راپید. 🐦‍⬛️

#سفارش_مشتری ^^ تصویرسازی ذهنی با توجه به توضیحات با آبرنگ و راپید. ❄️
#سفارش_مشتری ^^ تصویرسازی ذهنی با توجه به توضیحات با آبرنگ و راپید. ❄️

photo content

photo content

photo content

پسربچه توی جنگل سرگردون بود. با سه‌تا خرگوش سفیدش هی روزا ابرای بزرگ دود رو تماشا می‌کردن و شب‌ها، موشک‌ها رو. به حیوونا پناه می‌دادن و به آدما، نور امید. پسربچه از شهر دور بود، خودشو از آدما جدا کرده بود. می‌خواست فرض‌ کنه موشکا ستاره‌ن و هر آتشی، گرماست... می‌خواست فراموش کنه مادر و پدر و خواهرش رو زیر آوار همین موشک‌ها. می‌خواست باور کنه از اول اون سه خرگوش سفید همراهش بودن...

پسرک آواره‌ #مجموعه