en
Feedback
Python BackendHub

Python BackendHub

Open in Telegram

Learning python & Backend Engineering, with Mani! Youtube: https://www.youtube.com/@GitOverHere Github: https://github.com/ManiMozaffar Linkedin: https://www.linkedin.com/in/manimozaffar ❌تبلیغات نداریم❌ Admin: @Mani_nikou

Show more
7 421
Subscribers
No data24 hours
-247 days
-6730 days
Posts Archive
یک پست خیلییی خوب دیدم تو لینکدین حیفم اومد باهاتون به اشتراک نذارم! لینک پست تو پست بعدی ترجمه شدشو با chatgpt میذارم @PyBac
یک پست خیلییی خوب دیدم تو لینکدین حیفم اومد باهاتون به اشتراک نذارم! لینک پست تو پست بعدی ترجمه شدشو با chatgpt میذارم @PyBackendHub

یک مقاله خیلی خوب برای توضیح دادن این میم: https://avestura.dev/blog/explaining-the-postgres-meme @PyBackendHub

Repost from Python BackendHub
این meme رو دیدم خیلی جالب بود… عمق دانشنتون از PostgreSQL تا چه حدیه؟ یکم حس بی سوادی دست داد بهم :)) تو یکی از پستا چند روز
این meme رو دیدم خیلی جالب بود… عمق دانشنتون از PostgreSQL تا چه حدیه؟ یکم حس بی سوادی دست داد بهم :)) تو یکی از پستا چند روز پیش راجب یکیش پرداخته بودم 😁 Every sql operator is actually a join? WTF?😂 @ManiFoldsPython

حق! ایلان ماسک یک حرف قشنگ زد، گفت هرچی قدم ها کوچیک تر باشه و سریعتر باشه، بهتره تا قدم های بلند تر. این موضوع چه استارت آپ چه FAANG صدق میکنه. حالا چرا؟ ۳ نقطه تصور کنید تو یک بردار مختصات، اولی میشه software requirement. چیزی که دارید کد میزنیدش. دومی میشه business requirement. چیزی که بیزنس گفته نیاز هست بهش. و سومی میشه user needs. چیزی که واقعا یوزر‌ نیاز داره. این ۳ نقطه تو واقعیت نزدیک بهم نیستن. چون بیزنس هیچوقت درک ۱۰۰درصدی از نیاز کاربر نداره، و نرم افزار سعی میکنه چیزی که بیزنس گفته رو پیاده کنه. نیاز انسان دائم در حال تغییره، پس نقطه سوم در حال تغییره رو نمودار. حالا منطقیه شما یک مسیر خیلی بزرگ رو برید؟ اون موقع میبینید دیگه اون نیازمندی وجود نداره وقتی به مرحله shipment رسیدین! ولی‌قدم هاتونو هرچی کوچیک و سریعتر کنید اون نقطه در حال حرکت رو بهش بهش نزدیک تر میشید و دنبالش میکنید. @PyBackendHub

Repost from Sadra Codes
من یک پروژه رو چطور توسعه می‌دم؟ شما چطور توسعه می‌دید؟! ابتدای کار، نه خبری از git هست، نه vscode و نه هیچ لینتر یا پلاگین خاصی. صرفا یه ایده زده به سرم و فقط می‌خوام تست کنم ببینم عملی هست یا نه. (به عبارتی، آیا پتانسیل پیشرفت یا ارزش اینو داره که زمان و انرژی بیشتری روش بذارم؟) در حدی که کل کار توی یه main.py در میاد! 🫡 اگه پتانسیل رو داشت و به نتایج خوبی رسیدم، راجع بهش پست می‌ذارم و نظر و فیدبک می‌گیرم. رفقا.. اگه ابزار Xی وجود داشت که مشکلاتی از قبیل W و Y و Z رو حل می‌کرد، شما ازش استفاده می‌کردید؟ بنظرتون به چه صورت رلیز شه؟ چطوری در دسترس باشه؟ از قابلیت‌هایی که دوست دارید داشته باشه بگید و.. محدودیت‌ها رو می‌سنجم. مشکلاتی که کاربرها ممکنه باهاش روبه‌رو باشن. موانعی که ممکنه وجود داشته باشه و مانع دسترسیشون به این ابزار باشه. نمیام ابتدا فیدبک بگیرم و بعد تست کنم ببینم آیا پیاده‌سازی میشه یا نه. بعد از این مرحله، تصمیم می‌گیرم مدل پروژه به چه شکل باشه. کاربراش رو تعیین می‌کنم و یه مدل توسعه خوب به کار می‌گیرم و شروع می‌کنم. این مرحله خیلی مفصله و خب فعلا زیاده بهش نمی‌پردازم اینجا. افراد زیادی هستن توی مارکت که تحت عنوان Solopreneur کار می‌کنن. یک سری از ابزارهایی که شما امروز ازش استفاده می‌کنید (یا شاید پولی بابتش می‌پردازید) توسط این افراد ساخته شدن. بارها دیدم که یه سریاشون حتی می‌گن، تمرکزشون صرفا روی دلیور کردن فیچر به هر قیمتیه. حتی از version controller هم استفاده نمی‌کنن!! فقط push می‌کنن. هیچ تستی هم ندارن! آنچنان کدبیس سنگینی ندارن و اکثر تمرکزشون روی Shipmentه. مارک لو (Marc Lou) چند وقت پیش یه توییت زد که یکی از ابزارهایی که قبلا درست کرده بود رو بازخرید کرده. گویا ابزار رو طراحی کرده بود و بخاطر شرایط مالی مجبور شد به قیمت ۱۰ هزارتا واگذار کنه به یه تیم دیگه. چند روز پیش بعد از چند ماه دوباره پروژه رو از اون تیم خرید (رایگان) و داره روش کار می‌کنه. نکته‌ای که این وسط هست، زمانی که این پروژه دست Marc نبود، هیچ توسعه‌ای روش انجام نمی‌شد! حالا خود مارک دلیلش رو دقیق نگفت ولی من حدس می‌زدم به خاطر همون طرز تفکر تمرکز ۱۰۰ درصدی روی shipment باشه. یعنی مارک با این طرز تفکر توسعه این ایده رو پیش برده بود و خب خروجی کار نهایتا یه تیکه کده که صرفا کار می‌کنه، پول می‌سازه و ظاهرا استیبله ولی به چه قیمت؟ نه تست داره. نه تمیزه. نه داکیومنت درستی داره و واسه onboard شدن روش چاره‌ای جز ریویو کردن کد ندارید. خب تمام این مسائل باعث میشن که توسعه این پروژه واسه یه تیم جدید یه معضل باشه. اگه قرار باشه این ایده پول بیشتری بسازه، همزمان با تغییر نیاز کاربرها باید اون ایده هم تغییر کنه و نیازها رو براورده کنه. ولی خب اون تیم با این خرید، یه حجم خوبی از مارکت رو از وجود خودش آگاه کرد و خیلیم ضرر نکرد! توییت مارک: https://twitter.com/marc_louvion/status/1834574006827250020 دوست دارم نظر شما رو هم بدونم. شما چیکار می‌کنید؟ فلوی توسعه شما به چه شکله؟

تلگرام و لینکدین شده پر از پست های GPT و LLM. خیلی وقتا حتی‌ پستی که نوشتن رو نمیخونن. این مورد تو رزومه هم خیلییی دیده میشه!
تلگرام و لینکدین شده پر از پست های GPT و LLM. خیلی وقتا حتی‌ پستی که نوشتن رو نمیخونن. این مورد تو رزومه هم خیلییی دیده میشه!!! این پستو ببینید، نوشته مزایاش بهبود عملکرد، و maintainability عه. نگه داری و توسعه اش راحت تره. بعد تو چالش هاش نوشته پیچیدست و نگه داریش سخته ؟؟؟!!!. الان این متن پارادوکسه 😁 گرچه پرفومنس قطعا بهتر نمیشه، و قطعا افت میکنه. چون خیلی وقتا یک چیزه کمی از اون کوئری میخواین، ولی مجبورین چون اینترفیسش هست کلشو بگیرین. و یا ممکنه تو گرفتن یک کوئری، جوین هایی بخوره یا مراحلی انجام شه که اصلا نیاز نبوده تو اون یوزکیسی که دارین reuse میکنید از اون کوئری اینترفیس @PyBackendHub

An idiot admires complexity a genius admires simplicity - Terry Davis @PyBackendHub
An idiot admires complexity a genius admires simplicity - Terry Davis @PyBackendHub

یکی از بهترین بیلد بک اند هایی که میتونید تو پروژتون داشته باشین hatchling هست. خیلی کارای خوب و زیادی انجام میده براتون که تو یک پست نمیگنجه بخوام کلشو توضیح بدم. احتمالا از پکیج منیجر استفاده میکنید مثل uv یا poetry یا pdm یا ... . اگه استفاده نمیکنید, حتما بکنید 😅 برای استفاده از hatchling کافیه تو pyprojectتون اینو بذارین
[build-system]
requires = ["hatchling"]
build-backend = "hatchling.build"
بعد مثلا سورس کدتون داخل یک دایرکتوری به اسم src هست. که همه ایمپورت هاتون این شکله: from src.models import User اونوقت کافیه اینم اضافه کنید به پای پروجکت
[tool.hatch.build.targets.wheel]
packages = ["src"]
@PyBackendHub

بچه ها یک آپدیت بدم سره قسمت آخر دور sqlalchemy که بحث ماگریشن هاست, و لایوی که قرار بود بریم: من گلوم التهاب کرده بود هفته پیش, و هنوزم خوب نشده. این هفته اگه گلوم خوب شه قسمت آخره دوره رو میگیرم. بعد ۲ هفته میرم مسافرت و برمیگردم و اطلاع رسانی میکنم راجب لایو. @PyBackendHub

این ویدیو خیلی خداست توصیه میکنم ببینید. از خود لینوکس فاندیشنه اگه کلشو وقت نکردید ببینید دقیقه ای که گذاشتم رو ببینید 😂😂 https://www.youtube.com/watch?v=WiPp9YEBV0Q&t=1719s تو این ویدیو شما ted ts'o رو میبینید که مثل یک بچه داره با دیدگاه های غیر تکنیکال داره حمله میکنه به فردی که داره پرزنت میکنه. بعضی نظراتش البته کاملا تکنیکاله ولی عمدتا شما ویدیو رو ببینید جو منفی و بد رو از این فرد میگیرین. حالا ایشون کیه؟ ایشون maintainer و author بخش های معروفی از لینوکسه. مثل ext file-system /dev/random خلاصه مهم نیست چقدر یک آدم تکنیکالی خفن و خوبه, در نهایت یک آدمه. و آدما میتونن چهره جالبی رو از خودشون نشون ندن یا مزخرف بگن. از کسی بت نسازید. @PyBackendHub

بنظرم به شدت نرم افزار سمتی رفته که ۹۰درصد مواقع از چیزایی استفاده میکنیم که خیلی overhead دارن و پیچیدگی های زیادی دارن. برای اینکه فکر کنیم سیستممون scalable هست. یک مقاله ای هست خیلی جالبه. به صورت رادیکال داره ساده فکر میکنه, مثلا استفاده از postgresql برای همه چیز. مثلا queue رو بیایم بررسی کنیم. بنظرم خیلی ایده خوبیه. شما یک تیبل صف داری, با NOTIFY pg میتونی به consumer بگی از این صف بخونه (بشه pull model نه push model). consumer میاد میگه مثلا ۱ مسیج بده از این صف. مسیج رو لاک میکنه. و SKIP LOCK هم میذاره. یک همچین query ای

WITH locked_message AS (
    SELECT id, message
    FROM queue
    WHERE processed = false
    ORDER BY created_at
    FOR UPDATE SKIP LOCKED
    LIMIT 1
)
UPDATE queue
SET processed = true
FROM locked_message
WHERE queue.id = locked_message.id
RETURNING locked_message.id, locked_message.message;
با یک هیت از دیتابیس یک مسیج میگیره. پردازشش میکنه. و دوباره صبر میکنه تا notification بیاد. به همین سادگی. با کافکا بخوایم مقایسش کنیم, مزایاش: - به شدت ساده. - throughput خوب - نداشتن مشکل دو ژنرال. میتونید تو یک transaction هم مسیج رو بخونید و هم کارای دیگتون رو انجام بدید. بدی هاش: - نداشتن parititon و اسکیل نشدن میلیونی. بنظرتون این تریدآف منطقیه برای بیزنسی که نیاز میلیونی نداره؟ خیلیا میگن postgresql درواقع به بلوغ نرسیده برای اینکه queue باشه. من اسمشو بلوغ نمیذارم. خیلی کانسپت هایی که تو کافکا داریم صرفا برای اینکه مشکل دو ژنرال تا حدی حل شه. مثل transaction زدن, مثل acknowledge کردن, مثل ... .یعنی مشکلات پیچیده ای به وجود اومده, چون سیستم پیچیده شده. سیستم پیچیده شده, چون برنامه نویس فکر میکرده شاید روزی بخوام میلیونی اسکیل کنه. پس شما درگیر مشکلاتی هستین که نباید میشدین واقعا. @PyBackendHub

توضیح در پست بعدی...
توضیح در پست بعدی...

چیزی که میگم ممکنه راحت بنظر برسه یا شاید هم تابلو. ولی تا وقتی که ویدیو رو نبینید متوجه نمیشید دقیقا این طرز فکر چیه. خیلیم
چیزی که میگم ممکنه راحت بنظر برسه یا شاید هم تابلو. ولی تا وقتی که ویدیو رو نبینید متوجه نمیشید دقیقا این طرز فکر چیه. خیلیم سخته که بخوام تو ۲۰۰ کلمه خلاصش کنم. تو این اسکرین شات شما محاسبات بسیار ساده ای رو میبینید (که ممکنه بنظرتون خیلی سخت و پیچیده باشه ولی نیست) که داره حساب میکنه این کدش چقدر mathematic آپریشن انجام داده. و طبق سی پی یویی که داره چقدر میتونه کدش سریع بشه. مینیموم ترین سرعت رو کاغذ چیه؟ و چه تفاوتی با عمل داره. این ویدیو به شما فقط مواردی که بهتون گفتم یاد نمیده, بهتون سخت افزار یاد میده, بهتون دانش کارکرد CPU و رم یاد میده, بهتون یک دید با زاویه کاملا متفاوتی میده که احتمالا نداشتین. (شخصا که نداشتم) خلاصه ببینید ضرر نمیکنید 😁 ارزش ۲ ساعت رو واقعا داره. @PyBackendHub

۷۲ کامنت گذاشته شده تا این لحظه، اکثرش هم درسته اشتباه نیست. مثل بحث observability، پروفایلینگ، بررسی خودت تیکت و شرایط کاربر، و … . منکر درست بودن اینا نیستم اصلا. یک سری کامنت غلط هم بود (از نظره من)، ولی یک چیزه خیلی خیلی ساده جا موند! کسی نگفت من میرم کدو بخونم ببینم چیکار میکنه و چیکار باید میکرده😅 ساده فکر کردن خیلی سخته😁 ببینید اگه میخواین یک کد رو پرفومنسشو بهتر کنید، اولین قدم آپتیمایز کردن اینه که شما یک کاغذ برداری، و این ۳ فلو اجرا رو بکشی (execution flow): ۱. حداقل فلویی که نیازه طی شه برای انجام اون کار ۲. بعد یک بررسی ساده و سریع، فلویی که فکر میکنی اتفاق میفته ۳. با دیباگر کدو ران کنی و جامپ کنی، و واقعا فلویی که اتفاق میفته در کمال ناباوری، هیچوقت این ۳ تا نزدیک هم نیستن! 😅 وقتی این ۳ فلو رو داری، میتونی دقیقا تخمین بزنی که چقدر میتونی latency یک کد رو کم کنی. چقدر میتونی سریعترش کنی. با یک ضرب و تقسیم این عدد خیلی راحت به دست میاد. مراحل اضافه هم میتونی حذف کنی و تصمیم بگیری کجا رو ریفکتور کنی. ببینید تو پروفایلینگ شما hotloop برنامتون رو پیدا میکنید، و اپتمایز میکنید. ولی اگه ۱۰۰ قدم ریز دارین برمیدارین که لازم نیست، و یک قدم بلند که لازمه انجام شه، پروفایلر به شما میگه اون قدم بلند رو آپتمایز کن. که لزوما ممکنه بهترین راه حل نباشه. ویدیو زیر رو توصیه میکنم ببینید. ۳ ساعته، ولی یک ساعت اخرش پرسش پاسخه. یکی از قشنگ ترین ویدیو های tech هست که دیدم. کلشو یک شبه تموم کردم😅 ساعت ۹ شروع کردم دیدن، ۱۲ تموم شد! https://www.youtube.com/watch?v=Ge3aKEmZcqY این ویدیو شما رو قانع خواهد کرد: ۱ نرم افزار ها به شدت خیلی عجیبی کند هستند. همه نرم افزار ها! و سخت افزار خیلی سریعتر از چیزی هستن که میتونید تصور کنید. ۲. زبون و الگوریتم قطعا تاثیر گذار هست تو سرعت، ولی نه خیلی! چیزی که تاثیر گذار ترین عامله طرز فکر کسیه که داره یک کدی رو مینویسه. ۳. پرفومنس و readability و ساده بودن کد، دو نقطه متقابل نیستن! ۴. سرعت و latency اجرا شدن کد، تو هر بیزنسی مهمه. @PyBackendHub

یک کدی دارین که خیلی کنده. تیکت اومده که کاربر ها راضی نیستن از کندی این اون قسمت. چطوری بهترش میکنید؟ مرحله هایی که طی میکنید برای بهتر کردن پرفومنس یک کد رو کامنت کنید. @PyBackendHub

نسخه جدید CfCrawler منتشر شد. همون کتابخونه ای که تو این پست راجبش حرف زده بودم. تغییرات این نسخه: - Make dependency to fake useragent optional - Implement new backend support for user agent factory pool - Implement default simple user agent pool Improve code quality - Fix issue with rotating user agent not changing TLS fingerprint respectively - Fix issue with ignoring httpx transport on httpx client constructor -> now it patch the passed transport instead of ignoring it, and if not passed default to a simple transport. لینک گیتهاب اگه این پست و لایبری براتون مفید بود، خوشحال می‌شم اگه بهش استار بدید. این کار به من انگیزه بیشتری برای توسعه و بهبود فریم‌ورک های اوپن سورس میده. از حمایت‌تون خیلی ممنونم 🙂 🙏 @PyBackendHub

دو سری نکته اضافه کنم: ۱. دوستان این مثاله طبیعتا تو ۲۰ خط کد نمیتونم اون مشکل extend بیزنس رو بیارم. شما فرض کنید هزاران شیپ دارین، هزاران فیچر دوره این شیپ دارین، ایا یادتون خواهد بود که یک جایی یک constraint ای دارین که یک شکل فقط‌ دو بعدی میتونه باشه با این بیس کلس؟ اون زمانی کد که Shape زده شد فرض کنید ۱۰ سال‌پیش بوده، کسی نمیدونسته قراره یک پرینتر سه بعدی بیاد و ما اشکال سه بعدی هم پرینت کنیم. ۲. اگه راه حل مچ کیس رو بریم، Shape دیگه وجود نخواهد داشت. صرفا چون دو اسکرین شات نشه جدا نکردم. تو لایوی که میذارم، یکی از چیزایی که نشون میدم همینه که چطوری از تایپ سیستم استفاده کنیم برای نشون دادن constraint های بیزنس ولایه بیزنس @PyBackendHub

یک مشکلی که اکثر برنامه نویس ها دارن اینه که موقع extend کردن یک سیستم پیچیده ای اون رو break میکنن. چون یک کیسی وجود داشت که یادشون رفت هندل کنند یا بهش فکر نکرده بودن. راه حلش چیه؟ یک سیستم ساده رو تصور کنید، مثل یک پرینتر دو بعدی. شما یک سری shape دارین که میخواین دو بعدی پرینتشون کنید. بیایید دو تا راه مختلف رو بررسی کنیم. راه اول: فرض کنید که یک Base یا کلاس پایه داریم که تمام اشکال از اون ارث‌بری می‌کنن. مثلا یک کلاس Shape داریم که Circle و Square ازش ارث‌بری می‌کنن. حالا فرض کنید که به جای دو تا shape، صد تا shape داشتیم. با نگاه کردن به کد، می‌فهمیدیم که یک شیء از نوع Shape داره پرینت میشه، ولی دقیقاً نمیدونیم چی. فقط میدونیم که یک چیزی که abstract شده و یک shape هست داره پرینت میشه. این یعنی تایپ سیستم داره بهمون میگه "خب، یه شکلی هست، ولی من نمیدونم دقیقا چی." مشکلی که داره اینه که فکر کنید من یک معکب بخوام بسازم. و مثلا ۱۰۰۰ تا shape داشته باشم و یک سورس کد خیلی گنده. آیا مکعب دو بعدی پرینت میشه؟ نه. پس وقتی دارم ارث بری میکنم باید کل وابستگی همه کدم به Shape رو تو ذهنم داشته باشم و احتمال زیاد یک چیزی رو break میکنم. تو این مثال کد بالا, اگه ارث بری کنم و مکعب رو اضافه کنم فانکشن پرینت دو بعدی break میشه. راه دوم: بیایید به جای استفاده از یک Base کلاس، از تایپ‌های مشخص‌تر استفاده کنیم. اینجا دقیقاً میدونیم که چه حالاتی در زمان اجرا داریم. مثلا، کد ما مشخص می‌کنه که یا Circle داریم یا Square. هیچ چیزی به صورت abstract یا مبهم نیست. خوبیش اینه که وقتی کد رو extend می‌کنی، نمیتونی ناخواسته جایی از سیستم رو بشکنی. چون وقتی یک شیء جدید مثلا مکعب که ۳ بعدی هست رو اضافه می‌کنی به اون Union که تصویر, اون وقت تایپ چکر تو خط آخر به شما میگه که مکعب هندل نشده و Never نیست. بنابراین باعث میشه که موقع extend کردن، کل کدت قرمز بشه. خوبیش اینه که نمی‌تونی چیزی رو تصادفی و غیرعمدی خراب کنی. بدیش اینه که باید بری و همه جا رو درست کنی و به همه چیز فکر کنی.یک بدی دیگه هم داره که فقط شامل حال library ها میشه نه کد های بیزنس. دلیلشو اگه حدس زدید کامنت کنید 🙂 خلاصه، این روش به وضوح و پیشگیری از خطا کمک می‌کنه، اما در عین حال، سخت‌گیرتره و نیاز به توجه بیشتر داره. به این روش میگن استفاده از تایپ سیستم برای present کردن لایه بیزنستون. @PyBackendHub

توضیح پست بعدی... @PyBackendhub
توضیح پست بعدی... @PyBackendhub

دوستان خواهشا پیوی من سوال برنامه نویسی و جنرال نپرسید. https://t.me/PythonFellow عضو گروه بشین، من همیشه معمولا پاسخ میدم. بقیه هم میدن، سوال ممکنه برای شما باشه ولی بقیه هم میتونن استفاده کنند جواب بدن و نظره من ممکنه bias باشه. بحث بهتره جمعی باشه تا دو نفره. پیوی زمانی بپرسید که سوالتون رو نمیخواین تو جمع مطرح کنید به دلایل خیلی شخصی. @PyBackendHub