en
Feedback
ثمین با "ث"

ثمین با "ث"

Open in Telegram

فعلا که آرشیوه تا ببینیم بعدا چی می‌شه.

Show more
1 522
Subscribers
No data24 hours
-97 days
-7130 days
Posts Archive
واقعا اینکه می‌گن باید اطرافیانت باهات سازگار باشن خیلی مهمه. فرض کن سری پیش سر جنگ داشتم شوخی می‌کردم، یهو یه جمعیتی ریختن سرم که تو چرا خنده هستریک داری؟ داری باعث گسترش تنش و اضطراب می‌شی. حالا من کجا بودم؟ ایران. اونا کجا بودن؟ آمریکا. یعنی تو اون شرایط از وسط خاورمیانه باید حواسم رو جمع می‌کردم به اونی که تو آمریکاست استرس وارد نکنم. وضعیت عجیبی بود.

تهش که موشک بخوره هم ما می‌میریم هم اونایی که میگن با جنگ شوخی نکنید. حداقل ما یکم قبلش کصکلک کردیم خندیدیم.

تلفات جنگ بین کسایی که با مشکلات شوخی می‌کنن و گروهی که می‌گن از درد جوک نسازید از تلفات جنگ موشکی بیشتره.

لطفا آموزشگاه‌های رانندگی زودتر گواهینامه تانک رو فعال کنن ما فرصت تمرین داشته باشیم. زشته فردا پسفردا نتونیم یه دوبل با فاصله ۴۵سانت با تانک بزنیم. کسر شانه.

حالا الان رو نبینید راحت حرف می‌زدید، یه مدت ملت متوجه کسایی که با مشکلات شوخی می‌کنن نبودن، به ازای هرجمله‌ای که اینا می‌گفتن یه جنگ دیگه هم رخ می‌داد چه شما چرا شوخی می‌کنید مگه درک ندارید؟

این سری دیگه فرصت نون پختن هم نداریم.

حالا دو سال دیگه یکی میاد افشاگری می‌کنه می‌گه اینم زیر سر هالیوود بود

خوب اینکارا رو کردن حواس ما از هالیوود پرت شد

سه تا موتور که روشون اسپیکر بستن و صوت پخش می‌کنن با پرچم ایران و اسرائیل تو خیابونن. هیچ‌چیزی تو این شهر قابل پیش‌بینی نیست.

اصفهانیا رو از چی می‌ترسونید؟ اونا واسه برد سپاهان جمع شدن میدون نقش جهان دارم می‌رقصن. این جماعت رو با هیچی نمی‌شه ترسوند.

اصفهانیایی که از ورزشگاه برمی‌گردن پرچم ایران گرفتن بیرون ماشین جیغ می‌کشن. اصفهان یه قاره دیگه‌است.

انقدر هی گفتید رژیم بگیریم، تغییر کنیم و نگرفتید که الان خودش داره همه‌مون رو باهم ریست می‌کنه.

توروخدا دیگه کسی ما رو ۵ صبح بیدار نکنه بگه برو دانشگاه. من تا صبح تو صف پمپ بنزینم خسته‌ام.

انقدر هی بنزین نزدیم و بابام گفت برگشت می‌زنیم که بیا الان باید آخرین دقایقمون رو تو صف بمونیم.

تو تالار آهنگ عربی گذاشتن دارن دست می‌زنن. ما رفتیم مرحله بعد.

بنده خدا دایی بابام اومد ایران امشب واسه خودش تولد بگیره، نمی‌دونست قراره تا تولد سال بعدش موندگار شه همینجا.

بابام دیروز نون خریده بود، تو آسانسور هرچقدر به همسایه‌ تعارف کرده که چندتا بردارید، برنداشته. امروز رفته ۱۵ تا نون گرفته، برده در خونه همسایه داده بهشون چون دیروز بوی نون تازه به مشامشون خورده و شاید دلشون می‌خواسته.

تو فاصله آشپزخونه تا اتاقم، ۳ بار پام خورد تو کابینت و میز و دیوار. قشنگ مصداق بارزِ دستای منو ول نکن که تعادل ندارمم.

من و دوستم وقت نمی‌کنیم باهم یه کافه بریم و سه ماهه همدیگه رو ندیدیم ولی خب تو پیویمون دیتیل سفر دور دنیا رو می‌چینیم و سر تعداد اتاق بحث می‌کنیم که انگار ساعت ۴صبح پروازه.

مامانم اومد در اتاقم رو باز کرد، یه لیوان گل‌گاو زبون گذاشت رو میز گفت اینو بخور بلکه یکم کمتر استرس داشته باشی. بعدم رفت. این دیگه آخرین تلاشش برای فیکس کردن زندگیم بود.

ثمین با "ث" - Statistics & analytics of Telegram channel @saminsf