دختری روی ماه؛
Open in Telegram
🕊 محسورِ آسمانم و اینجا؛ جاییست برای تماشاهِ ماه، در همجواریِ شعرها، واژهها، کتابها و خاطرهها..... شروع فعالیت:2023/10/07
Show more220
Subscribers
+224 hours
+47 days
+1830 days
Posts Archive
خواهرم
گریه نکن
در خانه ات
درختی خواهد شگفت
و در شهر ات
و در سرزمینت
درختان بسیار
و باد
خبر هر درختی را
به درخت دیگر خواهد برد
درختان
به باد خواهند گفت
که در راهی که می آمدی
سحر را ندیدی ؟
#sulaiman_ahmadi
گفتا خموش حافظ کاین غصه هم سر آید
#حافظ
پایانی بر تاریکی
شروع از خویشتن
تا آفتاب معرفت در وجودت طلوع ننماید
کشف حقیقت دنیا کاریست دشوار!
به خویشتن رسیدن از خویشتن رمیدن است.
«نامهنگاری ژانرِ آدمهای تنهاست.
تو تنهایی، من تنهایم، پس سر دلِ صبر بگذار تنهاییات دم بکشد و بعد بنویس.»
«گریستن هنریست که زیبارویان در آن کارآزمودهاند.»
• اُوید: شاعر رومی؛ درمانِ عشق.
گفت که با بال و پری
من پر و بالت ندهم
در هوس بال و پرش
بیپر و پرکنده شدم
#مولانا🕊️♥️
گاهی اوقات
یک چیز کوچک جرقه ای میشود تا آدم تمامِ
دردهای زندگی اش را یک جا گریه کند.
- هاروکی موراکامی
Repost from دویستوچند تکه استخوان.
«بعضی چیزها هرگز از یاد نمیروند و نمیگذرند یحیی، سنگینی بعضی چیزها تا ابد روی شانههای ما خواهد بود و تلخیشان تا همیشه بر کام ما خواهد ماند.»
چه خوب است عزیزِ دلِ کسی باشی
بی آن که بخواهی و برایش تلاشی کنی
من این ساده ترین حالتِ خوشبختی را
برای تو آرزو می کنم..
- نرگس صرافیان طوفان
من، همين منِ ساده
باور کن برای يکبار برخاستن هزار هزار بار فرو افتادهام.
- سیدعلی صالحی
Repost from پسر نویسنده
حرفهای اضافه بماند کنار؛ اینکه چقدر این نسلِجدید، چه پسر و چه دخترش، تحتِ فشار روحی قرار دارد را تنها خودمان میدانیم، درک میکنیم و بس.!
🖋#جاوید_سادات
🤩@Pesar_nawisnda | پسر نویسنده
مطلقا مهم نیست که دیگران ما را چگونه قضاوت می کنند. بلکه مهم این است که ما در خلوتی سرشار از صداقت و در نهایت قلبمان، خویشتن را چگونه داوری می کنیم.
-نادر ابراهیمي
💌✨
سلام؛
نامهای به تو...
نترس از این سیاهی
تو شبتابی مگه نه؟
هر آغازی را پایانیست و هر پایانی را آغازی؛ هر سلامی با یک خداحافظی همراه است و هر خداحافظی تو را به سلامی پیوند خواهد داد. بهیاد میآورم هنگامی که سخن آغاز کردیم، نگرانی تا به ژرفای وجودت هجوم آورده بود؛ از یک سو دلتنگی آرزوها و معناهایت را به دوش آورده بودی و از سویی بار نگرانیها و دلهرههایت را، غصهات گرفته بود از تردید و از بیهودگی، دلم میخواست بگویم که غصه برای رویاها و معناهایت سودمند نخواهد بود، چرا که به تدریج این نکته را آموخته بودم که از انتخابهایی که هیچ افتخاری در آنها نبود دست بشویم و هرگز تظاهر نکنم به اینکه همه چیز خوب است؛ تو را نمیدانم اما راستش را بخواهی من از خیانت به خودم بیزارم، از فراموشی رویاهایم بیزارم، از اینکه استعدادم را تباه کنم بیزارم، از اینکه شجاع نباشم بیزارم، راستی میدانی شجاعت چیست؟ شجاعت بهمعنای فقدان ترس نیست، شجاعت یعنی اینکه همراه با ترس دست به عمل بزنی.» من نیز نومیدانه حرکت کردم، در فقر حرکت کردم، در خستگی حرکت کردم، در شکست حرکت کردم، گریه میکردم اما حرکت میکردم، خشمگین بودم اما حرکت میکردم...
اینها را مینویسم تا بگویم: پسندیده نیست که رویاها و استعدادهایت را بیسرپرست بگذاری؛ پردههای تردید را کنار بزن، «آن افقی که برای خود متصوری بیش از آنکه دور باشد، مرتفع است»؛ راه بر تو روشن میشود هنگامی که نور قلبت را بر آن میاندازی؛ آنگاه خواهی دید که سرچشمهٔ عشق و محبت و نور "خودت" هستی، خویشتنی که در انزوا رهایش کردی را در آغوش بگیر، در آغوش گرفتن خودت و بخشیدن خودت و نوازش کردن خودت را بیاموز، قدرت باشکوه و پنهانی خودت را که همانا عشق تو به خودت است آشکار کن.
#عباس_ناظری
