en
Feedback
پدرِ گربه های شهر

پدرِ گربه های شهر

Open in Telegram
429
Subscribers
No data24 hours
-147 days
-4330 days
Posts Archive
من یادمه خواب دیدم مامان بزرگم فوت کرده،بیدار که شدم رفتم پیشش واقعا مرده بود.

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ آخر عاقبت همه اکیبا اینه

آخه پدر بزرگ الزایمری رو؟

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ تنها کار ترسناکی ک کردم این بود ک پدر بزرگم ک آلزایمر داشت رو سعی کردم بترسونم. تور سفید رو خودم انداخته بودم و اون فقط می‌خندید. اداهای من:

از اون اکیپ فقط یدونه آدم مونده برام.

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ دانلود همچین اکیبی واقعا نیاز دارم با یکی بشینم فقط از جن صحبت کنم

قبلا حدود ۴سال پیش یک اکیپ بودیم گپ داشتیم آخر شبا درمورد روح و جن بلاب لاب حرف می‌زدیم.

اره مال احضار روح

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ https://t.me/kuushikk/10746 اره همون ویجی بورده فک کنم

sticker.webp0.06 KB

عالیه

اون تخته ها رو میگی که تو فیلماست؟

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ به زور دوستامو جمع کردم از اون تخته چوبی ها نیس اسمش یادم رفت از اون درس کردیم با شمع و اینا بعد چیزی نشد ولی الکی گفتم که اره فلان صدارو شنیدم ینی تا حالا اینقدر دوستامو نترسونده بودم خیلی باحال بود اونم ساعت ۳ شب بود طبقه پایین خونه که نصف و نمیس ینی خیلی گاد بود ریکشناشون

یادمه یک بار مسافرت بودم بعد آخر شب تو جاده بودیم پشت وانت🤡 کلی بچه دورم بود منم نشستم درمورد جن براشون گفتم.

عالی هستی

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ و منی که هرچی طلسم بود رو امتحان کروم ولی هیچ گوهی نیومد**

غلط کردا

نهایتا جنه بهت بگه بیا 🖕🏻