تکس شد
Open in Telegram
📸عکس 📽کلیپ 📜متن 🌌گیف خودت بیا ببین🌟 آیدی ادمین 👇 @Morsis3 teksshood@gmail.com کانال ابزار ادیت👇 @EDITMORTEZ کانال پشتیبانی👇 @klip_Ahag
Show more417
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-430 days
Posts Archive
417
دلم آروم نیست،
نه اینکه آرامش نداشته باشه،
آرامش هست…
فقط صداش از اون هیاهویی میاد
که دیگه وجود نداره.
یه جور سکوتِ پر سر و صداست؛
مثل سالنی که خالیه
ولی هنوز پژواکِ گذشته
تو دیواراش میچرخه.
میتونم،
اما نمیخوام؛
چون خواستن شبیهِ موجیه
که وقتی راه میافته
تا به یه صخره نخوره
برنمیگرده.🌊
بعضی موجها
سالها میکوبن
فقط برای اینکه
یه تیکه از سنگو
کم کنن،
و اسمشو میذارن امید.
بعضی موجها هم
با همهی قدرت میان
اما وقتی میرسن به شن،
نه صدایی میمونه
نه اثری؛
آروم گم میشن
بیهیچ ردّی.👣
دل من
جایی بین این دو حاله؛
نه اونقدر سخت
که موجا بشکننش،
نه اونقدر پوچ
که هر موجی
تو خودش گم شه.
و فهمیدم
آرام نبودن
همیشه بیقراری نیست؛
گاهی یعنی
هنوز چیزی هست
که ارزشِ خواستن داره.😈
могтеzа✍️
417
این روزا شبیهِ یه علامت سؤال شدم؛
نه نقطه دارم،
نه جواب.❓
گم شدم تو خودم
جوری که هرچی بیشتر دنبالم میگردم
بیشتر پیچ میخورم تو فکرام،
مثل راهرویی که
تهش دوباره میرسه به اولش.
تنهاییم بیانتهاست،
نه از نبودِ آدمها،
از زیاد بودنِ صداهای تو سرم؛
یه شلوغیِ ساکت
که هیچکس نمیشنوه.
شکستنِ این حال
از شکستنِ باورهایی که ساختم
سختتره؛
چون من با همون باورها
خودمو نگه داشتم،
حتی وقتی میدونستم
نصفشون فقط
برای دوام آوردن ساخته شدن.
آدم وقتی شبیهِ سؤال میشه
میفهمه
همهچیز قرار نیست جواب داشته باشه؛
بعضی وقتا
خودِ گم شدن
تنها راهِ پیدا شدنه.
و شاید
تنهاییِ بیانتها
یه جور نقشهست؛
نقشهای که میگه
برای رسیدن به خودت
باید اول
جرأت کنی
ندونی کجایی🙁
могтеzа✍️
417
گاهی یه ترسِ بیاسم
میپیچه دورم،🖤
از اون ورژنی که یههو
از تهِ وجودم سر میکشه
و میگه: «منم هستم.»
نمیدونم چمه،
فقط حس میکنم
تو نسخههای مختلفِ خودم
گم شدم؛🤨
یه روز عاشقم،
یه روز بیحس؛
یه لحظه شاعر،
یه لحظه سنگ.
هم سادهم
هم هزار لایه؛
هم دلم میخواد دوست داشته شم
هم از خودِ دوست داشتن
عقب میکشم.
نمیدونم این چندگانگی
تاوان کدوم انتخابه،
ولی یه چیزو میدونم:
من روی همهی خودهام
تمرکز دارم؛
میتونم وسطِ لحظه
ورژنمو عوض کنم،
نه از سرِ دورویی،
از سرِ آگاهی.
فهمیدم آدم
یه نفر نیست؛
یه جمعیته
که تو یه بدن زندگی میکنن،
و بلوغ یعنی
یاد بگیری کی
کدومشو بیاری جلو.
و آخرش رسیدم به این:
تاوانِ زیاد چشیدنِ زندگی
اینه که
میونِ مستها
هوشیار راه بری.
نه مستِ کامل،
نه بیحس؛
فقط کسی که
همهچیزو دیده
و هنوز
داره خودش رو
مدیریت میکنه.🃏
могтеzа✍️
417
بعضی گرهها از اون جنسِ نخ و طناب نیستن،👋
از جنسِ لج و لایهلایهی دنیان.
میشینی با حوصله، با دستای آروم،
هی وا میکنی، هی میبافی،
آخرش میبینی دنیا داره یواشکی بهت لبخند کج میزنه.
یه جاهایی زندگی منطق حالیش نیست،
با ادب جلو بری، پرتت میکنه عقب.
اونوقت میفهمی این قصه، قصهی دستِ نرم نیست،
قصهی دندونه…
قصهی اینه که یا رد میشی، یا ردت میکنن.
میگن گرهای که با دست وا نشه،
با دندون بگیر ببرش…
نه یعنی وحشی شو،
یعنی یه وقتایی باید اونقدر جدی بخوای
که ترس از قشنگ موندنِ صورتت رو بذاری کنار.
زندگی شبیه یه ریسمونِ خیسه،
هرچی آرومتر بکشی، بیشتر سُر میخوره.
باید یه لحظه تصمیم بگیری:
یا تا آخر عمر درگیرِ گره بمونی،
یا یه زخم کوچیک بدی
و رد شی.
تهش هم میفهمی
بعضی پیروزیها مرتب و تمیز نیستن،
یه کم خون میخوان،
یه کم دندونساییدن،
یه کم بیرحمی نسبت به تردیدات خودت.
چون دنیا با آدمای همیشه مؤدب
خیلی مهربون نیست…
ولی با اونایی که بلدن وقتش گاز بگیرن،
حساب کار دستشون میاد.🖤
могтеzа✍️
417
بعضی دوست داشتنها
نه شروع میشن،
نه تموم؛🚫
فقط معلق میمونن
بین «بگم؟» و «اگه نه گفت چی؟».
مهرت نشسته تو دلش،
حسش میکنی،
اما جرأت نمیکنی اسمشو بلند بگی؛
چون میترسی🖤
همین حسِ مبهمِ قشنگ
با یه جواب ساده
فرو بریزه.
از رد شدن نمیترسی،
از قطع شدنِ خیال میترسی؛
از اینکه دیگه نتونی
تو ذهنت
با «شاید» زندگی کنی.
یه جاهایی
آدم منتظر میمونه
اون اول بگه،
اون یه قدم بیاد جلو،
اون راهو باز کنه…
نه از غرور،
از ترسِ شکستن.
دوست داشتنِ بیاعلام
شبیهِ آتیشه زیر خاکستره؛
گرمت میکنه
اما جرأت نمیکنی فوت کنی
نکنه خاموش شه.
و این تعلیق
عجیبترین جای رابطهست:
نه باهمید،
نه جدا؛
فقط توی فاصلهای زندگی میکنید
که اسمش امیدِ ترسیدهست.
بعضی وقتا
بزرگترین ریسک زندگی
نه دوست داشتن،
بلکه گفتنشه.🤷♂️
могтеzа✍️
417
ریمیکس 🎧
🎵 #موزیک #آهنگ #موسیقی #خواننده #موزیک_ایرانی #موزیک_جدید #ریتم #آهنگ_جدید #موسیقی_ایران #رپ_فارسی #رپ #ریمیکسکوردی #ریمیکس_کوردی #ریمیکس_کوردستان #وایرال #music #song #singer #iranianmusic #newmusic #rhythm #melody #newsong #iranianmusic
417
شدم غرقِ تنهایی…
نه اینکه طاقت نداشته باشم،
شهامت شکستشو دارم،
اما دردِ عمیقِ غرق شدن
یه چیزی نیست که بتونی تحملش کنی،
حتی با دلِ آهنین.🖤
این روزا دلم نفس میخواد،
نفس کشیدن با یاد کسی
که تو خاطرهم گیر کرده،
که هر نفسش، آب میشه روی زخمام.
اما وقتی یادم میاد
چطور تو تاریکیِ خودم خفه شدم،
چطور موجهای گذشته
سینهم رو له میکردن،
ترجیح میدم سکوت کنم،
نفس نکشم،
حتی اگه به قیمتِ زندگیم باشه.
شکست و درد،
مثل دو رودخونهی موازیان
که هرکدوم مسیر خودشونو دارن،
و تو باید تصمیم بگیری
کدومو عبور کنی.
شهامت شکست داشتن آسونه،
اما وقتی موجها و سایهها همزمان میآیند،
نفس کشیدن خودش یه خطره،
و سکوت، تنها پناهگاهِ تو میشه.
زندگی گاهی یعنی
همراه با غرق شدن زندگی کردن،
بدون اینکه غرق شی—💎
ولی هر نفس، همیشه روی تیغ میرقصه
могтеzа✍️
417
آدم بندِ حالشه،
نه صاحبش.
یه لحظه رو ابرا راه میره،
یه لحظه با یه موزیک
میکوبه زمین.
یه خاطره،
یه اسم ساده،
یه جملهی نصفه
کافیه تا حالت از «عالی»
برسه به «ای کاش».
ما فکر میکنیم حالمونو کنترل میکنیم،
در حالی که حال
دکمههای کنترلمون هم خرابه 🎮
یه آهنگ میتونه
لبخندتو لَبپَر کنه،
یه بو میتونه
تو رو پرت کنه وسطِ گذشته،
بیهوا، بیاجازه.
پس دنبال حالِ همیشگی نگرد؛
حالِ همیشگی
دیگه حال نیست،
بیحسیه.
زندگی یعنی بالا و پایین،
یعنی امروز بسازی،
فردا با یه صدا فرو بری،
دوباره از نو جمع شی.
ثابت موندن کارِ دیواره،
نه دل.
могтеzа✍️
417
اما همیشه هم
رفتن شجاعت نیست.🃏
یه وقتایی
باید نرفت،
باید ایستاد،
باید جنگید
حتی وقتی
هیچکس تشویقت نمیکنه.
اما سختترین لحظه
نه رفتن است،
نه ماندن؛
آنجاست که وسطِ فرماندهی
باید تسلیم شوی؛
وقتی میفهمی
ادامه دادن
دیگر شجاعت نیست
زمان و شرایط
بهت نمیگن چی کار کنی؛
بهت نشون میدن
کِی کدوم کارت
شجاعانهتره.
خرد اینه که بفهمی
کِی رفتن
موندگاره،
کِی موندن
پیروزیه،
و کِی تسلیم
عاقلانهترین
نوعِ قدرت.🪶
могтеzа✍️
417
همه رفتن،
نه با خداحافظی؛
با عادت.
من موندم،
نه از سرِ وفاداری،
از بس بلد نبودم
جا بذارم.
دورم شلوغه،
صدا هست،
خنده هست،
رفتوآمد هست…
اما تنهایی من
تو همین شلوغی
بلندتر از همیشه دیده میشه.
بعضی تنهاییها
وقتی خطرناکن
که کسی متوجهشون نمیشه؛
چون آدم
یاد میگیره
وسط جمع
بیصدا
غیب بشه.
من تنها نیستم
چون کسی نیست؛
تنهاییم از اینه
که کسی
دیگه نمیمونه.
و این رو فهمیدم:
تنهایی واقعی
وقتی شروع میشه
که شلوغی
دیگه نتونه
پنهونش کنه.
могтеzа✍️
417
دلم سالهاست
تو یخبندان گیر کرده؛❄️
نه از سرِ سرما،
از بس که به گرما اعتماد کرد.😵
آخرین باری که گرم شد،
اسمش عشق نبود؛
تمرینِ یخزدن بود
با لبخندِ پاییزی.
زمستونی که بعدش اومد
بهار نداشت؛
فصلها قاطی هم ریختن
و دل یاد گرفت
منتظر نمونه.
حالا هر وقت حرفِ بهار میشه،
من به تقویم نگاه نمیکنم؛
به سابقه نگاه میکنم.
چون فهمیدم
هر تابستونی
قراره یه روز
پاییزشو پس بده.
و پاییز که بیاد،
سرما فقط هوا رو نمیگیره؛
میره تو دل،
میشینه،
و موندنش بلنده.
با این حال
هنوز یه چیزو بلدم:
دل یخزده
اگه قراره گرم شه،
باید از درون شروع کنه،
نه با آفتابی
که قرار نیست بمونه.
شاید بهار بیاد،
شایدم نه؛
اما این بار
اگه گرم شدم،
دیگه دلمو
قرضِ فصلها
نمیدم.👎
могтеzа✍️
417
بیشتر دردهای ما
از اتفاقها نمیان،
از برداشتهامون میان.
یه سوءتفاهم کوچیک
میتونه
یه روز رو دفن کنه،
یه ماه رو مسموم کنه،
حتی تصویری رو که از یه آدم
تو ذهنت ساختی
ویران کنه.
ما بلدیم
با ذهنمون
سناریو بسازیم،
فیلم بسازیم،
و بعدش
خودمون بازیگرِ نقشِ قربانی بشیم.
دردی که از ندانستن میاد
عمیقتر از هر جوابیه؛
چون مدام رشد میکنه،
بیصدا.
در حالی که
یه سؤال ساده
میتونست
جلوی این همه خرابی رو بگیره.
جواب شاید تلخ باشه،
شاید هم شیرین،
اما هر چی هست
واقعیه.
و واقعیت
هر چقدر هم سنگین باشه،
از دردی که
ذهنِ بیجواب
بهت تحمیل میکنه
کمخطرتره.
بعضی وقتا
شجاعت واقعی
نه تحملِ درد،
بلکه جرأتِ پرسیدنه.
❣️могтеzа✍️
417
ریمیکس 🎼
🎧 #موزیک #آهنگ #موسیقی #خواننده #موزیک_ایرانی #موزیک_جدید #ریتم #آهنگ_جدید #موسیقی_ایران #رپ_فارسی #رپ #ریمیکسکوردی #ریمیکس_کوردی #ریمیکس_کوردستان #وایرال #music #song #singer #iranianmusic #newmusic #rhythm #melody #newsong #iranianmusicموزیک 🎧
