آموزش زبان اردو به فارسی و فارسى به اردو
Open in Telegram
2 248
Subscribers
No data24 hours
-17 days
+1830 days
Posts Archive
اول بوت لربح عملة البتكوين ويمكنك السحب بالدولار والبتكوين والجنيه المصري اشترك الان لربح 1500دولار شهرياً https://t.me/B4U_ARABICBOT?start=02329393894
قاعده:
هرگاه بعد از حذف ( نا ) از آخر مصدر
حرف آخر آن، ( الف ) باشد پس افعال
ماضی، مضارع و امر آن مصدر همزه دارند.
مانند مصادر:
کھانا گانا لانا آنا جانا
که بعد از حذف ( نا ) حرف آخرشان
الف است.
مانند: کھا لا آ جا
مثال صرف ماضی با همزه ( ؤ ):
کھائِے = خوردیم/خوردید/خوردند
کھائِى = خوردم/خوردی/خورد
کھائِيْں = خوردیم/خوردید/خوردند
مثال صرف مضارع با همزه ( ؤ ) :
كھاؤُں می خورم
کھائِے می خوری / می خورد
کھائیں میخوریم/
میخورید/
میخورند
مثال همزه در فعل جمع امر:
کھاؤُ = بخورید
نمونه از مصادر با فعل ( چاہْنَا ):
لِكْھنَا چاہْتا ہُوں = می خواهم بنویسم
سُونَا چاہْتَا ہِے = می خواهی بخوابی
آنا چاہْتَا ہِے = می خواهد بیاید
پَڑْھنَا چاہْتِے ہِيْں = میخواهیم بخوانیم
کَھانَا چاہْتِے ہِيْں = میخواهید بخورید
رُونَا چاہْتِے ہِيْں = میخواهند بگریند
قاعده:
روش استعمال مصدر دیگر با مصدر
( چاہْنَا = خواستن ):
ابتدا مصدر دیگر ذکر مشود سپس
مصدر ( چاہنا ) صرف می شود.
در مثال پایین مصدر جانا ( رفتن ):
فعل ماضی مطلق /
مفرد مذکر:
جانا چَاہَا /
خواستم بروم/
خواستى بروى/
خواست برود
نوشتن درست برخی ضمایر و حروف:
اِس کُو = این را
اُس کُو = آنرا
اِس لِیِے = برای این
اِس قَدر = اینقدر
کِس قَدر = چقدر
جِس کُو = آنرا
اُسِے = آنرا
جِس قَدر = آنقدر
جِس طَرَف = آن طرف
کِس کِے؟ = از کِی؟
مُجِھ کُو = مرا
تُجِھ کُو = تو را
مُجِھ سِے = از من
تُجِھ سِے = از تو
کِیُوں کِہ = زیرا که
حالاں کِہ = در حالی که
اِن کُو = آنها را
اُن کُو = آنها را
اِس واسِطِے = این وسیله
اِس طَرَح = اینطور
جِس طَرَح = آنطور
ہَمْ كُو = ما را
تُمْ كُو = شما را
کُوْں سَا؟ = كدام؟
كِيُوْں؟ = چرا؟
راهکار ها برای شناخت مونث در اردو:
۱- اسمای که در آخرش ( ی ) باشد.
مانند: لَڑْكِى = دختر
٢- اسم اشياى كه جسامت شان بزرگ
است.
مانند: پَہَاڑ = کوه
۳- اسمای مصغر که در آخر شان ( یَا )
باشد.
مانند: پُڑْيَا
۴- اسم تمام زبان ها
۵- اسم تمام آواز ها
۶- اسم تمام نماز ها
۷- اسمای که در آخر شان ( ه ) یا ( ھ )
باشد.
مانند: توبه و ساکھ
۸- اسمای که در آخر شان ( ئِی ) باشد.
مانند: اَچَّھائِى = خوبی
۹- اسمای سه حرفی عربی که در آخر
آنها، الف باشد.
مانند: خطا ، ثنا
۱۰- حاصل مصدر که حرف آخرش،
( ت، ی، گِی، ش ) باشد.
مانند: شرافت، بَہادری، دیوانگی، کوشش
هفت قاعده برای مونث ساختن اسم:
۱. برخی مذکر و مونث چنان اند که
برای آنها الفاظ جداگانه موجود است.
مانند: ماں باپ = مادر و پدر
۲. اگر در آخر اسم مذکر، الف یا ( ہ ) باشد وقت مونث ساختن آن، الف یا
( ہ ) به یای تبدل می شود.
مانند:
لَڑْكَا = پسر
پس مونث آن: لَڑْكِى = دختر
و مانند:
شهزاده = پسر پادشاه
پس مونث آن:
شهزادی = دختر پادشاه
۳. گاهی اوقات فقط با اضافه کردن
( ی ) در آخر اسم، مونث می سازند.
مانند: لُوہَار = آهنگر مرد
مونث آن: لُوہَارِی = آهنگر زن
۴. گاهی وقت الف یا ی آخر اسم
هنگام مونث ساختن به نون تبدیل
می شود.
مانند: دُولْہَا = شاه داماد
مونث آن: دُولْہَن = عروس خانم
و مانند:
حاجی = حاجی مرد/ حاج آقا
مونث آن:
حَجَّن = حاجی زن / حاج خانم
۵. گاهی اوقات فقط با اضافه کردن
حرف نون در آخر، اسم مونث می
شود.
مانند: سُنار = زرگر مرد
مونث آن: سُنارَن = زرگر زن
۶. حرف آخر اسم مذکر حذف می شود
یا بدون حذف در آخر آن، (نِی) یا(انِی)
آورده می شود.
مانند: اُستاد = آموزگار مرد
مونث آن: اُسْتانِى = آموزگار زن
و مانند: فقیر = مرد تنگدست
مونث آن: فقیرنِی = زن تنگدست
و مانند: نَوكَر = مرد خادم
مونث آن: نَوکَرانِی = زن خادم
۷. علامت مونث واژه های عربی در
زبان اردو، ( ہ ) در آخر اسم است.
مانند: معلم = آموزگار مرد
مونث آن: معلمه = آموزگار زن
قاعده:
کِیا؟ = آیا؟ / چه ؟
این کلمه اکثرا برای استفهام می آید.
اما گاهی مفهوم تعجب را میدهد.
مانند:
مسجد بِھی کِيا انصاف كِى جَگَہ ہِے
مسجد نیز چه جای عدالت است
جَہاں امیر، غريب دُونُوْں بِھیک
جای که امیر و غریب هردو نیاز
مانْگْتِے ہِيْں
می خواهند.
تذکر:
گاهی ( کِیا ) برای سوال از بیان
مقدار چیزی استعمال می شود.
مانند:
اِس کِتاب کِى قيمت كِيا ہِے؟
قیمت این کتاب چقدر است؟
پیشوند های ویژه در زبان اردو:
• اَن : ( بدون ، بی )
مانند: اَن گِنَت = بی شمار/بدون شمارش
• مَہَا : ( بزرگ ، اعلی )
مانند: مَہَاراجَہ = راجه بزرگ
پسوند ویژه زبان اردو:
یْلَا : ( دار ، گین )
مانند: شَرمِیلَا = شرم دار/شرمگین
تذکر:
این پیشوند ها در فارسی و اردو
مشترک اند:
• با مانند: با ادب
• بد مانند: بدبخت
• پست مانند: پست فطرت
• پاک مانند: پاک دِل
• اہل مانند: اہل علم
• بِے مانند: بِے مروّت
• بلند مانند: بَلَند ہِمّت
• پُر مانند: پُر معنى
• تَنگ مانند: تَنگ دِل
• خُوش مانند: خُوش نصیب
• دَر مانند: دَرمانده
• سَر مانند: سَرتاج
• صاحب مانند: صاحِب دِل
• غَیر مانند: غَیر ضروری
• کَم مانند: کَم عقل
• نِیک مانند: نِیک خُو
• نَُو مانند: نَُوآمُوز
• ہَم مانند: ہَم راز
• خِلاف مانند: خِلاف قاعده
• خُود مانند: خُود شناس
• ذِى مانند: ذِى شعور
• شاه مانند: شاہکار
• شَہ مانند: شَہْسوار
• عالى مانند: عالى قدر
• قابِل مانند: قابِل اعتماد
• لا مانند: لاعِلاج
• نا مانند: نامُمكن
• نازك مانند: نازك اندام
• نِيم مانند: نيم جان
• يک مانند: یک دل
قاعده:
جَب فاعِل کِی عِزت اُوْر تعظیم مَلْحُوظ
ہُو تُو فِعل جَمع آتا ہِے۔
هرگاه هدف، احترام و تعظیم فاعل
باشد پس فعل جمع می آید.
مانند:
ہَمارِے استاد تشريف لائِے
استاد ما تشریف آوردند
لائِے: فعل جمع عوض ( لایَا ) مفرد.
قاعده:
( کُو ) علامت مفعول است. و فقط
بعد از مفعول ذوی العقول می آید.
مانند:
مِيْں نِے خالد كُو مارا = خالد را زدم
تذکر:
معانی علامت ( کُو ) به فارسی:
۱- را ( دارای کاربرد بیشتر )
۲- به ( دارای کاربرد کمتر )
۳- به خاطر ( دارای کاربرد کمتر )
قاعده:
( نِے ) علامت فاعل است. و بعد از
فاعل فقط همراه چهار قسم فعل
ماضی متعدی می آید.
۱- ماضی مطلق
مانند:
احمد نِے کَہَا = احمد گفت
۲- ماضی قریب
مانند:
مِيْں نِے کَہَا ہُوْں = من گفته ام
۳- ماضی بعید
مانند:
تُو نِے کَہَا تَھا = تو گفته بودی
۴- ماضی احتمالی ( شکّی )
مانند:
اُسْ نِے كَہَا ہُوْگَا = او گفته باشد
تذکر اول:
علامت ( نِے ) در فارسی ترجمه نمی
شود.
تذکر دوم:
علامت ( نِے ) همراه چهار قسم
فعل ماضی متعدی از مصادر
ذیل استعمال نمی شود:
۱- ( لانا = آوردن )
۲- ( بُولْنَا = صحبت کردن )
۳- ( بُھوْلْنَا = فراموش کردن )
۴- ( شَرمَانَا = شرمسار کردن )
روش ساخت حال کامل:
فقط علامت مصدر ( نا ) از آخر
حذف می شود و عوض آن ( رَہا
رَہِے ، رَہِى ) استعمال می شود.
مثال ها:
نوشتن:
لِكْھ رَہَا ( از مصدر لِكْھنَا )
خواندن:
پَڑْھ رَہا ( از مصدر پَڑْھنَا )
نوشيدن:
پِيْ رَہا ( از مصدر پِيْنَا )
رفتن:
جَا رَہَا ( از مصدر جَانَا )
آمدن:
آ رَہَا ( از مصدر آنَا )
رفتن:
چَلْ رَہَا ( از مصدر چَلْنَا )
دیدن:
دِيْكْھ رَہَا ( از مصدر دِيْكْھنَا )
شنیدن:
سُنْ رَہَا ( از مصدر سُنْنَا )
خوابيدن:
سُوْ رَہَا ( از مصدر سُوْنَا )
توانستن:
سَكْ رَہَا ( از مصدر سَکْنَا )
خوردن:
كَھا رَہَا ( از مصدر کَھانَا )
گرفتن:
لِىْ رَہَا ( از مصدر لِيْنَا )
نشستن:
بِيْٹْھ رَہَا ( از مصدر بِيْٹْھنَا )
علامات فعل حال کامل:
• رَہَا ، رَہِے ، رَہِی
مفهوم مقابل آنها به فارسی:
• دارم، داری، دارد، داریم، دارید، دارند
• در حال
اقسام فعل حال در اردو:
۱. ساده
مانند: لِكْھتَا ہُوْں = می نویسم
۲. کامل:
مانند:
لِكْھ رَہَا ہُوں:
دارم می نویسم/در حال نوشتن هستم
لِكْھ رَہَا ہِے:
داری می نویسی/در حال نوشتن هستی
دارد می نویسد/در حال نوشتن است
لِكْھ رَہِے ہِيْں:
داریم می نویسیم/در حال نوشتن هستیم
دارید می نویسید/در حال نوشتن هستید
دارند می نویسند/در حال نوشتن هستند
نکته:
این کانال ویژه آموزش ترجمه اردو به فارسی و فارسی به اردو بدون گفتار
صوتی است. و گروه گفتاری نیز ندارد.
علامات اسم جمع در اردو /
• یای مجهول ( ے ) :
مانند: لَڑْكِے ( پسران )
- مفرد آن: لَڑْكَا ( پسر )
• الف و نون مجهول ( اں ) :
مانند: لَڑْکِيَاں ( دختران )
- مفرد آن: لَڑْكِى ( دختر )
• همزه با یاء و نون مجهول ( ئیں ) :
مانند: دُعائِيْں ( دعا ها )
- مفرد آن: دعا ( نیایش )
• یاء و نون مجهول ( يں ) :
مانند: کِتابِیں ( کتاب ها )
• واو و نون مجهول ( وں ) :
مانند: عَورَتُوں ( زنها )
- مفرد آن: عَورَت ( زن )
