en
Feedback
بیا اینجا تاپ ناچ رو با اِلینا قورت بده

بیا اینجا تاپ ناچ رو با اِلینا قورت بده

Open in Telegram

T.me/ElinaGrammarAdmin آیدی ثبت نام کلاس های خصوصی 👈🏻تدریس خصوصی گرامر از صفر تا صد 👈🏻تدریس تمام کتاب های تاپ ناچ 👈🏻برای اطلاعات بیشتر درباره کلاس های آنلاین face to face پیام بدید

Show more
961
Subscribers
No data24 hours
-57 days
-1530 days
Posts Archive
در این شرایط فعلی ((کانالِ Learn English)) چه کمکی میتونه به شما بکنه؟
Anonymous voting

اگر خواستی سرزمینت را آزاد کنی ‏۱۰ گلوله در تفنگت بگذار ‏۹ گلوله برای خائنین و وطن‌فروشان ‏و تنها ۱ گلوله برای دشمن کافی است.
اگر خواستی سرزمینت را آزاد کنی ‏۱۰ گلوله در تفنگت بگذار ‏۹ گلوله برای خائنین و وطن‌فروشان ‏و تنها ۱ گلوله برای دشمن کافی است. @Englishier

Repost from StartQuiz
🌈یکبار برای همیشه این چهار اصطلاح رو با رنگ ها بلد شو✌️ I'm in blue🩵 پکرم I'm in red❤️ زیر بار قرضم I'm so green💚 بی تجربه ام I'm in pink🩷 چار ستون بدنم سالمه @Startquiz

Repost from StartQuiz
طبقه بندی سنی جدید WHO الف. جوان =Youthful: سنین ۴۴-۲۵ سالگی ب‌. میانسال = Middle-aged: سنین ۶۰-۴۴ سالگی پ. سالمند = Elderly: سنین ۷۵-۶۰ سالگی ت. سالخورده = Senile: سنین ۹۰-۷۵ سالگی ث. کهن‌سال = Long-lived: سنین ۹۰ سالگی به بالا @Startquiz

Repost from StartQuiz
انواع میوه‌ها:🍋‍🟩🍊🍒🍇🍉🍑 🍅خرمالو  : Persimmon 🍏سیب : Apple 🍊پرتغال :  Orange انار :  Pomegranate نارنگی :  Tangerine 🍑هلو :  Peach 🍉هندوانه :  Water Melon  خربزه :   Melon توت سیاه :   Red Mulberry توت سفید :  White Mulberry زالزالک :   Common Hawthorn fruit 🍊گریپ فروت :  Grapefruit 🍇غوره :  Sour grapes انجیر : Fig چغاله بادام :  Green almond ازگیل :  Medlar طالبی :  Cantaloup-Muskmelon @Startquiz

Repost from StartQuiz
خیلیاتون شنیدین که waterproof یعنی ضد آب ! پس proof خیلی از جاها کاربرد داره !! حالا شما بگید: heatproof به فارسی چی میشه؟ @S
خیلیاتون شنیدین که waterproof یعنی ضد آب ! پس proof خیلی از جاها کاربرد داره !! حالا شما بگید: heatproof به فارسی چی میشه؟ @Startquiz

Repost from StartQuiz
سلام عزیزان اگه میخوای مهاجرت کنی یا خارج از کشوری ولی زبانت ضعیفه و دنبال کلاس خصوصی هستی همین الان پیام بده. 👇👇 T.me/ElinaGrammarAdmin تنها دو ظرفیت خالی داریم👆

Repost from StartQuiz
Rub salt into the wound: نمک روی زخم پاشیدن

Repost from StartQuiz
❌❌ یادمون باشه برای جمع بستن S جمع به این کلمات اضافه نکنیم! ➖➖➖➖ 1. Equipment 2. Software 3. People 4. Person 🧍‍♀️ 5. Mouse 🐁 6. Water 💧 7. Advice 8. Homework 📄 9. Progress 10. Music 🎶 برای شرکت در کلاس های خصوصی به آیدی زیر پیام بده T.me/ElinaGrammarAdmin

Repost from StartQuiz
🚘اصطلاحات مربوط به رانندگی🚘: 1️⃣push the gas گاز بده 2️⃣make a U turn دور بزن 3️⃣speed up تند برو 4️⃣slow down آهسته برو 5️⃣go straight مستقیم برو 6️⃣make a right بپیچ به راست 7️⃣make a left بپیچ به چپ 8️⃣back it up برو عقب 9️⃣hit the brakes بزن رو ترمز 🔟pass the car سبقت بگیر @Startquiz

Repost from StartQuiz
📌 rigid (adjective) به معنای "سخت، غیرقابل انعطاف یا سخت‌گیرانه" است و برای توصیف اشیا، قوانین، نگرش‌ها یا روش‌هایی به کار می‌رود که تغییرپذیر نیستند یا انعطاف‌پذیری کمی دارند ————— 🔄 Synonyms 1. inflexible - غیرقابل انعطاف 2. strict - سخت‌گیرانه 3. unyielding - تسلیم‌ناپذیر 4. firm - محکم 5. stiff - خشک ————— 🚫 Antonyms 1. flexible - انعطاف‌پذیر 2. lenient - آسان‌گیر 3. adaptable - سازگار 4. yielding - نرمش‌پذیر 5. pliable - خم‌شونده ————— 📋 Collocations 1. rigid structure - ساختار سخت 2. rigid rules - قوانین سخت‌گیرانه 3. rigid discipline - انضباط سخت 4. rigid system - سیستم غیرقابل تغییر 5. rigid framework - چارچوب سخت 6. rigid mindset - طرز فکر غیرقابل تغییر 7. rigid hierarchy - سلسله‌مراتب سخت‌گیرانه 8. rigid material - ماده سخت 9. rigid standards - استانداردهای سخت 10. rigid approach - رویکرد سخت‌گیرانه برای ثبت نام در کلاس های خصوصی عدد ۲ رو بفرستید 👇👇👇👇👇 T.me/ElinaGrammarAdmin

Repost from StartQuiz
😋Idiom of the day “The proof is in the pudding.” = جوجه رو آخر پاییز می‌شمارن 🐣 Meaning: The real value or quality of something can only be judged by its results. معنی: ارزش واقعی یا کیفیت چیزی تنها با نتایج آن قابل قضاوت است. Example: "The new strategy sounds good, but the proof is in the pudding—we’ll see how it performs." مثال: استراتژی جدید خوب به نظر می‌رسد، اما جوجه رو اخر پاییز می‌شمارن - باید ببینیم چگونه عمل می‌کند. 👇👇👇👇👇👇 T.me/ElinaGrammarAdmin

Repost from StartQuiz
چطور بگم: به من زور نگو Don't bully me

Repost from StartQuiz
لغات مهم بخش اول |▪️ Hobbies • • • سرگرمی |▫️ poem • • • شعر |▪️ Actually • • • در واقع |▫️ free time • • • زمان آزاد |▪️ enjoy • • • لذت بردن |▫️ playing • • • بازی کردن |▪️ go shopping • • • خرید کردن |▫️ reading • • • خواندن |▪️ walking • • • پیاده روی |▫️ listening • • • گوش کردن |▪️ horse riding • • • اسب سواری |▫️ watching • • • تماشا کردن |▪️ searching • • • جستجو کردن |▫️ browsing • • • مرور کردن |▪️ wrong • • • اشتباه |▫️ pronunciation • • • تلفظ |▪️ surfing • • • موج سواری |▫️ Fishing • • • ماهیگیری |▪️ Sailing • • • کشتیرانی |▫️ gardening • • • باغبانی |▪️ writing • • • نوشتن |▫️ painting • • • نقاشی |▪️ cooking • • • پخت و پز |▫️ paper • • • کاغذ |▪️ crafting • • • هنر و صنعت |▫️ instrument • • • ابزار @Startquiz

50 تا phrasal verbs خیلی کاربردی👇 1. Ask out - دعوت کردن (برای قرار ملاقات) 2. Back up - پشتیبانی کردن / کپی کردن 3. Blow up - منفجر شدن / عصبانی شدن 4. Break down - خراب شدن / شکست عاطفی 5. Bring up - مطرح کردن (موضوعی) 6. Call off - لغو کردن 7. Carry on - ادامه دادن 8. Catch up - به روز رسانی کردن / همگام شدن 9. Check in - ثبت نام کردن / ورود به هتل 10. Check out - بررسی کردن / خروج از هتل 11. Come across - برخوردن به (چیزی یا کسی) 12. Come up with - ارائه دادن (ایده یا راه حل) 13. Cut down on - کاهش دادن (مصرف چیزی) 14. Cut off - قطع کردن (ارتباط یا منبع) 15. Dress up - لباس رسمی پوشیدن 16. Drop off - رها کردن (کسی یا چیزی) 17. End up - به جایی رسیدن / در نهایت 18. Fill in - پر کردن (فرم) 19. Fill out - پر کردن (فرم) 20. Find out - کشف کردن / فهمیدن 21. Get along (with) - رابطه خوبی داشتن (با کسی) 22. Get back - برگرداندن / بازگشتن 23. Get over - عبور کردن از (مشکل یا بیماری) 24. Give up - تسلیم شدن / دست کشیدن 25. Go ahead - ادامه دادن / پیش رفتن 26. Go over - مرور کردن / بررسی کردن 27. Hang out - گذراندن وقت با دوستان 28. Hold on - صبر کردن 29. Keep up (with) - همگام بودن (با کسی یا چیزی) 30. Let down - ناامید کردن 31. Look after - مراقبت کردن از 32. Look for - جستجو کردن 33. Look into - بررسی کردن / تحقیق کردن 34. Make out - تشخیص دادن / درک کردن 35. Pass away - فوت کردن 36. Pick up - برداشتن / یاد گرفتن 37. Put off - به تعویق انداختن 38. Put up with - تحمل کردن 39. Run into - برخوردن به (کسی یا چیزی) 40. Run out of - تمام شدن (چیزی) 41. Set up - راه‌اندازی کردن / تنظیم کردن 42. Show up - ظاهر شدن / حاضر شدن 43. Shut down - خاموش کردن (سیستم یا دستگاه) 44. Take after - شبیه بودن به (کسی) 45. Take off - بلند شدن (هواپیما) / درآوردن (لباس) 46. Take over - تصاحب کردن / کنترل کردن 47. Throw away - دور انداختن 48. Turn down - رد کردن / کم کردن صدا 49. Turn up - پیدا شدن / ظاهر شدن 50. Work out - حل کردن / تمرین کردن دوستان با ری اکشن زدن روی پستا به ما کمک میکنید که پستایی که دوست دارید رو شناسایی کنیم پس ری اکشن رو از ما دریغ نکنید. @Englishier

Repost from StartQuiz
آزمایش خونت رو خودت بخون ☺️ مطمئن باش به درد همه میخوره، پس بفرست به کسی که نیاز داره بهش❤️ @Startquiz

Repost from StartQuiz
سلام عزیزان اگه میخوای مهاجرت کنی یا خارج از کشوری ولی زبانت ضعیفه و دنبال کلاس خصوصی هستی همین الان پیام بده. 👇👇 T.me/ElinaGrammarAdmin تنها دو ظرفیت خالی داریم👆

📌 Hail (v) به معنای صدا زدن، فراخواندن یا تحسین کردن است. همچنین می‌تواند به باریدن تگرگ اشاره کند ------------------------------------------------ Synonyms ۱. call - صدا زدن ۲. praise - تحسین کردن ۳. greet - استقبال کردن ۴. acclaim - تشویق کردن ۵. summon - فراخواندن ------------------------------------------------ Opposites ۱. criticize - انتقاد کردن ۲. ignore - نادیده گرفتن ۳. disapprove - مخالفت کردن ۴. condemn - محکوم کردن ۵. reject - رد کردن ------------------------------------------------ ۱. hail a taxi - تاکسی صدا زدن ۲. hail from a place - اهل جایی بودن ۳. hail as a hero - به عنوان قهرمان تحسین کردن ۴. hail the decision - تصمیم را ستایش کردن ۵. hail the leader - رهبر را تحسین کردن ۶. hail the discovery - کشف را مورد ستایش قرار دادن ۷. hail the new policy - سیاست جدید را تحسین کردن ۸. hail the winner - برنده را تشویق کردن ۹. hail the success - موفقیت را تحسین کردن ۱۰. hail heavy rain - تگرگ همراه با باران شدید برای ثبت نام در کلاس ها به آیدی زیر پیام بدید 👇👇👇👇👇👇 T.me/ElinaGrammarAdmin

📌 Immerse (v) به معنای غرق شدن در چیزی، فروبردن کامل یا عمیقاً مشغول شدن به چیزی است ------------------------------------------------ Synonyms ۱. submerge - فرو بردن ۲. engross - غرق شدن در ۳. absorb - جذب شدن ۴. plunge - فرو رفتن ۵. dip - فروبردن ------------------------------------------------ Opposites ۱. detach - جدا کردن ۲. neglect - بی‌توجهی کردن ۳. ignore - نادیده گرفتن ۴. withdraw - عقب‌نشینی کردن ۵. surface - به سطح آمدن ------------------------------------------------ ۱. immerse in water - در آب فروبردن ۲. immerse in work - غرق شدن در کار ۳. immerse in culture - غرق شدن در فرهنگ ۴. immerse in learning - غرق شدن در یادگیری ۵. immerse in study - غرق شدن در مطالعه ۶. immerse oneself in nature - غرق شدن در طبیعت ۷. immerse in a project - غرق شدن در پروژه ۸. immerse in music - غرق شدن در موسیقی ۹. immerse oneself in history - غرق شدن در تاریخ ۱۰. immerse in meditation - غرق شدن در مدیتیشن برای ثبت نام در کلاس ها به آیدی زیر پیام بدید 👇👇👇👇👇👇 T.me/ElinaGrammarAdmin