999
Subscribers
+1624 hours
-137 days
-11530 days
Posts Archive
من آدم غمگین و بی حوصله و بد اخلاقیام
خیلی وقتا هم بی ذوقم، دلم محبت و توجهِ زیاد میخواد ولی بعضی وقتا هم اصلا حوصله شنیدن حرفای محبت آمیز یا هر حرف دیگه ای رو ندارم.
از اول اینجوری نبودم، اینجوری شدم؛ یا بهتره بگم تبدیلم کردن به همچین آدمی.
همیشه آدم وفادار و قابل اعتمادی بودم، تو ی کلمه آدم به درد بخوریام، چون به مسئولیت کارایی که بهم سپرده شده واقفم یا حتی احساس مسئولیت برای بهتر کردن حال بقیه رو دارم و هیچوقت وقتی انجام کاریو قبول کنم بی مسئولیتی نمیکنم.
خیلیم مهربونم
با دیدن ویدیو نجات دادن حیوونا و کمک کردن بهشون گریم میگیره
میبینم دو نفر عاشق همن و برای هم تلاش میکنن خوشحال میشم، بازم گریم میگیره
خلاصه با کوچیک ترین چیزی که ممکنه تو اکسپلور ببینم شاید بزنم زیر گریه.
اما کم پیش اومده جلو آدما گریه کنم.
خلاصه تو یک کلوم من ی احساساتی، آسیب دیدم
کسی هستم که اعتمادش بارها سلب شده.
دوستاش شدن دشمنش
عزیزای دلش شدن غریبه.
و بعد از تجربه همه خوبی ها و بدی های زندگیم تا الان ی چیزیو خوب یاد گرفتم.
اونم اینه که هیچکس بهت اهمیت نمیده.
تاکید میکنم، هیچکس!!
در نهایت نقش اصلی داستان هرکسی خودشه و حقیقتا اونقدری که ما فکر میکنیم بهمون فکر میکنن، بهمون فکر نمیکنن.
ادما میرن. حتی اونی که با خودت میگی این یکی هیچوقت نمیره، حتی اونی که انقد باهاش راحتی که حتی یادت نمیاد کِی و کجا با هم انقد صمیمی شدین، اصلا چیشد که انقد صمیمی شدین.
میدونم شاید این واقعیت مثل ی سیلی غیر قابل باور و ترسناک باشه. اما متاسفانه واقعیت همینه.
ما آدما هممون همیشه قربانی ی چیزی میشیم.
ی بار قربانی زیاده خواهی طرف مقابلمون
ی بار قربانی خودخواه بودنش
ی بارم قربانی جاهلیت و بی عرضگی خودمون میشیم
ولی در نهایت ی چیزی از دست میدیم و ی چیز بزرگ تر به دست میاریم
ی دوست رو از دست میدیم و ی درس بزرگ به دست میاریم
ی عشق رو از دست میدیم و ی درس بزرگ به دست میاریم
اما در کمال ناباوری میخوام زیر پا بزنم به تمام کلیشه ها و جمله های بوتیکیای که تا الان شنیدیم و بگم .. ارزشش رو نداره.
از دست دادن خیلی چیزا شاید به خودی خود مهم نباشه اما انگار با هر بار خدافظی ی ذره میمیری.
این اون آدم نیست که مهمه، این تویی که مهمی ، این تویی که ی بخشی از ذوق و وجودت مرد.. و این ارزشش رو نداره.
