en
Feedback
یک وکیل

یک وکیل

Open in Telegram

محتوایی گاه حول محور حقوق

Show more
1 486
Subscribers
-224 hours
-77 days
+1330 days
Posts Archive
🌿اجرای احکام کرمان :)
🌿اجرای احکام کرمان :)

گاهی عبور از پیچ‌وخم راهروهای دادگاه خانواده اجتناب‌ناپذیر است، اما امیدوارم هیچ‌کس گذرش به این راهروها نیفته ... دیدن فروپاشی عشق و مهری که روزی با هزار امید و آرزو شروع شده، آزاردهنده است.

‌ مسیر زندگی...
‌ مسیر زندگی...

ساعت ۱۲ شب زنگ می‌زنه جواب نمی‌دم پیام میده: لطفاً جواب بدید چرا هزینه کارشناسی رو من باید بدم؟! جسارت به گاو نباشه بعضی ها چقدر گاون...

‌ ماه من امشب بتابان نور خود بر جان من ...

👇و اما این داستان زوجه حق طلاق (همون وکالت در طلاق) نداشت و میخواست طلاق بگیره شوهرش با پررویی کامل میگفت ماشینتو بدی بهم، طلاقت میدم😬

‌ داروسازهای پرتلاش، هیلان، دکتر زر، کیمیای کیمیاگر، سمیع‌نیوز روزتون مبارک🌷 امیدوارم همیشه سرحال و خندون باشید و پولدار 🥰

نمی دانم چند مانده است از شب دشوار... این همه راه آمدی، آری بنشین خسته ای و حق داری نفسی تازه کن، نمیدانم چند مانده است از شب دشوار تا رسیدن هنوز باید رفت کار سخت است و راه ناهموار

دوستان پزشک پرتلاشم، روزتون مبارک🌷 امیدوارم همیشه سالم و سرحال و خندون باشید و هیچ‌وقت گذرمون به هم نیفته! 😂🥰

خشونت علیه وکلا خطرناک‌ترین پرونده‌ها، پرونده‌های خانواده با بیشترین میزان مرگ‌ومیر 👆از زیبایی های وکالت

سه دزد وارد خانه‌ای شدند آنها به زن گفتند: "ما نمی‌خواهیم خانه‌ات را کثیف کنیم یا به تو آسیبی برسانیم، بنابراین فقط اینجا روی مبل نشسته‌ایم. پول و جواهراتت را برای من بیاور." زن پول و جواهراتش را آورد. سرکرده دزدها گفت: "انگشتر الماسی که شوهرت برای سالگرد ازدواجت به تو داده کجاست؟" او ساکت بود، سپس حلقه را آورد و به آنها داد. "ساعتی را که خواهرت از دبی فرستاده برایم بیاور." هنگامی که هدیه را تحویل می‌داد، اشک در چشمانش حلقه زده بود. "حالا اگر اشکالی ندارد، کمی قهوه فوری می‌خوریم." بعد از اینکه قهوه را نوشیدند، سرکرده دزدها گفت: "و حالا هر چه از کیک آناناس دیروز مانده را برایم بیاور." بعد از اینکه دزدها تمام غنیمت‌هایشان را بردند، زن مکثی کرد و گفت: "شما دزدهای بسیار حرفه‌ای و با اخلاقی هستید. از کجا می‌دانستید در خانه ما چه چیزی هست؟" سردسته دزدها ماسکش را مرتب کرد و گفت: «خانم، ما دنبال‌کنندگان شما در فیسبوک و اینستاگرام هستیم و همیشه با لایک‌ها از شما حمایت می‌کنیم. ما همچنین وضعیت شما را پیگیری می‌کنیم.» 👆به نقل از تویتر

Repost from عآلیجناب
تو قزوین ۴۰ نفر آدم مثلا بالغ با یک جوان ۲۲ ساله عقد«اجاره طلا » بستن به این معنا که به این جوان پول بدن و ماهانه دو نیم گرم
تو قزوین ۴۰ نفر آدم مثلا بالغ با یک جوان ۲۲ ساله عقد«اجاره طلا » بستن به این معنا که به این جوان پول بدن و ماهانه دو نیم گرم طلا به عنوان سود دریافت کنند و این شد نزدیک ۶۰ میلیارد پول از دست دادن. این قسمت رای که قاضی محترم خطاب به اون طلبکاران نوشته جالبه @Aalijnab

‌ ای بازیگر گریه نکن ما همه مون مثل همیم...

مبادا رفیق روزهای سخت به وقت خوشی فراموش شود.

به دفتردارِ دفترخونه گفتم دخترم مهریه نمیخواد، همین حق و حقوق رو داشته باشه کافیه.. 》Kayvan《 @OfficialPersiaTwiter
به دفتردارِ دفترخونه گفتم دخترم مهریه نمیخواد، همین حق و حقوق رو داشته باشه کافیه.. 》Kayvan《 @OfficialPersiaTwiter

دادگاهی که قبل از شروع تمام شده بود یوزف کا (کارمند بانک) صبح روز تولد سی سالگی‌اش در خانه بازداشت می‌‌شود.هر چه فکر می‌کند نمی‌داند دلیل بازداشت چیست. مأموران بازداشت هم اجازه ندارند هیچ توضیحی به او دهند. جرمش چیست؟ کسی نمی‌داند. شاکی کیست؟ مشخص نیست. دادگاه کجاست؟ در اتاق‌های تاریک و زیر شیروانی‌های عجیب شهر پراکنده است. او تلاش می‌کند از خودش دفاع کند. وکیل می‌گیرد، با قاضی‌ها صحبت می‌کند و به دنبال دلیلی منطقی می‌گردد، اما هرقدر بیشتر دست‌ و پا می‌زند، بیشتر در شبکه‌ای از بوروکراسی بی‌معنا و قوانین نامرئی گرفتار می‌شود. سیستم نیازی به اثبات گناه ندارد، همین که متهم شده‌ای، یعنی مجرمی! ترسناک‌ترین زندان‌ها، آن‌هایی نیستند که میله‌های آهنی دارند. ترسناک‌ترین زندان، سیستمی است که در آن حتی نمی‌دانی برای چه چیزی مجازات می‌شوی... رمان محاکمه اثر فرانتس کافکا

نوری که بناست بتابه، روزنه‌ش رو پیدا می‌کنه✨
نوری که بناست بتابه، روزنه‌ش رو پیدا می‌کنه✨

حقوق خوندم⚖️ هرچقدر هم بی‌گناه یا محق باشی، اگه ندونی چطور از حقت دفاع کنی، ممکنه مورد ظلم واقع بشی یا به حقت نرسی

عمران خوندم👷🏻‍♀ هر چقدرم نمای گرونی داشته باشه اگه اصولی نباشی فرو می ریزی🏚 شما چی خوندین؟

بچه ها از پرونده پژمان جمشیدی خبری دارید؟ چه حکمی صادر شد براش!؟