یادداشت های یک ذهن مشوش
Open in Telegram
223
Subscribers
No data24 hours
+37 days
+530 days
Posts Archive
این پسره سیاه پوشیده دست راست واشقانی
سراسر ادعا
فاز عقل کل
در عمل پوچ و بیسواد
رو مخ ترین گروه این برنامه
چه ارزشی چه برانداز
یه مشت دلقک بیسواد دور هم جمع شدن
نسل ما رو ببین خدایی
#موقت
بوی تعفن خیانت به ایران و اسراییلپرستی را نمیتوان با عطر و بوی کوروش بزرگ و شاهنامه و ایران پوشاند!
یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم
تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم
تو جگرگوشه هم از شیر بریدی و هنوز
من بیچاره همان عاشق خونینجگرم
خون دل میخورم و چشم نظر بازم جام
جرمم این است که صاحبدل و صاحبنظرم
من که با عشق نراندم به جوانی هوسی
هوس عشق و جوانیست به پیرانه سرم
پدرت گوهر خود را به زر و سیم فروخت
پدر عشق بسوزد که در آمد پدرم
عشق و آزادگی و حُسن و جوانی و هنر
عجبا هیچ نیرزید که بیسیم و زرم
هنرم کاش گرهبند زر و سیمم بود
که به بازار تو کاری نگشود از هنرم
سیزده را همه عالم به در آیند از شهر
من خود آن سیزدهم کز همه عالم به دَرَم
تا به دیوار و درش تازه کنم عهد قدیم
گاهی از کوچه معشوقه خود میگذرم
تو از آنِ دگری رو که مرا یادِ تو بس
خود تو دانی که من از کانِ جهانی دگرم
از شکار دگران چشم و دلی دارم سیر
شیرم و جوی شغالان نبود آبخورم
خون دل موج زند در جگرم چون یاقوت
شهریارا چه کنم؟ لعلم و والا گهرم
#شهریار
گرچه ممکن نیست با تکرار آسانش کنند
حیف باشد غم که مشق ِ تازه کارانش کنند
تازه راضی کرده ام دل را به دینداری ولی
بیم از آن دارم که دینداران پشیمانش کنند
ساختن با خانهی فرسودهی دل بهتر است
گر بنا باشد که با تعمیر، ویرانش کنند
گرچه این گنجشک، دیگر با قفس خو کرده است
میزند بر میله سر، وقتی پریشانش کنند
عشق را آموزگار ِ زهد منکر شد، چه شد؟
برملاتر میشود رازی که کتمانش کنند
بستن میخانه، از هر خانه ای میخانه ساخت
میتراود نور چون در شیشه پنهانش کنند
بادها هرگز نمیفهمند گیسوی رها
دلرباتر میشود وقتی پریشانش کنند
میکشم رنجی که هرگز مستحقش نیستم
در حساب روز محشر کاش جبرانش کنند
برای ثبت در تاریخ
این ساید منه
گور بابای هرچی خائن طرفدار اسراییل و ترامپه
👑 نخستین انسان، نخستین دوقلوها: خاستگاه نوع بشر در اندیشه زرتشتی
استر اسپات در رساله زیبا و مهم خود درباره بنمایههای اواخر دوران باستان در سنت شفاهی ایزدی، به درستی استدلال کرده است که داستان شهید بن جر شباهت قابل توجهی به داستانهای رایج در اواخر دوران باستان در میان یهودیان و مسیحیان، به ویژه در میان مسیحیانی که گاهی اوقات دوست داریم آنها را «گنوسی» بنامیم، دارد. برخی از آنها ادعا میکردند که از نوادگان شیث، پسر سوم آدم و حوا هستند و برای جامعه خود امتیاز ویژه «نسل دیگر» بودن را قائل بودند. تنها ارتباطی که او نتوانست برقرار کند، با کوزهای بود که شهید از آن متولد شد. من معتقدم این جنبه منشأ ایرانی دارد. میتوان استدلال کرد که وضعیتی که ما در اینجا داریم، از دینی که اخیراً به شکلی که اکنون میشناسیم درآمده، اما داستانهایی از پیشینههای مختلف که به طور قابل توجهی پیش از آن بودهاند را حفظ و ادغام کرده است، کاملاً نمونهای از خاورمیانه به طور کلی و خاورمیانه در اواخر دوران باستان و به ویژه اوایل دوره اسلامی است
📚 Religious Stories in Transformation: Conflict, Revision and Reception, Alberdina Houtman, Tamar Kadari, Marcel Poorthuis and Vered Tohar, 52,53
+1
👑👑👑 نخستین انسان، نخستین دوقلوها: خاستگاه نوع بشر در اندیشه زرتشتی
ایزدیان باور دارند که تبارشان متفاوت از دیگر انسانهاست؛ آنان تنها نوادگان آدماند که نطفهاش در کوزهای به نگهداری ملک طاووس قرار گرفت و پسری به نام پسر کوزه ( شهید بن جر ) از آن زاده شد. او با حوریای آسمانی ازدواج کرد و نسل ایزدیان از این پیوند ادامه یافت. این روایت، دلیل خاص بودن و ادعای برتری معنوی و پاکی آنان است. بر همین اساس، قوانین سختگیرانهٔ درونهمسری نهتنها در کل جامعه، بلکه در دودمانهای مختلف ایزدیان نیز اجرا میشود.
📚 Religious Stories in Transformation: Conflict, Revision and Reception, Alberdina Houtman, Tamar Kadari, Marcel Poorthuis and Vered Tohar, 51
+1
👑از جشن تا تاجگذاری: کارکردهای آیینی تخت جمشید در دوران پسا هلنیستی
👑اگرچه تخت جمشید تا حدی ویران شده بود، اما سرداران اسکندر جشنها و قربانیهای بزرگی را در این مکان برگزار میکردند. حاکمان پسا هلنیستی منطقه بخشهایی از کاخ را بازسازی کردند و یک آتشکده نصب کردند، در حالی که ساسانیان به طور دورهای از ویرانههای آن برای تاجگذاری پادشاهان یا برگزاری جشنها بازدید میکردند. در این مرحله، این مکان هویت جدید خود را به عنوان کاخ اولین پادشاه بشریت، ییما (جمشید در فارسی میانه) به دست آورد. این مکان به طور دورهای حاکمان ایرانی و غیرایرانی را که آرزوی ادعای میراث سلطنتی ایران را داشتند، به خود جلب میکرد، کسانی که با آیینها جشن میگرفتند و نقاشیهای دیواری را برای بزرگداشت رویدادها به جا میگذاشتند برای مثال، کاخ داریوش، نقاشیهای دیواری انباشتهشدهای از قرنها را در خود جای داده است، که با اعضای سلسله ساسانی آغاز میشود که ضیافتی را که در این مکان برگزار شده بود، گرامی داشتند و آن را صرفاً صد ستون توصیف میکردند.👑👑
📖 Persian Cultures of Power, Matthew P. Canepa, 25
