تکست تلخ
Open in Telegram
♡﷽♡ #چقـــدر سخــــــــــت است #همـرنگ جمـــاعت شدن... #وقتـــۓ جمـــاعت خـــودش #هـــــــزار رنــــــــگ استـــــ.. .C᭄ 🥀⍣❥᭄⚘ ⊰
Show more885
Subscribers
No data24 hours
-87 days
-2330 days
Posts Archive
885
دیوید والاس میگه:
هر چیزی که رها کردم، جای چنگ زدنم رو روی خودش داشت. اگه تو هم به تازگی رها کردی چیزی رو که روزی به جانت بسته بود و غمگینی، شاید لازم داشته باشی این رو بخونی:
«گاهی تصمیمِ درست غمگینت میکنه..!»
885
خیلی وقته «رفتن» دم دستیترین گزینهست برام. هیچی رو تحمل نکردن و فرصت ندادن آرامش اعتیادآوری داره. فرق نداره راجع به چی رها میکنم و میرم، از کنار آهنگ، هدف، مکان، حس، آدم.
885
دوست داشتم از تو دروغی بشنوم، زيرا انسان تنها زمانی دروغ میگويد که ترس از دست دادن چيزی او را آشفته کند.
پاموک
885
منام آن زنی که تمامِ کشتیها در او غرق گشته و تنهایش گذاشتند و آنگاه که هیچ بادبانی جز بالهایش برای او نمانده بود آموخت که چگونه از زن بودن رها شود و به پرندهی دریایی تبدیل شود...!
غادة السمان
885
نوشته بود:
حتی قویترین و جدیترین و مستقلترین آدمی که میشناسی هم تهش ته دلش یه آدم امن میخواد یه آدمی که بهوقت خستگی بغلش کنه یه آدمی که به وقت دلتنگی بهش خوبیهاشو یادآوری کنه، یه آدمی که به وقت تردید بهش بگه: "اگه حالت خوبه، تصمیم درستی گرفتی."
885
•🌷🍃•
لطفا هر جا واستون ارزش قائل نبودن،هرجا بودن یا نبودنتون فرقی نداشت، هر جا حالتون خوب نبود،هر جا حس کردین جایی ندارید، چه تو دل یه شخص؛ چه تو یه رابطه ی عادی؛ یا اصلا هرجا..!برای خودتون ارزش قائل شید و اونجا رو ترک کنید به قول سعید صاحب علم میگه:
"هر جا هوا مطابق میلت نشد، برو !
فرق تو با درخت ؛ همین پای رفتن است.."
885
امروز که پاییز به من تاخته؛
و پنجرههایم را گرفته،
نیاز دارم که نامات را بر زبان بیاورم.
نیاز دارم که آتش کوچکی برافروزم.
به لباس نیاز دارم،
به بارانی؛
و به تو...
ای ردای بافتهشده از
شکوفهی پرتقال و گلهای شببو!
نزار قبانی
885
من اینم و غرق خستگی آمدهام
ویرانـم و از شکستگی آمدهام
از شهر یگانگی؟ فراموشش کن!
از شهر هـزاردستگی آمدهام
#حسین_منزوی🍃
885
میدونستی پروانه ها نمیتونن بالهاشونو ببینن؟
و اصلا خبر ندارن که چقدر قشنگن
شاید تو هم یه پروانهای، یه انسان فوقالعاده
فقط خودت نمیتونی ببینیش!
صبح بخیر🦋💛
