تکست تلخ
Open in Telegram
♡﷽♡ #چقـــدر سخــــــــــت است #همـرنگ جمـــاعت شدن... #وقتـــۓ جمـــاعت خـــودش #هـــــــزار رنــــــــگ استـــــ.. .C᭄ 🥀⍣❥᭄⚘ ⊰
Show more885
Subscribers
No data24 hours
-87 days
-2330 days
Posts Archive
885
گمان میکنی آیا
اگر چنین در آغوشت بگیرم
و در آفتابی ترین روز خدا پنهان شویم
عصر جمعه پیدایمان کند؟
گمان میکنی
اگر این گونه سر به شانه ات بگذارم
و در شعری کوتاه
جهان را باژگونه بسرایم
جبرئیل میتواند بم و خشدار نجوا کند:
تقدیر چنین نیست؟
#گراناز_موسوي
885
در من بوی دارچين، در تو عطر بهار نارنج بيا دست در دست هم قدم بزنيم كوچههای پايتخت را...
885
.
در تاریکی چشمانت را جستم
در تاریکی چشمانت را یافتم
و شبم پر ستاره شد ...!
#احمد_شاملو❤️
⭐️
885
خواستم با شعر شیدایت کنم اما نشد
با غزلها غرق رؤیایت کنم اما نشد
خواستم تا عشق برچینی فقط از چشم من
چون کبوتر جَلد اینجایت کنم اما نشد
زیر باران آمدم با چتر بسته خیس خیس
تا تهِ کوچه تماشایت کنم اما نشد
با نسیم صبح آمد عطر مخصوصت که من
آمدم در دشت پیدایت کنم اما نشد
زیر رگبار نگاه طعنهدار دیگران
با خودم گفتم که حاشایت کنم اما نشد
هیچکس مانند تو غم را برای من نخواست
خواستم تا ترک غمهایت کنم اما نشد
#مهدی_ملکی
885
ساكِن تنهایی شدم بعد
از رفتن تو..!
آنقدر برای رفتن دست و پا زدی،
که آخر خودم راضی شدم
به تنهایی..!
حالا، احوالِ این روزهای مرا از
كاغذ هایِ مچاله و متن هایِ
غم زدهِ ام بپرس..
885
گاهی خوابت را میبینم
بی صدا
بی تصویر
مثل ماهی در آبهای تاریک که لب میزند
و معلوم نیست حباب ها کلمه اند
یا بوسه هایی از دلتنگی
-کالبد
885
در هیاهوی غم ها و تب و تاب زندگی تنها پاییز با سرمایش به روح خسته ما رنگ و رخی تازه میدهد 🍂
