៹ ꪚ𝒊ꫀ𝒊𝑙𝑙ꫀ âmꫀ (rest)
Open in Telegram
https://t.me/HidenChat_Bot?start=5460029068 ⎾ @th7_2 ⏌ Уважаемый @durov , у нас нет сексуального содержания и тд Мы полностью соблюдали правила телеграма Есть те кто не хочет чтобы мы прогрессирова
Show more1 144
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-530 days
Posts Archive
1 144
Repost from ( 𝐑𝐞𝐬𝐭...) آتـشـگــاهِ خـون
گاهے جهان در سڪوتِ خود فریاد میزند؛
فریادے ڪہ تنها دلهایے شنوا، آن را درمییابند. در هیاهوے روزمرّگی، انسان بیآنڪہ بداند، در تڪرار خویش دفن میشود.
آنجا ڪہ لحظهها رنگ میبازند و معنا در غبارِ عادت فرو میرود، جرقهے رفتن در جان روشن میشود…
1 144
من نظرمو توی کامنتا گفتم به جای چنلم
ولی یک چیز رو باید بگم
من با کوچیکترین نوشته ای که درباره حرف زدن با قبر ادم مورد علاقه باشه، گریه میکنم.
میخواد کسی که مرده پدر طرف باشه مادرش باشه یا معشوقه اش یا دوستش...
با هر کدومش که حرف بزنه اون شخص سر قبر و دیالوگ هاش رو بنویسه و من بخونم.. رسما میمیرم و زنده میشم
و بی شک اشک میریزم باهاش
و سکانسی که اتفاقا خیلی ساده هم بود اما اشکمو واقعا در اورد صحبت های کوک با قبر مادرش بود.
1 144
نظراتِ تکتکتون رو خوندم و خیلی بهم انرژی داد . ببخشید که اینبار فرصت نمیکنم مثل همیشه دونهبهدونه جواب بدم..اما بدونید خیلی برام ارزشمندن!
1 144
Repost from جۚنۨگجۚوࣳݺ࣮ سۜݺ࣮اٰمۘݺ࣮
این پارت خیلی سنگین، پرجزئیات و احساسیتر از قبل بود. بیشتر از اینکه جلوبرندهی سریع داستان باشه، عمیقکنندهی روابط و نیتهاست؛ ✔️ دیالوگها خیلی قوی و باورپذیر بودن ✔️ فضای قدرت، کنترل، و بازیهای کثیف کاملاً منتقل شد ✔️ مینسوک واقعاً اعصابخُردکن ولی انسانی نوشته شده (نه کاریکاتوری) بهخصوص این ایده که حذف فیزیکی نیست، حذف قانونی و بیصداست خیلی هوشمندانه بود. تعامل جونگکوک و تهیونگ: اینجا داستان واقعاً نفس میکشه. ✔️ رابطهشون خیلی طبیعی پیش میره ✔️ نه اغراق عاشقانهست، نه سرد ✔️ اون تماسِ تصادفی دستها خیلی خوب و بهجا بود (نه کلیشهای، نه اضافی) در کل عالی نوشتی منتظر پارتهای بعدی خواهم بود، خسته نباشی.
1 144
Repost from ′𝒔𝒐𝒎𝒆𝒕𝒉𝒊𝒏𝒈 𝒍𝒊𝒌𝒆 𝒎𝒆′∞🆕
موزیکش هم وایب این فیلم های سلطنتی دهه ۱۹۰۰ انگلیس رو میده . خیلی دوسش دارم >>
تیزری که برای پارت هات میزاری هم فوقالعاده جذابه...
برای تلگراف هم خیلی ایده ی خوبی به ذهنت رسید که لینک گذاشتی براش و از توی یک تلگراف وارد تلگراف دیگه میشی واقعا خلاقانه ست
وقتی جونگکوک ، تهیونگ رو با لقب پسر بچه صداش کرد خیلی ناز بود :)
1 144
Repost from ′𝒔𝒐𝒎𝒆𝒕𝒉𝒊𝒏𝒈 𝒍𝒊𝒌𝒆 𝒎𝒆′∞🆕
چقدر عاشق این پارت بودم واقعا معرکه بود . نوشته هات یه طوری ان انگار از اول نویسنده به دنیا اومدی و فرار و نشیب های متن هات خیلی خیلی زیباست .
جوری که واقعا وقت میزاری و ذهن پر ایده ای داری ستودنیه »
1 144
Repost from 「 𝐕𝚨𝚴𝚰𝚻𝚨𝐒 ˢⁱˡᵉⁿᵗ 」
بالاخره رسیدم و تونستم نظرمو بدم. این بخش از پارت از نظر تعادل احساسی و روایت پنهان بسیار پختهتر از قبل عمل میکند؛ تضادِ میان نقشهی سرد و حسابشدهی پشت پرده با صمیمیتِ ظریف و ناخواستهی بین تهیونگ و جونگکوک، هستهی اصلی قدرت این پارت است. دیالوگها طبیعی، کنترلشده و بدون اغراقاند و جزئیات محیط نه تزئینی بلکه کارکردی روانشناختی دارند. نقطهی قوت بزرگ متن، سکوتها و مکثهاست؛ جاهایی که چیزی گفته نمیشود اما بارِ داستان را جلو میبرد. در کل مشتاق پارت بعدیم به شدت. خسته نباشی.
1 144
Repost from ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏𝖾̀𝖼𝗅𝗂𝗉𝗌𝖾 ͏˓ 🏴 ˒
با خوندنِ بخش اول تفکراتم درموردِ تهیونگ به کل از بین رفت و به صورت موقت احساس میکنم قدرت تکلمم رو از دست دادم.. واقعا موقع خوندن سعی کردم مثلِ همیشه درموردِ جزئیات لحظه به لحظه اش بنویسم اما این حجم از معصومیت جونگکوک دلم رو به درد میاورد . تهیونگ انگار بین مرز خواستن و نخواستن خفیفی گیر کرده که به زودی ممکنه آشکار شه ..
