៹ ꪚ𝒊ꫀ𝒊𝑙𝑙ꫀ âmꫀ (rest)
Open in Telegram
https://t.me/HidenChat_Bot?start=5460029068 ⎾ @th7_2 ⏌ Уважаемый @durov , у нас нет сексуального содержания и тд Мы полностью соблюдали правила телеграма Есть те кто не хочет чтобы мы прогрессирова
Show more1 144
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-530 days
Posts Archive
1 144
Repost from N/a
1 144
Repost from 𝐀𝗅𝗂𝗏𝖾𝗂𝗇𝐒𝗂𝗅𝖾𝗇𝖼𝖾
میدونم، همهمون یه روز به دنیا میآییم و یه روز هم از دنیا میریم.
اما تهش چی میمونه؟
اینکه فقط خوش بگذرونیم؟
یا وقتهای ارزشمندمون رو پای آدمهای بیارزش بسوزونیم؟
خودمون چی؟
وقتی دیگه نیستیم، بقیه چی فکر میکنن؟
وقتی دیگه اسمی از ما نیست، جای ما پر میشه؟
فراموشمون میکنن؟
من نمیخوام فراموش بشم… نمیخوام فقط یه خاطرهی تار و کمرنگ تو ذهنشون باشم.
من میخواستم زندگی کنم، تجربه کنم، یاد بگیرم.
ولی حالا که نگاه میکنم، میبینم اگه بمیرم، در واقع زندگی نکردم.
من وقت بیشتری میخوام…
اینجا،آخر خط وایسادم و دیگه زمانی برام نمونده.
هیچکس نمیتونه کمکم کنه، انتظاری هم ندارم…
فقط کاش میشد زندگی بهتری داشته باشم.
فقط میخوام بدونی…
هرکس منو فراموش کرد، مهم نیست.
ولی تو… نمیخوام تو جزو اونها باشی.
// Vito | @AliveInSilence
1 144
Repost from N/a
HŌPË`S SŪPPÖRT💀
با بیش از 40 ادمین فعال که هر روزه بطور مرتب از چنلهاتون حمایت میکنن! سین چنلت رو تو بهترین حالت خودش نگهدار تو چالشهای متنوع شرکت کن و از تبهای خطی روزانمون قافل نشو! هرگروهی که از کیپاپ باشید و با هر موضوع و آماری که باشید ما کمکتون میکنیم که بیشتر از قبل دیده بشید🤩!JOIN US!🖤
1 144
Repost from ڪلبهی جنگلیِ آقا گرگه
تا امشب اینجا 200 تایی میشه؟؟
به 35 نفری که جویم میشن موزیک تقدیم میکنم.
1 144
Repost from N/a
زمانی که به دنیا نگاه میکنم و به طبیعت گوش میسپارم، میشنوم عشق و گویی عطر حضورت را.
اولین و آخرین پناه زندگیِ من.
در پس پرستش نگاه تو، تویی و آن حس درخشان تو.
کاش بدانی که هیچکس در دلم نگیرد جای تو ثابت شده در هر قدم این زندگی کوتاه من هستی. منی که گرمای وجودم را مدیون حضور تو هستم، ای هستیِ مهربانم، ای منِ دیگرِ عاشق.هر توجه تو شفای زمین است. دستانم بیتو، دستان من نیست؛ و این داستان بیتو، داستان من نمیشود.
الهامبخش واقعی، شنوندهی جادوییِ من. نمیدانم چه کردم که نشانم دادی این دنیای بینظیر را. سپاس از تو در هر زمانی، اگر زمانی باشد. چراکه تنفسِ هوای بارانیات، شد حافظ دلِ من.از زیبایی برگهای پاییزیِ درختانت تا آسمانِ پایان ندیدهات را دوست دارم. شعلهورِ هر نور و امیدم تویی، و معنابخشِ تمام واژههایم نیز تو. 🕯𝐸𝑙𝑖𝑛’𝑠 𝑊𝑜𝑟𝑑𝑠 𝑓𝑜𝑟 𝐺𝑜𝑑
1 144
Repost from 𝐀𝐦𝐚𝐲𝐚
آنگاہ ڪہ تو بودی، حتے سیاهے شب هم نورانے بود، حال چہ ڪنم ڪہ چلچراغ ها هم دیگر نورے ندارند.
گفتے فراموشم ڪن، نمیخواهم تورا پس دیـگر داستان ما تمام شده...
چگونہ میشود وقتے لحظہ لحظہ زندگے ام
درحال قیاس من با تو و من بے توست، باید بگویم ڪه، من بے تو.. هیچ چیز نیست!
آن روز ها ڪہ با نجواے دلنشین تو هوشیار میشدم زندگے جور دیگرے جریان داشت، حال ڪہ بہ خواب میروم، خبرے از آواے تو نیست. گوش هایم دیگر شنوندہ لالایے هاے شبانگاہ نیست، نہ ڪہ نخواهد.. آخر دیگر مورد علاقہ ترینش لالایے نمیخواند؛گفتے بہ خوشے بگذران، اما مگر نمیدانستے تمام خوشے هاے من خلاصہ در یڪ ڪلمهست.. تو! حال ڪہ دیگر تو نیستی، میان تاریڪے ایے ڪہ برایم بہ ارمغان آوردے عمرم را خاتمہ میدهم، شاید آنگاہ روحم بتواند در ڪنار تو.. بازهم بہ روشنے برسد؛
دلم میخواهد همانند گذشته، سرت را روے پایم بگذارم و گیسوان شبرنگت را نوازش ڪنم، باهم از بیرحمے دنیا گلہ ڪنیم و بہ آدم ها تنفر بورزیم، باهم فنجانے چایے را بہ اتمام برسانیم و ڪتاب جدیدے را ڪہ از ڪتابخانہ گرفتہ ایی، برایم بخوانی.. مهتاب من، دلم براے ما بودنمان تنگ شده، تو چطور؟گمان نڪنم حتے مرا بہ یاد هم بیارے چہ برسد بہ اینڪہ دلتنگے ڪنی، اما طلبڪار نیستم تو به من گفتے فراموش ڪن و من نڪردم، پشیمان نیستم از این انتخاب.. زیرا عاشقے ڪردن براے تو، معنا بہ زندگے من میبخشد!
1 144
Repost from جۚنۨگجۚوࣳݺ࣮ سۜݺ࣮اٰمۘݺ࣮
تو استاد بینظیرِ سکوتی بودی که هزار سخن در آن نهفته بود و من کودک نادانی بودم که هر بار میکوشیدم معنای سکوتت را دریابم، بیشتر در دام تفسیرهای بیسرانجام میافتادم.
اکنون سالها گذشته و من هنوز همانم؛ همان عاشق خسته، همان جویندهٔ حیران، همان دلی که با تمام ضربهها هنوز آماده است برای شنیدن نام تو بلرزد.
آیا این نشانهٔٔ حماقت است یا عمق عشق؟
