en
Feedback
Headline

Headline

Open in Telegram

می‌خواهم از تو بنویسم، از نام تو که تکیه‌گاه حصارهای شکسته است. نامه‌نگار: آبیِ تیره.

Show more
982
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days

Data loading in progress...

Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
March '24
March '24
+1
in 0 channels
February '24
+496
in 5 channels
Get PRO
January '24
+558
in 3 channels
Get PRO
December '23
+464
in 0 channels
Get PRO
November '23
+349
in 0 channels
Get PRO
October '23
+442
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
07 March0
06 March0
05 March+1
04 March0
03 March0
02 March0
01 March0
Channel Posts

2
https://t.me/+yh6n7lXBjqYzNDY0
104
3
وقت بخیر بچه‌های من، در صورت تمایل عضو گروه بشید تا با یکدیگر آشنا بشیم.
108
4
sticker.webp
106
5
قلم نویسنده، ابزار نویسنده نیست، بلکه عضوی از وجود اوست.
172
6
No text...
167
7
غمگين نباش. يك روز صبح از خواب بر می‌خيزی، ستاره‌ها را از گيسوانت پايين می‌ريزی و ماه را درون صندوقچهٔ اتاقت می‌گذاری. از چشمانت رد شب را بيرون کن که امروز صبح ديگری‌ست ،، آشوب ۱۳.
167
8
+4
No text...
179
9
sticker.webp
142
10
No text...
205
11
بنابراین اگر با من آشنا هستید، ریکوئست بدید. درخواست افراد دیگر رو نمی‌پذیرم، رفقای خودم هم لطفاً پروفایل داشته باشن. این‌جا فعال‌تر خواهم بود.
224
12
https://t.me/+rXNWKuJqXRQwMjQ0
234
13
در این چنل از این به بعد نوشته‌های من به اشتراك گذاشته نمیشه و به همین خاطر یك دیلی پرایوت رو درنظر گرفتم که برای آشنایان و دوستان خودم در نظر گرفته شده.
229
14
وقت بخیر بچه‌های من.
218
15
sticker.webp
222
16
دو سه روز مهمان دنیا هستیم، نقاب‌ها را بردارید، آمده‌ایم خودتان را ببینیم.
188
17
No text...
186
18
و قلب هایتان از تپیدن بازایستاده و ریه‌های چوبی‌تان هم دیگر رمقی برای تنفس ندارد. به خدا سوگند که همین برف سپید بر سر آلونك احساس‌تان جای خوش کرده و نگاه خیره‌تان را هم منجمد ساخته. و به چه علت و دریغ از هر چه، در این منزل‌گاه غم سر به زیر افکنده و پیاپی سودای مرگ می‌دهید. نوازندهٔ خنده‌هایتان هم، به سنتور لبخند قسم که به دعوت مرگ، از این‌جا رفته. پس برخیزید و به همراه بهارگان گام در این سبزه‌زار شوریده بگذارید که گل‌های استکانی شب، در پس انگشتانتان روییده و قلبتان را هم به صفای رود جلا خواهد داد. به مژدهٔ غم قسم که ،، آبی ۲۸.
193
19
+4
No text...
171
20
sticker.webp
147