en
Feedback
محمد خردمند - Mh.kheradmand

محمد خردمند - Mh.kheradmand

Open in Telegram

دل‌نوشته‌ها، اشعار، مقالات علمی، سرودها و اناشید اسلامی.

Show more
278
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days

Data loading in progress...

Similar Channels
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
June '24
June '24
+4
in 0 channels
May '24
+275
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
11 June0
10 June0
09 June0
08 June0
07 June0
06 June+1
05 June0
04 June+3
03 June0
02 June0
01 June0
Channel Posts
فرصت‌ها_را_با_تقسیم‌اوقات_مدیریت_کنیم.docx0.16 KB

2
فرصت‌ها_را_با_تقسیم‌اوقات_مدیریت_کنیم.pdf
140
3
💟 به پیامبر دوست داشتنی 💝 آمدی در مسیر تاریکی، مثل خورشید نور بخشیدی در دل آشیانه‌ی اندوه، عشق و مهر و سرور بخشیدی مقدمت سبز باد ای محبوب، ای طلوع امید جاویدم تو به گلواژه‌های زیبایت، نور در قلب کور بخشیدی به جهانی که بود پامال از، جهل و سنگین دلی و غارت‌ها به هُمایَش دو بال پرواز و به عُقابش غرور بخشیدی ‍ ای که با مقدمت شگوفایی، در دل کائنات پیچیده ای که با رحمتت محبت را در دل مار و مور بخشیدی در نهاد شترچران عرب، جذبه‌ی رهبری پدید آمد آفتاب نهان به ظلمت را اشتیاق ظهور بخشیدی رهبری سروری قیادت‌ها، از حضور تو معنا یافت حس آزادگی و آزادی، از اسارت به دور بخشیدی محمد خردمند ۱۳۹۸/۸/۱۸ https://t.me/Kheradmand0
177
4
*چه خوب گفت مرد هوشیار* روزی کفاشی در حال تعمیر کفشی بود ناگهان سوزن کفاشی در انگشتش فرو رفت از شدت درد فریادی زد سوزن را چند متر دور تر پرت کرد . مردی حکیم که از آن مسیر عبور می کرد ماجرا را دید سوزن را آورد به کفاش تحویل داد و شعری را زم زمه کرد درختی که پیوسته بارش خوری تحمل کن آنگه که خارش خوری . این سوزن منبع درامد توست این همه فایده حاصل کردی یک روز که از آن دردی برایت امد آن را دور می اندازی! درس اخلاقی اینکه اگر از کسی یا وسیله ای رنجشی امد بیاد اوریم خوبی های که از جانب آن شخص یا فوایدی که از آن حیوان وسیله یا درخت در طول ایام به ما رسیده , آن وقت تحمل آن رنجش آسان تر می شود 🌺 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
205
5
پر از سکوت غم‌آلوده‌ام پر از دردم به نام دوست چه‌ها برسرم که آوردم من آنکه ترس جدا بودنش غمم می‌داد امید سبز وجودش به قلب پروردم آهای مقصد مغرور من نمی آیی ؟! به خود دوباره بدون تو بر نمی‌گردم اگر که اندکی از مهر و عشق می‌فهمی بدان برای تو هرچیز خواستی کردم شبی بدون تو پایان تیره خواهد داشت نباشی از تو و از آشیانه دل‌سردم من از تو غصه و اندوه و صد نشان دارم فرامُشم نشوی ای رفیق نامردم خردمند ۱۴۰۰/۱۰/۴ به کانال تلگرام ما وصل شوید 👇 https://t.me/KheradMand0
157
6
غم غباری نیست تا از قلب، جا خالی کند سینه‌هاتان را خدا از غصه‌ها خالی کند چون محبت از زمین کوچید، حالا قهر خود ابرهای خشمگین بالای ما خالی کند انتقامی نیست یارب، امتحانت کاشکی! جای خود را بر مناجات و دعا خالی کند بی‌نوایانیم یارب خوب می‌دانیم که تو... نیستی سلطان که خشمش بر گدا خالی کند سرزمین خسته‌ام هرماه با یک اتفاق شادمانی جای خود را در عزا خالی کند خردمند به کانال تلگرام ما وصل شوید 👇 https://t.me/KheradMand0
121
7
دوام هرچه به عالم نجیب خند‌ه تو دلیل کفر دمادم نجیب خنده تو حرام خواهش حوا هبوط هرزه یی من فریب فاتح ادم، نجیب خنده تو کشیده دست غریبی به کوچه پای مرا. 🫴 ... و بد کشانده به خاکم نجیب خنده تو 🥀🖤 @tarikh_donya
122
8
در یکی از روز ها موش نزد شیر آمد و اجازه خواست : جناب سلطان جنگل ! به من اجازه می دهی سخنی بگویم !؟ سلطان : بگو هرچه می خواهی ! موش : اول باید جانم را ببخشی و مرا نکشی ! سلطان : ای موش شجاع ! بگو بخشیدمت موش : من می توانم ترا در عرض همین یک ماه به قتل برسانم ! شیر لبخند تمسخر آمیزی به حرف موش کرد و گفت : تو مرا می کشی ای موش ؟!!! موش گفت : بله من می کُشم اما در طی یک ماه مرا مهلت بده. شیر گفت : درست است اگر مرا در همین یک ماه نتوانستی بکشی ! من ترا خواهم کشت. روز ها یکی پی دیگر می گذشت. هفته ی اول شیر می خندید اما در خواب می دید که موش نقشه ی قتلش را می گیرد و گاهی هم می کُشد اما این خواب ها را جدی نگرفت. هفته دوم کم کم ترس در وجود شیر رخنه کرد و استرس بیشتر می شد. هفته ی سوم ترس شیر بیشتر شد و لا خودش حرف می زد که چکار کند اگر سخن یا تهدید موش درست باشد. هفته ی چهارم شیر ترسان و لرزان منتظر وقوع حادثه است . ناگهان حیوانات به دیدن شیر میروند و موش هم در میان آنهاست. هیچ می دانی چه شده بود ؟!! صحنه ی غافلگیر کننده ی بود . شیر استخوان و پوست شده مانده بود و قدرت حرکت نداشت، قبل از اقدام هرکسی خود را هلاک کرده بود. موش دانست که انتظاری حادثات و مصیبت ها و فکر کردن به آن برای شیر ، بدتر از وقوع حادثه تمام شده است. میدانی شیر کیست ؟!! خودت هستی ! بله خودت. شیر همان شخصیتی توست که باید با ایمان و قوت قلب چاقش بکنی و در برابر سختی ها مقاومتش را بالا ببری. موش : همان ترس و اضطراب توست از درد و مصیبت ها مثل " کرونا" بنا بر این ؛ ✔ از زندگی حالی ات لذت عالی ببر . ⛔ نفست و فکرت را به چیزی که هنوز نیامده مشغول نساز ! 👈 به فکر همین امروزت باش ! 💌 آماده باش و هرنوع اسباب شرعی و طبی لازم را برایت آماده ساز . عبرت 🤗 ترس و اضطراب نصف درد است و اطمئنان و آرامش روحی نصف دوا است. صبر کردن اولین راهکار برای شفا است. پس گمان شما نسبت به پروردگار تان چیست؟!! برگردان = محمد خردمند
197
9
پدرم! نیستی من از همه جا دلگیرم از خودم از همه‌ی دار و ندارم سیرم تو که رفتی پدرم لطف خدا همراهت من به هر لحظه که یادت بکنم می‌میرم تازه فهمیدم اسارت به قفس بودن نیست جسمم آزاده و روحاً به غل و زنجیرم رفتی و تکیه به تقدیر نمودم اما ... درد دارد که نبود تو شود تقدیرم به جوانی غمِ بسیار سراغم آمد گرچه من کوچکم اما به نظرها پیرم دست‌هایت به من امید و توان می‌بخشید وقتی گفتی پسرم...! فکر نمودم شیرم زندگی بی تو به ویرانه‌ی غم تبدیل شد بی تو از خوب و بد خلق جهان "دلگیرم" ✍ محمد خردمند به کانال تلگرام ما وصل شوید 👇 https://t.me/KheradMand0
176
10
بر طبع بشر مونس و دلبند کتاب است با پند کند حال تو خرسند کتاب است اندیشه و افکار همه نخبه ی تاریخ سرمایه ای یک نسل برومند کتاب است علم و هنر و صنعت و آئین و تمدن یک نعمت والای خداوند کتاب است پیمان وفاداری و پیوند اخوت چون نقطه ی پایان زد و بند کتاب است از سینه زداید غم و آلام حوادث آرد به لب غمزده لبخند کتاب است گنجینه ی والا گهر دانش و فرهنگ آینده ی فرزند هدفمند کتاب است در خلوت و تنهایی ما همدم و همراز تسکین غم و درد خردمند کتاب است محمد خردمند ۱۳۹۵/۹/۳
217
11
غزال طبع بشر بی شکار میمیرد حلاج ما به بلندای دار میمیرد زخون ملت ما صخره ها شده رنگین چولاله مام وطن داغدار میمیرد عزیز قلب غمینم، جوان هموطنم چو گل به زیر قدم هر کنار میمیرد گهی به جنگ و جدال و نزاع ذات البین گهی چو شیشه به یک انفجار میمیرد هنوز غنچه نگردیده گل به بزم چمن بسان آبله در رهگذار میمیرد به مرگ عاطفه ها ماتم است عالم را تبسمی که نشد خنده وار میمیرد به کودتای لشکر نیرنگ، این صداقت ها به انزوای تفکر چه زار میمیرد تعقلی که نزاید بهار استدلال شگوفه ها به سرانگشت خار میمیرد محمد خردمند
169
12
مثل خورشید که تا عمق جهان می‌تابد دانش آن جلوه‌ی نوری‌است به جان می‌تابد علم و تقوا که نماینده‌ی فضل و شرف است خوش به سیمای شما نسل جوان می‌تابد محمد خردمند
163
13
نویسنده: دکتر علی محمد الصلابی مترجم: استاد دکتور عبدالناصر امینی
174
14
صنم یا صمد گر نباشی خدا نخواسته هم، کس در این سینه‌ام نمی‌گنجد تا که عشق تو در دلم دارم ، اثر درد و غم نمی‌گنجد و در این خانه غریبانه، هرکسی جایی خویش را دارد در حریم خدای عشق هرگز ، جلوه های صنم نمی گنجد شوق های مجاز هم گاهی، منتهی می شود به حضرت عشق گاهگاهی همین احساس، در نهاد تنم نمی گنجد بی تو این زندگی چنان سنگین، کوهی در شانه های یک عاشق درد های نبودنت بر من ، در گمان قلم نمی‌گنجد واژه‌ی نیست آنچنان جذاب ، حرف های تو منعکس بکند که به فکرم شکوه احساست، به خیالات هم نمی گنجد عشق ها یک پدیده ی خاصند ، عشق ها جلوگاه احساسند درک این در تعقل هرکس، از وجود و عدم نمی‌گنجد #محمد_خردمند 1397/9/4 به کانال تلگرام ما وصل شوید 👇 https://t.me/KheradMand0
235
15
شبی با عقل و دلم نظمی مقرر کردم جست‌وجوی اول از خانه‌ی دل سر کردم خانه‌ی کودکی‌ام گشته هوس آلوده هرچه دیدم ز سر خشم، ته و سر کردم گوشه‌ی دل شده بازیچه‌ی دنیای کسی آن‌که با خوشی‌ام آموخته، دلبر کردم گوشه‌ی باغ بهشتی که خزان آلوده آیتی از دل هر سوره که از بر کردم دیر کردم نزدم سر که به گل آب دهم شده پاییز و گل باغ، مکدر کردم دل مصیبت‌کده‌ای بود که در سینه‌ی من خانه‌ی وحشت و بت‌خانه‌ی آذر کردم عقل با مسخره و جنگ به رویم خندید: باورم نیست چطور این‌همه باور کردم خردمند
165
16
خواهر که زیب خلقت خوب خداستی چون دُرِّی در میان صدف خوشنماستی ارزان مکن لطافت خود را به ناکسان با این حجاب، گوهر قیمت بهاستی دنیای خوب، یعنی که بانوی مهربان در زندگی ی مرد خودت پا بجاستی خواهر! حجاب، تاج و لباس شرافت است مانند یک ملیکه و فرمان رواستی چشم خبیث دد منشان کور می شود وقتی که در حفاظت حجب و حیاستی خواهر، کمال بندگی حسن اطاعت است بهتر که با حدود خدا آشناستی خواهر! حجاب، روشنی قلب تیره است مثل ستاره در دل شب رو نماستی الگوی از شرافتی ای بانوی بزرگ از لوث بد شگون دیوثان جداستی ای دختر نجیبه ترین بانو، عائشه تو همقدم به فاطمه ی مصطفی ستی با این حجاب ناب خود از هرکسی دگر نزدیک تر به بارگه ی کبریاستی محمد خردمند ۱۳۹۸/۱/۳۱
170
17
تو اگر نباشی جایت غم و آه خواهد آمد که ثواب اگر نباشد به گناه خواهد آمد چکنم گلایه از بخت بدم که زود رفتی اجلم به رفتن من سر راه خواهد آمد به چه خوش کنم دلم را که غروب کردی حالا شب و روز در نبودت چه سیاه خواهد آمد ؟! من و قلب پاره پاره به سکوت نا امیدی و نه یوسفی که یک روز ز چاه خواهد آمد چه کند گدا که تختش به سر خودش شکسته نه رعیتی که گوید هله شاه خواهد آمد شده زندگی سراسر غم و درد و دود و آتش که طبیب و دردمندان به پناه خواهد آمد خردمند ۱۴۰۰/۳/۳۰ کانال تلگرام 👇 https://t.me/KheradMand0
403
18
هدف‌مندی و کمال‌گرا بودن یک طالب العلم، نشانی از قدردانی‌اش نسبت به نعمت‌های پروردگار و خدمات و حمایت همه‌جانبه‌ای فامیل بزرگوارش می‌باشد. #بهترین_طالب‌العلم محمد خردمند https://t.me/KheradMand0
172
19
این خورشید گرفتگی دیروز در امریکا رخ داد و به اندازه‌یی کامل صورت گرفت که همه جا به یکباره مثل شب تاریک شد، سبحان الله!
286
20
خورشید گرفتگی کامل که در امریکا رخ داد! نظیرش در چند صد سال قبل هرگز دیده نشده بود. 😱
خورشید گرفتگی کامل که در امریکا رخ داد! نظیرش در چند صد سال قبل هرگز دیده نشده بود. 😱
270