189
Subscribers
No data24 hours
-47 days
-630 days
Posts Archive
189
آخر چگونه زار نگریم برای عشق
وقتی نبود آنچه که دیدم سزای عشق
دیدم در انزوای خزان، باغ عشق را
دیدم به قلب خون غزل، داغ عشق را
دیدم به حکم خار، به گلها کتک زدند
مهر سکوت بر دهن قاصدک زدند
دیدم دیدم لگد به ساقه امید میزنند
شلاق شب به گُرده خورشید میزنند
دیدم که گرگ، بره ما را دریده است!
دیدم، دیدم هر آنچه دیدنش اندوه و ماتم است
باز این چه شورش است که در خلق عالَم است!
-بیداد خراسانی
