920
Subscribers
No data24 hours
+47 days
+1430 days
Posts Archive
خودم خندم گرفته از بعضی حرفام ولی میخام در عین حال که دارید میخندید ببینم نظرتون چیه .
به نظرتون اگر کسی بخواهد کلاهبرداری کند ، بهتر از خارجیها کلاهبرداری کند ؟ یا از داخل ؟
آیا موافقید یک حرکت در سطح جهانی انجام بدیم ؟ کانال رو کلا انگلیسی کنیم و بریم برای لایو ترید به زبان انگلیسی ؟ و آموزش سنگین به زبان انگلیسی را شروع کنیم ؟ آیا وقتش فرا نرسیده ؟
نظر شخصی من درباره حقیقت حرکت بازار
به نظر من، بخشی از تمام این دیدگاهها درست است.
اول از همه، نحوه حرکت بازار و اینکه قیمت چگونه بالا و پایین میشود را قبلاً در ویدئوهای آموزشیام بهطور مفصل توضیح دادهام؛ اما اینجا بهصورت خلاصه دوباره اشاره میکنم.
بازار اساساً از دو نوع سفارش تشکیل شده است:
Market Execution یا سفارشاتی که همان لحظه در بازار اجرا میشوند.
سفارشات معلق (Limit Orders) که معاملهگران در قیمتهای دلخواه خود قرار میدهند.
همین سفارشات معلق هستند که نقش نقدینگی (Liquidity) را برای اجرای معاملات ایفا میکنند و سفارشات Market Execution آنها را مصرف میکنند. هرگاه سفارشات موجود در یک قیمت کاملاً مصرف شوند، قیمت برای یافتن سفارشات بعدی به سطح بالاتر یا پایینتر حرکت میکند. بنابراین آنچه قیمت را به حرکت درمیآورد، اجرای سفارشات لحظهای است. اگر در آن لحظه خریدار یا فروشندهای برای اجرای سفارش وجود نداشته باشد، بازار نیز حرکتی نخواهد داشت.
اما لازم میدانم یک نکته را روشن کنم. منظور من از «نقدینگی» در اینجا، همان مفهوم فنی و واقعی دفتر سفارشات (Order Book) است؛ یعنی سفارشات خرید و فروشی که در قیمتهای مختلف قرار گرفتهاند و قابلیت اجرا دارند. این مفهوم را نباید با تعبیری که برخی سبکهای معاملاتی از «استخرهای نقدینگی» یا Liquidity Pools ارائه میکنند، یکی دانست. من بارها گفتهام که شخصاً به مفهوم استخرهای نقدینگی، آنگونه که در بسیاری از سبکهای معاملاتی مطرح میشود، اعتقادی ندارم.
این، به زبان ساده، مکانیزم حرکت قیمت است.
اما بحث اصلی از اینجا شروع میشود.
از همان ابتدا بگویم که برای من چندان تفاوتی نمیکند که پشت پرده بازار دقیقاً چه چیزی قرار دارد؛ آیا واقعاً مارکت میکری به معنایی که برخی مطرح میکنند وجود دارد یا خیر؟ آیا آن تئوری توطئهای که آقای ایف بهشدت از آن دفاع میکند درست است؟ یا واقعاً یک الگوریتم مرکزی وجود دارد که همه چیز را کنترل میکند؟ یا حتی همانطور که برخی از طرفداران ICT معتقدند، نوعی هوش مصنوعی یا سیستم هوشمند در حال هدایت بازار است؟
صادقانه بگویم، این روایتها گاهی بیشتر شبیه داستانهای علمیتخیلی مانند ماتریکس هستند؛ داستانهایی که به دلیل جذابیت هالیوودی، طرفداران زیادی هم پیدا کردهاند.
اما برای من، اصل ماجرا چیز دیگری است.
مهم نیست که بازار توسط مارکت میکر، الگوریتم، هوش مصنوعی یا حتی حاصل تصمیمات جمعی میلیونها معاملهگر حرکت کند؛ آنچه برای من اهمیت دارد این است که پیش از حرکت قیمت، ردپاهایی روی نمودار باقی میماند.
این ردپاها را نه فقط در فارکس یا بازارهای بسیار بزرگ، بلکه حتی در بازارهای کوچکتر نیز میتوان مشاهده کرد.
و دقیقاً همین موضوع برای من شگفتانگیز است.
به همین دلیل، نظر شخصی من این است که احتمالاً نوعی اراده یا نظم در این بازارها وجود دارد؛ اما در عین حال، ردپای الگوریتمها را نیز بهوضوح میبینم. احساس میکنم «چیزی» پشت این رفتارها وجود دارد، اما اینکه آن چیز چیست، واقعاً نمیدانم.
آیا یک دست پنهان و عامدانه است؟
آیا یک الگوریتم پیچیده است؟
آیا نتیجه رفتار طبیعی بازار و تصمیمات جمعی میلیونها معاملهگر است؟
یا ترکیبی از همه اینها؟
صادقانه بگویم، نه من پاسخ قطعی آن را میدانم و نه تصور میکنم امروز کسی بتواند با اطمینان کامل به این سؤال پاسخ دهد من فقط میدانم مارکت قطعیت دارد .
من نیز بارها بین این دیدگاهها جابهجا شدهام. گاهی احساس میکنم نوعی اراده پشت بازار وجود دارد و گاهی معتقدم بسیاری از این رفتارها نتیجه طبیعی ساختار بازار و تصمیمات جمعی معاملهگران است.
اما در نهایت، به این نتیجه رسیدهام که شاید این پرسشها چندان هم مهم نباشند.
برای یک معاملهگر، مهمترین سؤال این نیست که چه کسی قیمت را حرکت میدهد؛ مهم این است که آیا میتواند ردپای حرکت بعدی قیمت را روی نمودار تشخیص دهد یا خیر.
از نظر من، ارزش واقعی همینجاست.
اگر بتوانی آن ردپاها را بخوانی و از آنها به سود مستمر برسی، دیگر چندان تفاوتی نمیکند که پشت پرده بازار مارکت میکر باشد، الگوریتم باشد، رفتار جمعی باشد یا هر توضیح دیگری.
در نهایت، چیزی که برای یک معاملهگر اهمیت دارد، نه اثبات یک نظریه، بلکه توانایی خواندن زبان بازار و کسب سود از آن است.
در مورد الگوریتم و بزرگای بازار و سفارشات اینها مطالبی هستند که در اینتر نت وجود دارند و درست هم هستند . نظر خودم رو هم میگم .
در نتیجه هیچ معاملهگر یا حتی هیچ بانک واحدی تصویر کامل تمام سفارشات بازار فارکس را در اختیار ندارد.
به همین دلیل ابزارهایی که برخی بروکرها تحت عنوان Order Book نمایش میدهند، تنها بخشی از بازار را نشان میدهند، نه کل آن.
هنگام انتشار اخبار چه اتفاقی میافتد؟
یکی از سؤالات رایج این است که چرا هنگام انتشار اخبار مهم، قیمت در کسری از ثانیه دهها یا حتی صدها پیپ حرکت میکند؟
آیا میلیونها نفر همزمان پشت کامپیوتر نشستهاند و دکمه خرید را فشار میدهند؟
پاسخ منفی است.
واقعیت بسیار جالبتر از این است.
قبل از انتشار اخبار مهم مانند NFP، CPI یا تصمیمات نرخ بهره، بانکها، صندوقها و شرکتهای HFT سرورهای خود را در نزدیکترین فاصله ممکن به مراکز انتشار اطلاعات مستقر میکنند.
در لحظه انتشار خبر، کامپیوترها متن خبر را مستقیماً از خبرگزاری دریافت میکنند.
الگوریتم در چند هزارم یا حتی چند میلیونیم ثانیه دادهها را با پیشبینی بازار مقایسه میکند.
اگر نتیجه بهتر از انتظار باشد، بلافاصله سفارش خرید ارسال میشود.
اگر بدتر باشد، سفارش فروش.
در بسیاری از مواقع، زمانی که معاملهگر انسانی هنوز مشغول خواندن عدد خبر است، بخش عمده حرکت اولیه بازار پایان یافته است.
پس چرا قیمت ناگهان میپرد؟
دلیل اصلی، ورود همزمان سفارشات بزرگ نیست؛ بلکه خالی شدن سریع نقدینگی موجود است.
فرض کنید در قیمت فعلی تنها ۳۰ میلیون دلار سفارش فروش وجود دارد.
اگر ناگهان ۳۰۰ میلیون دلار سفارش خرید وارد شود، تمام فروشندگان موجود در آن قیمت مصرف میشوند.
سپس سفارش به قیمت بالاتر منتقل میشود.
اگر آنجا هم حجم کافی وجود نداشته باشد، باز هم به قیمت بعدی میرود.
به همین دلیل روی نمودار، یک کندل بسیار بزرگ مشاهده میکنیم.
در واقع قیمت «پرش» نکرده است؛ بلکه سفارش خرید، تمام فروشندگان بین این دو قیمت را مصرف کرده است.
مارکت میکر واقعاً چه میکند؟
یکی دیگر از مفاهیمی که معمولاً به اشتباه تفسیر میشود، مارکت میکر است.
مارکت میکر لزوماً موجودی نیست که تصمیم بگیرد قیمت را به سمت استاپ معاملهگران ببرد.
وظیفه اصلی او فراهم کردن نقدشوندگی است.
یعنی همواره قیمت خرید و فروش ارائه دهد تا بازار بدون وقفه معامله شود.
البته مارکت میکر نیز مانند هر شرکت دیگری به دنبال کسب سود است و ممکن است موجودی خود را مدیریت کند، اما این موضوع با این ادعا که «یک مارکت میکر واحد بازار را هر جا بخواهد میبرد» تفاوت اساسی دارد.
در بازارهای بزرگ، مارکت میکرهای متعددی همزمان فعالیت میکنند و هیچکدام کنترل کامل بازار را در اختیار ندارند.
جمعبندی
وقتی گفته میشود «بازار را الگوریتمها حرکت میدهند»، این جمله از یک جهت درست است؛ زیرا امروزه بخش عمده سفارشات توسط الگوریتمها تولید میشود.
وقتی گفته میشود «بازار را سفارشات حرکت میدهند» نیز این جمله درست است؛ زیرا تنها چیزی که واقعاً باعث تغییر قیمت میشود، اجرای سفارشات خرید و فروش است.
اما اگر گفته شود «یک الگوریتم مرکزی یا یک مارکت میکر واحد قیمت را به دلخواه خود به سمت استاپ معاملهگران هدایت میکند»، چنین ادعایی با ساختار واقعی بازارهای بزرگ، بهویژه بازار فارکس بینبانکی، سازگار نیست.
شاید دقیقترین توصیف این باشد که قیمت حاصل برهمکنش میلیونها سفارش از بانکها، صندوقها، شرکتهای الگوریتمی، مارکتمیکرها، شرکتهای تجاری و معاملهگران خرد است. الگوریتمها این سفارشات را مدیریت و اجرا میکنند، اما آنچه در نهایت نمودار را میسازد، اجرای واقعی سفارشات و تغییر مداوم تعادل میان عرضه و تقاضاست.
این نگاه، تصویر واقعبینانهتری از سازوکار بازار ارائه میدهد و کمک میکند مفاهیمی مانند «الگوریتم»، «مارکت میکر»، «اسمارت مانی» و «نقدینگی» بهجای روایتهای افسانهای، بر پایه مایکروساختار واقعی بازار درک شوند.
اگر این سؤال را از اکثر معاملهگران بپرسید، معمولاً یکی از دو پاسخ را میشنوید:
«بازار را سفارشات حرکت میدهند.»
یا
«بازار را الگوریتمها حرکت میدهند.»
جالب اینجاست که هر دو پاسخ تا حدی درست و تا حدی ناقص هستند.
واقعیت این است که قیمت مستقیماً توسط سفارشات (Orders) جابهجا میشود، اما بخش بزرگی از این سفارشات امروزه توسط الگوریتمها تولید و مدیریت میشوند.
به عبارت دیگر، الگوریتم راننده است، اما وسیلهای که واقعاً قیمت را حرکت میدهد، سفارش خرید و فروش است.
قیمت چگونه تغییر میکند؟
فرض کنید در جفت ارز EUR/USD بهترین قیمت فروش 1.1000 است و فروشندهای حاضر است فقط ۱۰ میلیون یورو در این قیمت بفروشد.
اگر خریداری وارد شود و بخواهد ۵ میلیون یورو بخرد، قیمت تغییری نمیکند؛ زیرا هنوز نیمی از حجم فروش باقی مانده است.
اما اگر ناگهان سفارش خریدی به ارزش ۱۰۰ میلیون یورو وارد شود، ابتدا تمام فروشندگان موجود در قیمت 1.1000 خریداری میشوند، سپس سفارش به سراغ فروشندگان قیمت 1.1001، بعد 1.1002 و همینطور ادامه میدهد.
در نتیجه قیمت بالا میرود.
بنابراین قیمت هیچگاه به دلیل «نیت خرید» یا «تصمیم معاملهگران» حرکت نمیکند؛ بلکه تنها زمانی جابهجا میشود که سفارشات اجرا شوند و نقدینگی موجود در دفتر سفارشات مصرف شود.
پس الگوریتمها چه نقشی دارند؟
بسیاری تصور میکنند الگوریتم چیزی شبیه یک هوش مصنوعی است که قیمت را هر جا بخواهد میبرد.
اما در عمل، بیشتر الگوریتمهای بازار وظیفه بسیار سادهتری دارند:
آنها تصمیم میگیرند چه زمانی، با چه حجمی و چگونه سفارش ارسال شود.
در واقع الگوریتمها مدیر اجرای سفارش هستند، نه لزوماً تعیینکننده جهت بازار.
الگوریتم TWAP
فرض کنید یک صندوق سرمایهگذاری قصد دارد یک میلیارد دلار سهام خریداری کند.
اگر این سفارش را یکجا وارد بازار کند، قیمت ناگهان جهش میکند و خود صندوق مجبور میشود بخش زیادی از خریدش را در قیمتهای بالاتر انجام دهد.
برای جلوگیری از این مشکل، از الگوریتمی به نام TWAP (Time Weighted Average Price) استفاده میشود.
TWAP سفارش بزرگ را به هزاران سفارش کوچک تقسیم میکند.
مثلاً اگر قرار باشد خرید طی پنج ساعت انجام شود، الگوریتم هر دقیقه مقدار مشخصی خرید انجام میدهد.
در نتیجه خرید به آرامی انجام میشود و کمتر کسی متوجه حضور یک خریدار بزرگ خواهد شد.
الگوریتم VWAP
الگوریتم VWAP کمی هوشمندتر است.
به جای اینکه صرفاً زمان را در نظر بگیرد، حجم معاملات بازار را نیز بررسی میکند.
اگر ساعت ۹ صبح حجم معاملات زیاد باشد، سفارش بیشتری اجرا میکند.
اگر ظهر حجم بازار کاهش یابد، سرعت خرید را کم میکند.
و اگر در پایان بازار دوباره حجم افزایش یابد، مجدداً سفارشات بیشتری ارسال میکند.
هدف VWAP این است که میانگین قیمت اجرای سفارش تا حد ممکن نزدیک به میانگین واقعی بازار باشد.
الگوریتمهای دیگری که در بازار استفاده میشوند
TWAP و VWAP تنها دو نمونه مشهور هستند.
بانکها و صندوقهای سرمایهگذاری از الگوریتمهای بسیار متنوعی استفاده میکنند؛ از جمله:
Implementation Shortfall که تلاش میکند اختلاف بین قیمت تصمیمگیری و قیمت اجرای سفارش را کاهش دهد.
Iceberg Orders که تنها بخش کوچکی از یک سفارش بزرگ را نمایش میدهد و باقی سفارش مخفی میماند.
Sniper Algorithms که منتظر ایجاد نقدینگی مناسب میمانند و سپس در کسری از ثانیه سفارش ارسال میکنند.
الگوریتمهای High Frequency Trading (HFT) که در چند میلیونیم ثانیه تصمیم میگیرند و معامله انجام میدهند.
بنابراین امروزه بخش قابل توجهی از سفارشات بازار، نه توسط انسان بلکه توسط ماشینها ارسال میشود.
آیا میتوان این سفارشات را دید؟
پاسخ هم بله است و هم خیر.
در بازارهای متمرکز مانند بورس نیویورک یا معاملات آتی CME ابزارهایی مانند:
Order Book
Level II
DOM (Depth of Market)
Time & Sales
به معاملهگران نشان میدهند چه سفارشاتی در بازار وجود دارد و چه معاملاتی انجام شده است.
اما مشکل اینجاست که سفارشات بزرگ معمولاً به همین شکل نمایش داده نمیشوند.
بانکها بهندرت سفارش چند صد میلیون دلاری خود را یکجا وارد دفتر سفارشات میکنند، زیرا در این صورت همه معاملهگران از حضور آنها مطلع خواهند شد.
به همین دلیل از سفارشات مخفی (Hidden Orders)، سفارشات یخی (Iceberg Orders) یا حتی دارک پولها (Dark Pools) استفاده میکنند.
در نتیجه آنچه معاملهگر روی صفحه میبیند، همیشه تصویر کامل بازار نیست.
آیا در فارکس میتوان دفتر سفارشات واقعی را دید؟
این نکته یکی از بزرگترین سوءبرداشتها در میان معاملهگران فارکس است.
برخلاف بازارهای متمرکز، بازار فارکس یک دفتر سفارش جهانی ندارد.
بانکها، تأمینکنندگان نقدینگی، بروکرها و شبکههای مختلف، هرکدام بخشی از سفارشات را در اختیار دارند.
این ناحیه زیری هم هست . این دوتا برام مهمند هر دو ورود هستند . پس نمیشه گفت که از کدوم میره .
در همه اینها قیمت تریک زده و معامله گران خرد استاپ خورده اند ولی . . . پس نمیتوان این گزاره را قبول کرد .
دوباره شروع نکنی ها که من دارم ایف رو می کوبم تا خودم رو بالا بکشم . اصلا با ایف یا هر شخصی کاری ندارم فقط دارم نظریه هاشون رو بررسی می کنم .
کار کردن این سطح اصلا به خاطر این نیست که آنجا سطح ام پی ال است . صددرصد داستان دیگه ای دارد .
