en
Feedback
کافه رمان‌ممنوعه🔞

کافه رمان‌ممنوعه🔞

Open in Telegram
1 976
Subscribers
No data24 hours
+47 days
+830 days
Posts Archive
سلام بچه ها تبادل داریم

چیپس فلفلیییییییی.m4a6.93 KB

❤️‍🩹

🌸رمان : #مونتیگو مونتیگو 🌸نویسنده : #سبا_سالاری 🌸ژانر : #عاشقانه #هیجانی #پسر_خشن 🌸لیست‌ نویسنده 🌸خلاصه : طرفداراش بهش میگن مـونـتـیـگـو! به معنی کینگ و پولدار... اولین بار شش سالم بود که دیدمش اون دوازده ساله بود ، با چشمای یاغی و صورت خشنی که کل بچه های هم سنش رو می‌ترسوند! اروند از همون زمان متنفر بود از خانوادش ، از پدر من که می‌شد عموش ، از برادرام ، از تمام اطرافیانش و هرکسی که سعی میکرد بهش نزدیک بشه ، از همه جز من! نیلوفر ارم ، دختر عموی اروند ارم! اروندی که هیچ وقت بهم نگفت نیلوفر.... از همون اول براش طلا بودم طلای مونتیگو! فوتـبـالـیـسـت معروفی که تمام ایران می‌شناسنش اما فقط من میدونم اروند واقعی زمین تا آسمون تفاوت داره با اروندی که بقیه میشناسن ... 🌸#جدید ✯┄┅┄ ❥✾❥ ┄┅┄✯ 📓 @lromankadehl 📓 ✯┄┅┄ ❥✾❥ ┄┅┄✯

🌘رمان #هویان 🌘نویسنده: #سامان_شکیبا 🌘ژانر: #عاشقانه #هیجانی ✨خلاصه : خیال می‌کرد از عرش به فرش سقوط کرده و نمی‌دانست این سقوط او را به خدایانِ عشق نزدیک کرده و از هزاران فلک چشم‌گیرتر است...! در میانه‌ی سقوط پر رنجش آدم‌های دیگر یک به یک از نظر غایب شدند و تنها او را توانست ببیند... در فراسوی تاریکیِ سقوط؛ سه کبریت‌ یک به یک در شب روشن شد...! اولی برای دیدن تمامی صورت او دومی برای دیدن چشمانش سومی برای دیدن لبانش و بعد تاریکی غلیظ برای اینکه به خاطر بسپرد همه را زمانی که او را در میان بازوانش گرفته‌ بود! قهوه‌اش را کنار فنجانِ قهوه‌ای دیگر روی میز گذاشت و در دل اندیشید این سقوط زیباترین عروج او بود! جدید🕊️🖤 🕊@moon_noveli ჻࿐

❤️‍🩹

🌸رمان : #ردخون ردخون 🌸نویسنده : #مریم_روح_پرور (کمند) 🌸ژانر : #عاشقانه #هیجانی 🌸لیست نویسنده 🌸خلاصه : شهاب صدر یک مدلینگ بسیار معروف و پر نفوذ و سر شناس در گذشته زندگیش یه راز بزرگ داره و الا ملک دختری خود ساخته که در سن پایین مادر شده و از خانواده طرد شده این دو ادم سرشتشون باهم پیوند خورده باید دید چطور به سرنوشتشون برمیگردن 🌸#جدید ✯┄┅┄ ❥✾❥ ┄┅┄✯ 📓 @lromankadehl 📓 ✯┄┅┄ ❥✾❥ ┄┅┄✯

🌸رمان : #ظاهر_مغرور_باطن_شرور ظاهر مغرور باطن شرور [جلد ²] 🌸نویسنده : #کیانا_بهمن_زاد 🌸ژانر : #عاشقانه 🌸خلاصه : توی این جلد از رمان ظاهر مغرور باطن شرور با باطن افراد پلیدی روبه‌رو میشیم که به بازی گرفتن زندگی اینو اون سر یه کینه قدیمی برای رسیدن به اهداف خودشون به سادگی آب خوردن بازی کردن خوبه اما نه با زندگی یه نفر نه با قلب نه با احساسات نه با رویاهاش آهای آدما برای آشغال بودن راه های زیادی هست ولی هیچ کدوم به اندازه ی تظاهر به دوست داشتن کثیف نیست ظاهر مغرور و باطن شرور پر از رمز و رازهای زیادیه که تا تهش نری نمیفهمی که قراره چی بشه حتی حدس زدن خیلی برات مشکله و مدام در هیجان برای ترغیب شدن به ادامشی...شخصیت های جدید زیادی به این جلد اضافه شدن که هر کدوم یه حکایت دارن و آخر سر دونه دونه عین یه زنجیر بهم متصل میشن طوری که باعث روشن شدن باطن خیلیا و گذشته پر ماجرایی میشه که هرکس یه جوری تعریفش میکنه اما در نهایت... ✯┄┅┄ ❥✾❥ ┄┅┄✯ 📓 @lromankadehl 📓 ✯┄┅┄ ❥✾❥ ┄┅┄✯

🌸رمان : #ظاهر_مغرور_باطن_شرور ظاهر مغرور باطن شرور [جلد ¹] 🌸نویسنده : #کیانا_بهمن_زاد 🌸ژانر : #عاشقانه 🌸خلاصه : گوشه ای هستم برای بودن های تو… نبودت را لمس و بودنت را محو میکنم… وقتی به غیر از من کسی را بنگری… حسود عالم میشوم زمانی… کسی از تو برای خود سخن گوید… آری منم مردی غیرتی…مغرور…حساس…لجباز و کمی هم تخس… و اوست دختری ساده…پاک…لجباز…شرور و کمی هم ترسو… و این گونه است که داستان آغاز میشود… یکی بود دیگری هم هست اما روزگاری برای بودنهایمان نبود… ✯┄┅┄ ❥✾❥ ┄┅┄✯ 📓 @lromankadehl 📓 ✯┄┅┄ ❥✾❥ ┄┅┄✯

🌸رمان : #نومید نومید [جلد ¹] [مجموعه Hopeless] 🌸مترجم : #فاطمه_عبدالحی 🌸ژانر : #رازآلود #عاشقانه #روانشناختی #نیوادالت 🌸خلاصه : اسکای دختریه که یه بخش بزرگی از بچگیش براش تاریکه؛ نه خاطره‌ای داره، نه جوابی برای سؤال‌هایی که ته ذهنش وِل می‌چرخن. زندگیش آروم و معمولیه، تا وقتی که هولدر سر راهش سبز میشه؛ پسری با نگاه سنگین، رفتار مرموز و یه حس آشنای ترسناک. از همون برخورد اول، بینشون یه کشش عجیب شکل می‌گیره؛ هولدر انگار بیشتر از چیزی که باید، از اسکای می‌دونه… رابطه‌شون پر از احساس، تنش و لحظه‌های داغه، اما پشت این عشق، حقیقتی خوابیده که قراره همه‌چیزو به هم بریزه. و وقتی واقعیت بالاخره رو میاد، عشق دیگه فقط عشق نیست… میشه درد، میشه خشم، میشه ترس. «نومید» داستان عشقیه که تو دل تاریکی شکل می‌گیره، داستان زخم‌هایی که هیچ‌وقت کامل خوب نشدن، و حقیقت‌هایی که اگه بدونیشون، دیگه هیچ‌وقت همون آدم قبلی نمی‌مونی. این کتاب آرومت می‌کنه، بعد یهو می‌کوبه تو سرت، و مجبورت می‌کنه تا آخرش نفس‌نفس‌زنان ادامه بدی.  🌸#جدید ✯┄┅┄ ❥✾❥ ┄┅┄✯ 📓 @lromankadehl 📓 ✯┄┅┄ ❥✾❥ ┄┅┄✯

🌸رمان : #رخنه رخنه [جلد ¹] [مجموعه the hunted ] 🌸مترجم : #ستاره ( تیم اکو ) 🌸ژانر : #استاد_دانشجو #ممنوعه #اروتیک 🌸خلاصه : پِنی تیلور دختریه ساکت، کتاب‌خون و کاملاً قانون‌مدار؛ همیشه بلد بوده چطور نامرئی بمونه و دردسر درست نکنه. دانشگاه براش یه پناهگاهه، نه جایی برای عاشق شدن… تا وقتی که پای جیمز هانتر وسط میاد. جیمز، استاد جذاب و سردیه که نگاهش خطرناکه، مردی با گذشته‌ای تاریک، زخم‌خورده و پر از خط قرمز. اون بهتر از هر کسی می‌دونه نزدیک شدن به پنی می‌تونه همه‌چیزو نابود کنه… شغلش، آینده‌ش، و حتی خودش. ولی وسوسه، منطق حالیش نیست. نگاه‌ها طولانی‌تر می‌شن، فاصله‌ها کمتر، و رابطه‌ای شروع می‌شه که نباید وجود داشته باشه. یه عشق ممنوعه که هر لحظه ممکنه لو بره. پنی بین قلبش و عقلش گیر کرده، و جیمز بین کنترل خودش و میلی که داره از دستش می‌ره. هر قدمی که به هم نزدیک‌تر می‌شن، خطر سقوط هم واقعی‌تر می‌شه… 🌸#جدید ✯┄┅┄ ❥✾❥ ┄┅┄✯ 📓 @lromankadehl 📓 ✯┄┅┄ ❥✾❥ ┄┅┄✯

🌸رمان : #دلبرک_گمشده دلبرک گمشده [جلد ²] 🌸نویسنده : #ناشناس 🌸ژانر : #عاشقانه #ازدواج_اجباری #اربابی #اروتیک #بزرگسال 🌸خلاصه : داستان دختری است که بالاجبار بخاطر بدهی پدرش مجبور به ازدواج با پسر خان میشود اما این ازدواج ، ازدواجی رویایی نیست چرخ و فلک زندگی دخترک این بار در بالا ترین سراشیبی ایستاده باید دید با کشاندنش به حرمسرا و وارد کردن افراد جدید به زندگیش دیگر چه گردش هایی دارد ‌... ✯┄┅┄ ❥✾❥ ┄┅┄✯ 📓 @lromankadehl 📓 ✯┄┅┄ ❥✾❥ ┄┅┄✯

🌸رمان : #دلبرک_ارباب دلبرک ارباب [جلد ¹] 🌸نویسنده : #ناشناس 🌸ژانر : #عاشقانه #ازدواج_اجباری #اربابی #اروتیک #بزرگسال 🌸خلاصه : داستان دختری است که بالاجبار بخاطر بدهی پدرش مجبور به ازدواج با پسر خان میشود اما این ازدواج ، ازدواجی رویایی نیست چرخ و فلک زندگی دخترک این بار در بالا ترین سراشیبی ایستاده باید دید با کشاندنش به حرمسرا و وارد کردن افراد جدید به زندگیش دیگر چه گردش هایی دارد ‌... ✯┄┅┄ ❥✾❥ ┄┅┄✯ 📓 @lromankadehl 📓 ✯┄┅┄ ❥✾❥ ┄┅┄✯

🌸رمان : #هاوک هاوک [جلد ¹] [مجموعه کلیسا] 🌸نویسنده : #تیا_رین 🌸مترجم : #نیالا 🌸ژانر : #عاشقانه #دارک #مافیایی #جنایی #بزرگسال #صحنه_دار 🌸خلاصه : کیلیان "هاوک" واکر همه‌چی از یه منو شروع شد. فکر می‌کردم بشقابمو تمیز کردم و همه چی تموم شد. اما حالا اون کار برگشته مثل کابوس دنبالم. فکر می‌کردم از کلیسا جدا شدم، ولی آلبانی مرده و دوباره دارم کشیده می‌شم توی این بازی. زمان داره تند می‌گذره و باید حواسم به بروکلین باشه. نمی‌خوام مثل خواهرش بهش پشت کنم. این بار همه‌چی گرون‌تر برام تموم می‌شه، وقتی که خودمو به یه غریبه معرفی می‌کنم که عجیب آشناست. بروکلین کرید‌مور باورم نمی‌شه. خواهرم مرده. نفس‌کشیدن برام سخته. من و آلبانی همیشه نزدیک بودیم، همه‌چی رو به هم می‌گفتیم. هیچ‌کس آلبانی رو بهتر از من نمی‌شناخت. حداقل فکر می‌کردم اینجوریه… تا وقتی که اون وارد زندگیم شد. از وقتی پیداش شد همه‌چی زیر و رو شده و فهمیدم من اصلاً خواهرمو اون‌جوری که فکر می‌کردم، نمی‌شناختم. 🌸#جدید ✯┄┅┄ ❥✾❥ ┄┅┄✯ 📓 @lromankadehl 📓 ✯┄┅┄ ❥✾❥ ┄┅┄✯

🌸رمان : #رقابت رقابت [جلد ¹] [مجموعه شکار] 🌸مترجم : #نانیا 🌸ژانر : #bdsm #انمیزتولاورز #بازی_باذهن 🌸خلاصه : سلیا ورنر عادت داره برنده باشه، نه خواسته بشه؛ مخصوصاً از طرف مردی که می‌تونه همه‌چیزش رو نابود کنه. ادوارد فاسبندر رقابت رو بلد نیست، اون له می‌کنه؛ و سلیا دقیقاً همون نقطه‌ایه که نباید لمسش کنه. اون‌ها وارث یه جنگ قدیمی‌ان، جنگی که با پول و قدرت زنده مونده. بینشون کششی شکل می‌گیره که شبیه علاقه نیست، شبیه خطره. هر برخورد، یه نبرده؛ هر نزدیک شدن، یه خط قرمز تازه. سلیا می‌جنگه که کنترل رو نگه داره، ادوارد می‌جنگه که مالک بشه. هیچ‌کدوم دنبال عشق نیستن، اما هر دو دارن توش گیر می‌افتن. این رقابت برای بردن نیست… برای شکستنِ طرف مقابله. 🌸#جدید ✯┄┅┄ ❥✾❥ ┄┅┄✯ 📓 @lromankadehl 📓 ✯┄┅┄ ❥✾❥ ┄┅┄✯

🌸رمان : #پينوكيو پینوکیو 🌸نویسنده : #سيما_انورى 🌸ژانر : #عاشقانه #مافيايى #جنايى #معمايى 🌸خلاصه : من به دنيا آمدم كه عجيب باشم. متفاوت باشم و خوب نباشم وبد باشم. اما اين انتخاب من نبود. فقر، جنگیدن و خون... با من متولد شده بودند. غريزه هاى ترسناكى كه تا لحظه  مرگ رهايم نمى كردند. من خارج از كالبد يک انسان بودم و عجيب الخلقه بودم. من فرزند يک حيوان روانى بودم...يک موجود وحشتناك، يك هيولا! اما در يک ثانيه...نه یک پلک زدن يا شايد هم كمتر... من شدم قهرمان! جادوگر شده بود، قهرمان يک سرزمين! متفاوت شدم و خوب شدم و خوشحال شدم اما هنوز بَد بودم. چون تو بد  بودن را رها نكرده بودى و من هم كه هميشه تابع تو... تويى كه هميشه در سايه بودى اما هياهو بودى... مردک چوبی ! 🌸#جدید ✯┄┅┄ ❥✾❥ ┄┅┄✯ 📓 @lromankadehl 📓 ✯┄┅┄ ❥✾❥ ┄┅┄✯

🌸رمان : #بند_دل بند دل 🌸نویسنده : #سایرن 🌸ژانر : #عاشقانه #بزرگسال #صحنه_دار #درام #اجتماعی 🌸خلاصه : آتری دختریست از جنس همه با استعدادی شگرف در شیمی و مواد..موفق و در ظاهر بی دغدغه و آرام.. ولی زخم و آشوب درونش حاصل اتفاق ناگوار کودکی اش است.. ترسی که آتری را از ارتباط زناشویی با جنس مخالف و یک زندگی نرمال باز می داشت.. هاکان آمده بود این ترس را از بین ببرد..آمده بود نشان دهد تفاوت مرد و نامرد چیست.. 🌸#جدید ✯┄┅┄ ❥✾❥ ┄┅┄✯ 📓 @lromankadehl 📓 ✯┄┅┄ ❥✾❥ ┄┅┄✯