- 𝐬𝐭𝐚𝐫𝐭.𝐚𝐠𝐚𝐢𝐧 -
Open in Telegram
929
Subscribers
No data24 hours
-137 days
-34030 days
Posts Archive
شما که او را ندیدهاید
چشمهایش
چشمهایش
چشمهایش...
باور کنید من هم سیر ندیدمش!
چشمهایش نگذاشتند.
محمدجنت امانی
-نه باید زود تر میفهمیدی،
نه باید بهتر عمل میکردی.
اون موقع فقط تا همونجا بلد بودی،
همونم کافی بود...
آدما واقعا ترسناکن، اینو وقتی میفهمی که بعضیا تا وقتی بهت احتیاج دارن، شبیه امنترین جای دنیان…
متأسفانه من حساس تر از
چیزی هستم که به نظر میآید.
پس اگر فکر کردی که ناراحت نشدم، شدم.
فقط سکوت کردم تا از درگیری و دردسر دوری کنم.
