en
Feedback
مثنویِ معنویِ مولوی

مثنویِ معنویِ مولوی

Open in Telegram

مثنویِ معنویِ مولوی هست قرآن در زبانِ پهلوی

Show more
353
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
سیّد الطایفه جنید بغدادی - قدّس سرّه- فرمود: بنده هیچ عبادت نکند بزرگتر از مخالفتِ هوا، زانکه کوه به ناخن کندن بر آدمی‌زاد آسان‌تر از مخالفتِ نفس و هوا بود. (کشف المحجوب) قوّت از حق خواهم و توفیق و لاف تا به سوزن بر کَنم این کوه قاف سهل دان شیری که صف‌ها بشکند شیر آنست آن که خود را بشکند https://t.me/masnavie

. . ‌. با هـــوا و آرزو کم بــاش دوست چون یُضلّک عن سبیل اللّٰه اوست . . . https://t.me/masnavie

. . ‌. مردمِ نفس از درونم در کمین از همه مردم بَتَر در مکر و کین . . . https://t.me/masnavie

بعد از آن آتشْ چهل گز برفروخت حلقه گشت و آن جهودان را بسوخت اصلِ ایشان بود آتش ز ابتدا سویِ اصل خویش رفتند انتها هم ز آتش زاده بودند آن فریق جزوها را سوی کلّ باشد طریق . . ‌. چشمِ هر قومی به سویی مانده است کان طرف یک روز ذوقی رانده است ذوقِ جنس از جنسِ خود باشد یقین ذوقِ جزو از کُلِّ خود باشد یقین https://t.me/masnavie

. . . بی عنایاتِ حق و خاصان حق گر مَلک باشد سیاهستش ورق . . . https://t.me/masnavie

‌. . . علّتی هر چه کند علّت شود کُفر گیرد کاملی، ملّت شود . . . https://t.me/masnavie

رَجَعَنَا مِن جهَادِ الأصغَر إلی جهاد الأکبر بازگشتیم از جهادِ کوچک‌تر به جهادِ بزرگ‌تر. حدیث نبوی ای شهان کشتیم ما خصمِ برون ماند خصمی زو بتر در اندرون کشتنِ این کار عقل و هوش نیست شیرِ باطن سُخرۀ خرگوش نیست دوزخست این نفس و دوزخ اژدهاست کو به دریاها نگردد کم و کاست https://t.me/masnavie

آنکه روزهٔ صورت دارد، افطارِ او در شب باشد و آنکه روزهٔ معنی دارد، افطار او در وقت لقای ربّ باشد. لب لباب مثنوی روزهٔ ظاهر هست اِمساکِ طعام روزهٔ معنی توجه دان تمام این دهان بندد که چیزی کم خورد و آن ببندد چشم و غیرش ننگرد https://t.me/masnavie

. . . کوهِ طور از نورِ موسی شد به رقص صوفیِ کامل شد و رَست او ز نقص چه عجب گر کوه صوفی شد ای عزیز جسمِ موسی از کلوخی بود نیز https://t.me/masnavie

. . . چون که غم بینی تو استغفار کن غم به امرِ خالق آمد کار کُن https://t.me/masnavie

هو ای خنک چشمی که آن گریانِ اوست وی همایون دل که آن بریانِ اوست https://t.me/masnavie
هو ای خنک چشمی که آن گریانِ اوست وی همایون دل که آن بریانِ اوست https://t.me/masnavie

باش در روزه شکیبا و مُصِرّ دم به دم قوتِ خدا را منتظر کان خدایِ خوب‌کارِ بُردبار هدیه‌ها را می‌دهد در انتظار https://t.me/masnavie

مستی‌ای کآید ز بویِ شاهِ فرد صد خُمِ می در سر و مغز آن نکرد پس بر او تکلیف چون باشد روا؟! اسب ساقط گشت و شد بی دست و پا https://t.me/masnavie

«وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ» (حدید: ۴) و هر کجا باشید او با شماست. «وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ» (ق: ۱۶) و ما از رگ گردن به او نزدیک‌تریم‌. اتّصالی بی‌تَکیُّف بی‌قیاس هست ربُّ النّاس را با جانِ ناس  https://t.me/masnavie

گر شش جهتت بسته شود باک مدار کز قعرِ نهادت سوی جانان راهیست آفتاب را به لعلی که اندرونِ کان است راهی است مخفیِ مخصوص که او را به تابشْ لعل می‌گرداند. آن سنگ‌ها و آن لعل از آن خبر ندارند. همچنان آفتابِ عنایتِ حق به گوهرِ دلِ مؤمن، که در کانِ قالبِ اوست، راه پنهان دارد که سنگِ قالب و لعلِ دل از آن راه خبر ندارند. از مکتوبات حضرت مولانا https://t.me/masnavie

مخالفتِ اکثر مردم با اولیای خدا ریشه در حَسَد -این بیماری‌ خطرناک نفسانی- دارد. خاک شو مردانِ حق را زیرِ پا خاک بر سر کن حسد را همچو ما https://t.me/masnavie

ْ اولین و مهم‌ترین شرط سلوک الی الله، داشتن راهنما و مرشدی شایسته است. سایهٔ رهبر بِه است از ذکرِ حق یک قناعت بِه که صد لوت و ط‍َبَق ▫️ کور با رهبر بِه از تنها یقین زان یکی ننگست و صد ننگست ازین ▫️ زهرِ قاتل صورتش شهدست و شیر هین! مرو بی صحبتِ پیرِ خبیر ▫️ چون که با شیخی تو دور از زشتی‌ای دائما سیّاری و در کشتی‌ای https://t.me/masnavie

ْ ْ ْ معنی‌اش پنهان و او در پیش خلق خلق کی بینند غیرِ ریش و‌ دَلق؟ https://t.me/masnavie

تا جان آدمی از همه مجرّد نشود و موحّد نگردد، از مثنویِ مولانا -عظّم الله ذکره- بویی نبرد و هر کس که به عقل خود باز سنجد، مثنوی گردد نه مثنوی! (رسالۀ سپهسالار) هر دکانی راست سودای دگر مثنوی دُکّانِ فقر است ای پسر مثنویِ ما دکان وحدت است غیر واحد هر چه بینی آن بُت است https://t.me/masnavie