en
Feedback
✍ نویسندهّ تک شات

✍ نویسندهّ تک شات

Open in Telegram

کارگاه ادبیاتی ایران | سینما | نویسندگی نوشتن را با نگاه آغاز و با هر تصویر، یک روایت تازه متن‌های کوتاه، الهام‌های بلند آموزه‌های موجز برای نویسندگی هر هفته: تمرین نگاه‌نوشت @ShSepehri1 ادمین @shotnote1 ✍ ✴️کانال سینمایی @Honarefilmnameh

Show more
6 408
Subscribers
+2424 hours
+457 days
+37330 days
Posts Archive
🎯داستانتان را خطاب به یک نفر خاص بنویسید. کسی را انتخاب کنید که دوست می‌دارید یا تحسینش می‌کنید، یا کسی که می‌خواهید با او ارتباط برقرار کنید. و کل داستان را به‌طورمستقیم برای او نقل کنید. دقیقاً انگار برای یک نفر نامه می‌نویسید. این کار باعث می‌شود واژه‌ها و صدای شما آشکار شود. در هر صورت یادتان باشد که هرگز خطاب یک گروه به‌خصوص از انسان‌ها ننویسید!
الیزابت گیلبرت
@shotnote1

sticker.webp0.45 KB

مجموعه‌ای ارزنده از آثار چخوف در انتهای کتاب قسمت ها يي از نامه های چخوف درباره ی داستان نويسی آمده است. @shotnote1@honarefilmnameh 🎬

🔲▫️سروده هایکو استاد کیارستمی یک قطره باران سر می‌خورد بر روی شیشه دست کوچک جوهری پاک می‌کند بخار را از روی شیشه @Shutnote 🍃 باد قاصدک را بالا می‌برد تا ارتفاع کاج لانه کبوتری ویران از باد @Shutnote باد زوزه می‌کشد گرگ زوزه می‌کشد ماه پنهان می‌شود پشت ابر تیره @Shutnote 🍃

🔲▫️ ترفندی برای نجات داستان از ملال
یکی از ترفندهای قدیمی روایت، چیزی است که به آن «خرسی در ساحل» (Bear on the Beach) می‌گویند. فرض کنید دو شخصیت عاشق در ساحل نشسته‌اند و دربارهٔ عشق، زندگی و آینده حرف می‌زنند. در دنیای واقعی شاید صحنه‌ای زیبا و آرام باشد؛ اما روی پرده می‌تواند خیلی زود خسته‌کننده شود. حالا یک تغییر کوچک، دو نفر همچنان مشغول گفت‌وگو هستند، اما ما می‌دانیم یک خرس وحشی از قفس فرار کرده و دارد به سمت ساحل می‌آید؛ آن دو نمی‌دانند. ناگهان همان گفت‌وگوی ساده، تبدیل به صحنه‌ای پرتنش می‌شود. نکته اینجاست که خرس الزاماً نباید وارد قاب شود. حتی ممکن است هرگز آن را نبینیم. دانستنِ خطر کافی است. ▫️▫️▫️
این همان سازوکار مهم تعلیق است: یک موقعیت آرام + یک تهدید پنهان = کشش
مثلاً: مهمانی خانوادگی داریم، اما تماشاگر می‌داند بمبی زیر خانه کار گذاشته شده. دو نفر در مترو دربارهٔ زندگی حرف می‌زنند، اما ما می‌دانیم مسافر روبه‌رو یک قاتل فراری است. شخصیتی در طبیعتی زیبا قدم می‌زند، اما ما می‌دانیم جسدی جایی در همان اطراف پنهان شده است. بنابراین مشکل بسیاری از صحنه‌های ملال‌آور، خودِ گفت‌وگو یا موقعیت نیست؛ فقدانِ فشار در زیرِ صحنه است. گاهی برای جذاب کردن یک صحنه، لازم نیست شخصیت‌ها کار بیشتری انجام دهند؛ کافی است چیزی را زیرِ آرامش آن‌ها پنهان کنیم که تماشاگر از آن خبر دارد.
تماشاگر باید دلیلی داشته باشد که بگوید: «می‌دانم چه چیزی در راه است؛ حالا ببینم کی اتفاق می‌افتد.» ✍یوران هگ
@shotnote1@honarefilmnameh 🎬

همه‌جا به جستجوی آرامش برآمدم و آن را نيافتم مگر نشسته بر كنجی تک و تنها با كتابی كوچک.... تولستوی و مبل بنفش نینا سنکویچ @sh
همه‌جا به جستجوی آرامش برآمدم و آن را نيافتم مگر نشسته بر كنجی تک و تنها با كتابی كوچک.... تولستوی و مبل بنفش نینا سنکویچ @shotnote1@honarefilmnameh 🎬

❤️دسترسی ویژه به کانالهای علمی ❤️ ✅برای داشتن این مجموعه در مدت✅ محدود، با انتخاب کلید های زیر وارد شوید🫟🪭 جهت هماهنگی در لیست👇👇 @HHo_bb

🔲▫️Silent Friend یک مضمون، چند وضعیت در Father Mother Sister Brother جارموش، یک مضمون در سه موقعیت با داستان سه خانواده تکرا
🔲▫️Silent Friend یک مضمون، چند وضعیت در Father Mother Sister Brother جارموش، یک مضمون در سه موقعیت با داستان سه خانواده تکرار می‌شود؛ اما همین ایده در فیلم Silent Friend به شکلی متفاوت و گسترده‌تر عمل می‌کند. در Silent Friend، فیلم به‌جای اینکه یک داستان واحد را از ابتدا تا انتها دنبال کند، سه روایت را در سه دوره‌ی زمانی و با شخصیت‌هایی متفاوت کنار هم قرار می‌دهد؛ اما میان آن‌ها یک پیوند مشترک وجود دارد: رابطه‌ی انسان با طبیعت، زمان و جهانی که فراتر از تجربه‌ی انسانی اوست. اینجا می‌توان یک ایده‌ی روایی را مثل یک آزمایش تکرار کرد:
یک مضمون + سه شخصیت + سه زمان یا سه موقعیت هر بخش، جهان خودش را دارد؛ اما وقتی سه روایت کنار هم قرار می‌گیرند، معنای هرکدام از طریق دیگری عمیق‌تر می‌شود. چیزی که در داستان اول فقط یک اتفاق به نظر می‌رسد، در داستان بعدی معنای تازه‌ای پیدا می‌کند. این همان نکته‌‌ی مهم برای فیلمنامه‌نویس است؛ ما برای عمیق‌تر کردن یک مضمون، نباید آن را بیشتر توضیح دهیم؛ میتوانیم آن را در موقعیتی تازه تکرار کنیم.
@shotnote1@honarefilmnameh 🎬

«ما بیست سال پیش نمی دانستیم که قصه می تواند سطرهای نانوشته داشته باشد. فلوبر یادمان داد که همه چیز را نگوییم و به این ترتیب
«ما بیست سال پیش  نمی دانستیم که قصه می تواند سطرهای نانوشته داشته باشد. فلوبر یادمان داد که همه چیز را نگوییم و به این ترتیب رمان دنیا را دویست سال جلو انداخت. یادمان داد تیر را همیشه به هدف نزنیم، برخی اوقات تمام زیبایی به این است که به این طرف و آن طرف هدف بزنید.» ▫️علی بیجاری @shotnote1@honarefilmnameh 🎬

«ما بیست سال پیش نمی دانستیم که قصه می تواند سطرهای نانوشته داشته باشد. فلوبر یادمان داد که همه چیز را نگوییم و به این ترتیب
«ما بیست سال پیش  نمی دانستیم که قصه می تواند سطرهای نانوشته داشته باشد. فلوبر یادمان داد که همه چیز را نگوییم و به این ترتیب رمان دنیا را دویست سال جلو انداخت. یادمان داد تیر را همیشه به هدف نزنیم، برخی اوقات تمام زیبایی به این است که به این طرف و آن طرف هدف بزنید.» ▫️علی بیجاری @shotnote1@honarefilmnameh 🎬

🔲▫️ ۲۹ آگوست، ۱۹۰۴: دریافتم زندگی هنوز در انتظارم است، پس تصمیم گرفتم واردش شوم. شاید نمی‌توانست مثل گذشته سرمستم کند، امّا
🔲▫️ ۲۹ آگوست، ۱۹۰۴: دریافتم زندگی هنوز در انتظارم است، پس تصمیم گرفتم واردش شوم. شاید نمی‌توانست مثل گذشته سرمستم کند، امّا هنوز آن‌جا بودم و حالا که عاقل‌ترم و کنترل بیشتری دارم، بی‌ضرر بود. از نامه‌‌ی جیمز جویس به نورا بارناکل @shotnote1

🔴 ابهام در داستان مدرن چیست؟ در داستان کلاسیک، معمولاً در پایان می‌فهمیم: چه اتفاقی افتاد، چه کسی مقصر بود، و سرنوشت شخصیت‌ها چه شد. اما داستان مدرن همیشه چنین پاسخی نمی‌دهد گاهی نویسنده یا فیلمساز اطلاعات کافی را در اختیار مخاطب نمی‌گذارد تا او مجبور شود خودش میان چند احتمال انتخاب کند. این یعنی: ابهام ≠ گنگ بودن در روایت گنگ، مخاطب اطلاعات لازم را ندارد چون روایت درست ساخته نشده است اما در روایت مبهم، اطلاعات به‌اندازه کافی وجود دارد؛ فقط یک پاسخ قطعی وجود ندارد. 📚 نمونه ادبی: ○مرگ ایوان ایلیچ — لئو تولستویاهمیت داستان فقط در این نیست که ایوان ایلیچ چگونه می‌میرد؛ بلکه در ابهام و پرسش‌های وجودیِ مواجهه او با مرگ است. ○ در سینما، آثاری مثل Persona و Mulholland Drive از ابهام برای وادار کردن مخاطب به تفسیر استفاده می‌کنند در داستان مدرن، گاهی پرسش مهم‌تر از پاسخ است. @shotnote1

🔴 ابهام در داستان مدرن چیست؟ در داستان کلاسیک، معمولاً در پایان می‌فهمیم: چه اتفاقی افتاد، چه کسی مقصر بود، و سرنوشت شخصیت‌ها چه شد. اما داستان مدرن همیشه چنین پاسخی نمی‌دهد گاهی نویسنده یا فیلمساز اطلاعات کافی را در اختیار مخاطب نمی‌گذارد تا او مجبور شود خودش میان چند احتمال انتخاب کند. این یعنی: ابهام ≠ گنگ بودن در روایت گنگ، مخاطب اطلاعات لازم را ندارد چون روایت درست ساخته نشده است اما در روایت مبهم، اطلاعات به‌اندازه کافی وجود دارد؛ فقط یک پاسخ قطعی وجود ندارد. 📚 نمونه ادبی: ○مرگ ایوان ایلیچ — لئو تولستویاهمیت داستان فقط در این نیست که ایوان ایلیچ چگونه می‌میرد؛ بلکه در ابهام و پرسش‌های وجودیِ مواجهه او با مرگ است. ○ در سینما، آثاری مثل Persona و Mulholland Drive از ابهام برای وادار کردن مخاطب به تفسیر استفاده می‌کنند در داستان مدرن، گاهی پرسش مهم‌تر از پاسخ است. نویسنده تک شات @shotnote1

🔲▫️ احمد محمود اطلاعات را باید شخصیت‌های داستان به خواننده بدهند، نه نویسنده‌‌ی داستان. شخصیت‌ها خودشان باید حرف بزنند. داست
🔲▫️ احمد محمود اطلاعات را باید شخصیت‌های داستان به خواننده بدهند، نه نویسنده‌‌ی داستان.  شخصیت‌ها خودشان باید حرف بزنند. داستان به عقیده‌ی من یعنی تعریفِ حرکت. یعنی رویدادها جریان پیدا کنند و در طی جریانشان برای خواننده تعریف شوند. ما نباید بنشینیم و یک مشت عکس را برای خواننده تعریف کنیم. ما یک حرکت را می‌بینیم و آن حرکت را برای خواننده تعریف می‌کنیم.
محمود، پنجشنبه‌ها، درکه
@shotnote1@honarefilmnameh 🎬

🔲▫️ هر روز، کمی قبل از ساعت نه، مردی با کلاه قرمز در میدان می ایستاد و کلاهش را با شدت تکان می داد. بعد از پنج دقیقه هم ناپد
🔲▫️ هر روز، کمی قبل از ساعت نه، مردی با کلاه قرمز در میدان می ایستاد و کلاهش را با شدت تکان می داد. بعد از پنج دقیقه هم ناپدید می شد. یک روز، مامور پلیس به سراغ او رفت و پرسید: چه کار می کنی؟ - دارم زرافه ها را از اینجا دور نگه می دارم. - اما این جا که زرافه ای نیست! - خب، پس من کارم را خوب انجام داده ام! 📗 هنر شفاف اندیشیدن @shotnote1

🔲▫️"چارلز بوکفسکی" برخی از من می‌پرسند که چه کار می‌کنم و چگونه می‌نویسم و آثار ادبی‌ام را خلق می‌کنم و من تنها به آنها پاسخ
🔲▫️"چارلز بوکفسکی" برخی از من می‌پرسند که چه کار می‌کنم و چگونه می‌نویسم و آثار ادبی‌ام را خلق می‌کنم و من تنها به آنها پاسخ می‌دهم تنها کاری که لازم است انجام دهی این است که هیچ کاری نکنی! کافی است دست از زور زدن برداری! این خیلی مهم است که زور نزنی، چه برای به دست آوردن یک کادیلاک، چه برای خلق یک اثر و چه برای جاودانگی. فقط کافی است که منتظر شوی و اگر اتفاق نیفتاد بیشتر منتظر شوی. درست مثل یک میخ روی دیوار. صبر می‌کنی تا خودش به سمت تو بیاید. @shotnote1

آلبر کامو افسانه سیزیف به آنچه که ما را به برخی از انسان‌ها وابسته می‌کند نام عشق ندهیم... @shotnote1✍
آلبر کامو افسانه سیزیف به آنچه که ما را به برخی از انسان‌ها وابسته می‌کند نام عشق ندهیم... @shotnote1

‌هنگامی که ننه برای گرفتن خرجی اصرار میکرد بابا می‌نالید : عصری ، عصری ... یعنی که عصری خرجی میدهم و عصر هم که می‌آمد میگفت :
‌هنگامی که ننه برای گرفتن خرجی اصرار میکرد بابا می‌نالید : عصری ، عصری ... یعنی که عصری خرجی میدهم و عصر هم که می‌آمد میگفت : فردا ، فردا ... و فردا باز میگفت : عصری ، عصری این ادامه داشت عصرها و فرداها می آمدند و پدرم همیشه میگفت : پول ندارم و خرجی را ناتمام میداد یا اصلا نمیداد و همیشه بدهکار بود ، بعضی از روزها حتی کار به کتک کاری میکشید . بابا گیس ننه را میگرفت و دور کرسی میگرداند و ما از بند دل جیغ میکشیدیم ، فریاد میزدیم و به بیرون می‌دویدیم تا همسایه صدایمان را بشنود و به فریادمان برسد ، دوباره برمیگشتیم و روی دست و پای بابا می افتادیم ... بابا دیگر آن آدم همیشگی نبود ‌ صدای آن جیغ‌ها همیشه در گوشم خواهد ماند و تا ابد مرا بیدار نگاه خواهد داشت بر ضد آنان که همیشه خرجیشان آماده است ، آنکه شکمش مثل زالو پر است و کاری نمیکند همه خرجی داشته باشند ، بر ضد آنکه گوشش کر است و جیغ‌های ما را نمی‌شنود ، بر ضد آنکه نفهمید و نخواست بداند که چرا همیشه زیر چشم ننه‌ام کبود بود ، چرا همیشه پر درد و گرسنه بود تا ما نیم‌سیر باشیم !! علی اشرف درویشیان کتاب: فصل نان @shotnote1

🖥 این فولدر رو به تلگرامتون اضافه کنید و دیگه دنبال روانشناس، فیلم آموزشی، کتاب،فیلتر شکن و جزوه  که هر روز بهش نیاز داری نگرد!🔽🙏🏻🌹 https://t.me/addlist/GbcKOt0B_pIxMjU0 زمان ⏳️ محدوده زودتر عضو بشید