en
Feedback
نهنگ‌هایی که با آن‌ها دویده‌ام

نهنگ‌هایی که با آن‌ها دویده‌ام

Open in Telegram

در خبرها بنویسید: پرنده‌ای، نهنگ به دنیا آورد! 🐳🕊

Show more
199
Subscribers
No data24 hours
+37 days
+1530 days
Posts Archive
تو می‌دمی و آفتاب می‌شود... •| فروغ فرخزاد |•

نگاه کن که موم شب به راه ما چگونه قطره قطره آب می‌شود •| فروغ فرخزاد |•

کنون که آمدیم تا به اوج‌ها مرا بشوی با شراب موج‌ها مرا بپیچ در حریر بوسه‌ات مرا دگر رها مکن مرا از این ستاره‌ها جدا مکن •| فروغ فرخزاد |•

کنون به گوش من دوباره می‌رسد صدای تو صدای بال برفی فرشتگان نگاه کن که من کجا رسیده‌ام به کهکشان، به بیکران، به جاودان •| فروغ فرخزاد |•

به راه پرستاره می‌کشانی‌ام فراتر از ستاره می‌نشانی‌ام •| فروغ فرخزاد |•

مرا ببر امید دلنواز من ببر به شهر شعرها و شورها •| فروغ فرخزاد |•

نگاه کن تمام آسمان من پر از شهاب می‌شود •| فروغ فرخزاد |•

نگاه کن که غم درون دیده‌ام چگونه قطره قطره آب می‌شود چگونه سایه‌ی سیاه سرکشم اسیر دست آفتاب می‌شود •| فروغ فرخزاد |•

به مدت دوهفته همه چیز رو میوت کردم، کاش خودم رو هم می‌شد...

هورمون‌ها دارن منو می‌درن، گرما داره منو می‌دره، زندگی در خاورمیانه داره منو می‌دره، دلتنگی و دوری از دوستام داره منو می‌دره، اهمال‌کاری و کمالگرایی و سگ سیاه افسردگی و بلاتکلیفی و هزار کار نکرده دارن منو می‌درن لطفا ازم توقع نداشته باشید انسان شایسته و جالبی باشم.

والد درونم صدای زنونه و رفتار مردونه داره؛ این دوگانگی داره منو از خودم بیگانه می‌کنه.

من تمام غربت‌های جهانم و تو همه‌ی خانه‌ها و پناه‌ها •| محمد مختاری |•

بد بودن اصیل از خوب بودن تقلبی با اختلاف جلوعه.

انسان‌های فضیلت‌جویی شده‌ایم و هیچ چیز به اندازه‌ی نشستن روی صندلی قربانی این امتیاز را به آدم نمی‌دهد. صندلی قربانی را بزک می‌کنیم، ریسه می‌بندیم، رنگ می‌زنیم و می‌نشینیم رویش و با پلاکارد من چقدر مهربونم، دلسوزم، پذیرش دارم، همدلم، صبورم، مظلومم و هزارتا ویژگی مثبت و جامعه‌پسند به خودمان لایک می‌دهیم یا از دیگران تایید و توجه می‌گیریم. شاید لازم باشد گاهی بعد از هر خوبی کردن خیلی بی‌پرده اعماق سیاه‌چاله‌ی وجودمان را با نوری هرچند کم‌سو نگاه کنیم، احتمالا ریزغولک‌هایی خنده بر لب رو مشاهده کنیم!

یه روزهایی از خواب که بیدار میشم دلم می‌خواد جهان رو فتح کنم، یه روزهایی هم دلم می‌خواد به خورشید شلیک کنم و خاموشش کنم.

Repost from سپیده‌دم
دوستان من دقت کردم حتی وقتی عجله ندارم هم دارم عجله می‌کنم. هی هول قیامت می‌کنی، وا بده زن!

احساس می‌کنم شلوغش کردم.

همین نیم ساعت پیش با صدای بلند و توی جمع گفتم «نه» حالم؟ افتضاح. احساس شرم، خجالت و پشیمانی دارم. اگر می‌گفتم آره احساس پشیمانی و خودسرزنشی داشتم. هر راهی رو بریم و هر تصمیمی بگیریم ولو کوچیک برای ما تبعات و هزینه‌هایی داره، مهم اینه کم‌ریسک‌ترینش رو و چیزی که بیشتر به خودمون نزدیکه انتخاب کنیم. و درهرحال آدمیزاد همیشه پشیمونه و پرحسرت!

دلم یه عالم وسایل آرایشی بهداشتی و مراقبت پوست می‌خواد.

لبالبم از نفرت.