en
Feedback
ماوی

ماوی

Open in Telegram

از بس غرق شدم، آبی شدم...

Show more
396
Subscribers
No data24 hours
+37 days
No data30 days
Posts Archive
همه چیز در مورد اون آبی بود: زیبا، آروم و مغموم

.

چقدر مادر بودن توی این زمان و مکان سخته...

فاطی عزیزم توی بیوش نوشته: *آواره، آدمِ بی‌خونه نیست؛ آدمِ بی‌قصه‌ست.

گمشده‌ی من، کسی نمی‌تونه جز من پیدات کنه در این اعماق...

شدم یه بی‌قصه‌ی پُرغصه.

علیرضا شجاع‌پور، شاعر و شاهنامه‌پژوه، با اثر ماندگار خود به نام «راز رستم» شناخته میشه که در اون از زاویه‌ای متفاوت و احساسی به تراژدی کشـتن سهراب به دست رستم نگاه کرده...

.

شجریان پلی می‌کنم و گنجشکا همراهی. کاش شما هم اینجا بودین...

نمیدونم چرا ولی این بخش از کتاب رو خیلی دوست دارم.

Voice message03:27

Voice message03:16

آنجا که دیگر نمی‌توان عشق ورزید، باید آن را گذاشت و گذشت. چنین گفت زرتشت، نیچه

موهام رو کوتاهِ کوتاه کردم، مثل فرنگیس که در سوگِ سیاوش گیسوانش رو برید...

اگه صدای گنجشکا نبود، نمی‌تونستم شنیدن اون حرفا رو تحمل کنم. دلم میخواست می‌رفتم وسط باغچه، جمع می‌شدم و سرم رو میذاشتم روی خاکِ سرد. چشمام رو می‌بستم، شاخه‌ها می‌پیچیدن دورِ تنم و می‌مُردم. آخه من آغوشی جز آفتاب و باد و خاک ندارم.

از هر طرف که رفتم، جز وحشتم نَیَفزود زِنهار از این بیابان، وین راهِ بی‌نهایت... در زلفِ چون کمندش، ای دل مپیچ کآن جا سرها بریده بینی، بی‌جرم و بی‌جنایت حافظ

photo content

ترسم قرار و صبرم، برخیزد از میانه...

نور گرچه دور است؛اما ابر هم گذراست.

دام سخت است مگر یار شود لطفِ خدا ورنه، آدم نبرد صرفه ز شیطان رجیم حافظ