ریشهها
Open in Telegram
تلاشی کوچک برای نزدیک شدن به رگ و ریشههای روان؛ جاییکه بسیاری از دردها و رنجها پنهان شدهاند.
Show more766
Subscribers
No data24 hours
+17 days
+330 days
Posts Archive
766
مکانیسم دوپارهسازی
دونیمهسازی/دوپارهسازی احساسات خوب را حفظ میکند و از احساسات بد با جدا کردن آنها از خود و نسبت دادن آنها به افراد دیگر اجتناب میکند.
وقتی ثبات ابژه حاصل نشده باشد، دفاعهای مبتنی بر دو نیمه سازی غالب میشوند. با وجود اینکه این نوع دفاعها به حفظ احساسات خوب کمک میکنند اما بهای آن یکپارچه نشدن یک نگاه جامع و سه بعدی از خویشتن و دیگران است.
(یعنی اگر افراد نتوانند هم وجه خوب و هم وجه بد دیگران را در قالب یک کل منسجم بپذيرند و آنها را به خوب و بد مطلق تقسیم کنند برای مقابله با تنش به این مکانیسم متوسل میشوند.)
مثال: مادر خانم الف هیچ وقت در خانه غذا نگه نمیداشت و شخصی به شدت سرزنش کننده بود. با این وجود خانم الف مادرش را آرمانیسازی میکند و در مورد پدرش بد میگوید. به عنوان یک فرد بزرگسال، خانم الف نمیتواند هیچ ویژگی خوبی در آقایان ببیند با اینکه به شدت آرزومند است که با جنس مخالف رابطه برقرار کند.
📚رواندرمانی تحلیلی
✍🏼کابانیس، چری، داگلاس و شوارتز (ترجمهٔ مهرناز میرنوش و دکتر بابک روشنایی مقدم، نشر ارجمند)
766
اضطراب یک نیروی ایجاد کنندهء تنش در رفتار انسان است و شخص را برمیانگیزاند که حالت تنش
را کاهش دهد.
فروید معتقد بود که ego برای مقابله با اضطراب تعدادی از دفاعهای حفاظتی را پرورش میدهد، یعنی مکانیسمهای دفاعی که انکارها یا تحریفهای ناآگاهانهء واقعیت هستند.
📚تاریخ روانشناسی نوین
✍🏼دوان پی. شولتز و سيدني الن شولتز766
بر اساس همین کتاب، مکانیسمهای دفاعی به سه طبقه تقسیم میشوند:
۱. دفاعهای بدوی(Primitive defenses):
● دوپارهسازی یا Splitting
● همانندسازی فرافکنانه یا Projective identification
● فرافکنی یا Projection
● انکار یا Denial
● گسست یا Dissociation
● آرمانیسازی یا Idealization
● کنشنمایی یا Acting out
● جسمانیسازی یا Somatization
● واپسروی یا Regression
● فانتزی اسکیزوئیدی یا Schizoid fantasy
۲. دفاعهای سطح بالاتر یا روانرنجور(Neurotic):
● درونفکنی Introjection
● همانندسازی Identification
● جابهجایی یا Displacement
● عقلانیسازی یا Intellectualization
● جداسازی عاطفه یا Isolation of affect
● دلیلتراشی یا Rationalization
● جنسیسازی یا Sexualization
● واکنش وارونه یا Reaction formation
●سرکوبی یا Repression
● ابطال یا Undoing
۳. دفاعهای پخته (Mature defenses):
●فرونشانی یا Suppression
● رياضتطلبی یا Asceticism
●نوعدوستی یا Altruism
● پیشبینی Anticipation
● والایش یا Sublimation
● شوخطبعی یا Humor
766
امروزه، ارزیاب روانپویشی به دفاعها به مثابهٔ:
نگهدارندهٔ حس عزتنفس در مواجهه با شرم و آسیبپذیری خودشیفتهوار،
اطمینان از حس امنیت در هنگام احساس مورد تهدید واقع شدن توسط رهاشدگی یا سایر خطرات و
ایجاد سپر محافظتی در برابر خطرات بیرونی مینگرد.
مکانیسمهای دفاعی صرفاً در برابر عاطفه یا یک ایدهٔ نامقبول دفاع نمیکنند؛ آنها رابطهٔ بین خود و ابژه را نیز تغییر میدهند (وایلانت ۱۹۹۸). آنها ممکن است بیمار را قادر سازند تا تعارضات حل ناشدهای را مدیریت کند که نسبت به ابژههای درونی از گذشته یا دیگران مهم فعلی در واقعیت بیرونی، وجود دارند.
📚 رواندرمانی روانپویشی بلندمدت
✍️🏼 گِلِن اُ. گابارد (ترجمهٔ دکتر حسین شاره و همکاران، نشر دانژه)
766
ما همگی به دنبال پنهان شدن از خودمان هستیم. مایلیم دیگران مارا بشناسند و موردتایید باشیم، اما سرشار از فانتزیها، ترسها و امیال شرمآور هستیم.
همچنین از این نگرانیم که مبادا درصورت افشای جنبههای پنهانمان دیگران برداشت بدی از ما داشته باشند.
از این رو درمانگران روانپویشی میبایست به بیماران کمک کنند تا با آن که خود هستند و آنچه خود میخواهند درزندگی انجام دهند ارتباط برقرار کنند.
📚 رواندرمانی روانپویشی بلندمدت
✍️🏼 گِلِن اُ. گابارد (ترجمهٔ دکتر حسین شاره و همکاران، نشر دانژه)
766
وینیکات اشاره کرد که کودکانی که ابتکارات آنها بهطور مداوم توسط والدین مورد مخالفت قرار میگیرد، راه جایگزینی برای ایجاد ارتباط با والدینشان پیدا میکنند.
این راهبرد معمولا رشد یک خودکاذب است که والدین آن را مورد توجه قرار داده و تحسین میکنند.
ممکن است خود حقیقی در زیر حایلی از شرم پنهان و بخشی از اصالت نیز از دست رفته باشد.
📚 رواندرمانی روانپویشی بلندمدت
✍️🏼 گِلِن اُ. گابارد (ترجمهٔ دکتر حسین شاره و همکاران، نشر دانژه)
766
«افسانهٔ نارسیس» نارسیس در اسطوره های یونان نام جوان رعنای زیبایی است که سنگیندلانه به عاشقان خویش بیاعتنا بود. اکو از پریان بود، او نارسیس را میپرستید اما از بیان احساس خود ناتوان بود و سرانجام به علت بیاعتنایی معشوق از اندوه جان باخت. خواهران اکو به نمهسیس(از ایزدبانوان) شکوه میبرند. او با آگاهی از این حقیقت که (به گفته تیرزیاس )نارسیس تا تصویر خود را ندیده زنده میماند ترتیبی میدهد تا نارسیس یک بار از فرط تشنگی در حین شکار سر بر روی چشمهای خم کند تا آب بنوشد. نارسیس به تصویر خویش دل میبازد و بی خواب و خور میشود و سرانجام در کنار همان چشمه ریشه میدواند و رفتهرفته به گل همنام خود (نارسیس=نرگس) بدل میشود— گلی که در بهار در آب میشکفد و در پاییز میپژمرد. 📚 چگونه فروید بخوانیم ✍️🏼 جاش کوهن(ترجمهء صالح نجفی، نشر نی )
766
«افسانهٔ نارسیس» نارسیس در اسطوره های یونان نام جوان رعنای زیبایی است که سنگیندلانه به عاشقان خویش بیاعتنا بود. اکو از پریان بود، او نارسیس را میپرستید اما از بیان احساس خود ناتوان بود و سرانجام به علت بیاعتنایی معشوق از اندوه جان باخت. خواهران اکو به نمهسیس(از ایزدبانوان) شکوه میبرند. او با آگاهی از این حقیقت که (به گفته تیرزیاس )نارسیس تا تصویر خود را ندیده زنده میماند ترتیبی میدهد تا نارسیس یک بار از فرط تشنگی در حین شکار سر بر روی چشمهای خم کند تا آب بنوشد. نارسیس به تصویر خویش دل میبازد و بی خواب و خور میشود و سرانجام در کنار همان چشمه ریشه میدواند و رفتهرفته به گل همنام خود (نارسیس=نرگس) بدل میشود— گلی که در بهار در آب میشکفد و در پاییز میپژمرد. 📚 چگونه فروید بخوانیم ✍️🏼 جاش کوهن(ترجمهء صالح نجفی، نشر نی )
766
«افسانهٔ نارسیس» نارسیس در اسطوره های یونان نام جوان رعنای زیبایی است که سنگیندلانه به عاشقان خویش بیاعتنا بود. اکو از پریان بود، او نارسیس را میپرستید اما از بیان احساس خود ناتوان بود و سرانجام به علت بیاعتنایی معشوق از اندوه جان باخت. خواهران اکو به نمهسیس(از ایزدبانوان) شکوه میبرند. او با آگاهی از این حقیقت که (به گفته تیرزیاس )نارسیس تا تصویر خود را ندیده زنده میماند ترتیبی میدهد تا نارسیس یک بار از فرط تشنگی در حین شکار سر بر روی چشمهای خم کند تا آب بنوشد. نارسیس به تصویر خویش دل میبازد و بی خواب و خور میشود و سرانجام در کنار همان چشمه ریشه میدواند و رفتهرفته به گل همنام خود (نارسیس=نرگس) بدل میشود— گلی که در بهار در آب میشکفد و در پاییز میپژمرد. 📚 چگونه فروید بخوانیم ✍️🏼 جاش کوهن(ترجمهء صالح نجفی، نشر نی )
766
«افسانهٔ نارسیس» نارسیس در اسطوره های یونان نام جوان رعنای زیبایی است که سنگیندلانه به عاشقان خویش بیاعتنا بود. اکو از پریان بود، او نارسیس را میپرستید اما از بیان احساس خود ناتوان بود و سرانجام به علت بیاعتنایی معشوق از اندوه جان باخت. خواهران اکو به نمهسیس(از ایزدبانوان) شکوه میبرند. او با آگاهی از این حقیقت که (به گفته تیرزیاس )نارسیس تا تصویر خود را ندیده زنده میماند ترتیبی میدهد تا نارسیس یک بار از فرط تشنگی در حین شکار سر بر روی چشمهای خم کند تا آب بنوشد. نارسیس به تصویر خویش دل میبازد و بی خواب و خور میشود و سرانجام در کنار همان چشمه ریشه میدواند و رفتهرفته به گل همنام خود (نارسیس=نرگس) بدل میشود— گلی که در بهار در آب میشکفد و در پاییز میپژمرد. 📚 چگونه فروید بخوانیم ✍️🏼 جاش کوهن(ترجمهء صالح نجفی، نشر نی )
766
«افسانهٔ نارسیس» نارسیس در اسطوره های یونان نام جوان رعنای زیبایی است که سنگیندلانه به عاشقان خویش بیاعتنا بود. اکو از پریان بود، او نارسیس را میپرستید اما از بیان احساس خود ناتوان بود و سرانجام به علت بیاعتنایی معشوق از اندوه جان باخت. خواهران اکو به نمهسیس(از ایزدبانوان) شکوه میبرند. او با آگاهی از این حقیقت که (به گفته تیرزیاس )نارسیس تا تصویر خود را ندیده زنده میماند ترتیبی میدهد تا نارسیس یک بار از فرط تشنگی در حین شکار سر بر روی چشمهای خم کند تا آب بنوشد. نارسیس به تصویر خویش دل میبازد و بی خواب و خور میشود و سرانجام در کنار همان چشمه ریشه میدواند و رفتهرفته به گل همنام خود (نارسیس=نرگس) بدل میشود— گلی که در بهار در آب میشکفد و در پاییز میپژمرد. 📚 چگونه فروید بخوانیم ✍️🏼 جاش کوهن(ترجمهء صالح نجفی، نشر نی )
766
«افسانه نارسیس»
نارسیس در اسطوره های یونان نام جوان رعنای زیبایی است که سنگیندلانه به عاشقان خویش بیاعتنا بود.
اکو از پریان بود، او نارسیس را میپرستید اما از بیان احساس خود ناتوان بود و سرانجام به علت بیاعتنایی معشوق از اندوه جان باخت.
خواهران اکو به نمهسیس(از ایزدبانوان) شکوه میبرند. او با آگاهی از این حقیقت که (به گفته تیرزیاس )نارسیس تا تصویر خود را ندیده زنده میماند ترتیبی میدهد تا نارسیس یک بار از فرط تشنگی در حین شکار سر بر روی چشمهای خم کند تا آب بنوشد. نارسیس به تصویر خویش دل میبازد و بی خواب و خور میشود و سرانجام در کنار همان چشمه ریشه میدواند و رفتهرفته به گل همنام خود (نارسیس=نرگس) بدل میشود— گلی که در بهار در آب میشکفد و در پاییز میپژمرد.
📚 چگونه فروید بخوانیم
✍️🏼 جاش کوهن(ترجمهء صالح نجفی، نشر نی )
766
فرد خودشیفته فقط تا بدانجا عشق میورزد که معشوقش تصویر خود او را منعکس سازد، همین معناست که در اسطورهی نارسیس قالبی داستانی یافته است.
📚 چگونه فروید بخوانیم
✍️🏼 جاش کوهن(ترجمهء صالح نجفی، نشر نی )
766
در آخرین ماه از یک فرایند روان درمانی پویشی بلند مدت که چهار سال و چهار ماه به طول انجامید، خانم الف که یک زن تحصیل کرده ۳۸ ساله بود، تجربهاش از درمان را با درمانگر مطرح کرد:
خانم الف: فکر می کنم الان دیگه متوجه علت طولانی شدن درمان شدم.
درمانگر: منظورت چیه؟
خانم الف: خب، وقتی به گذشته نگاه میکنم، میفهمم که وقت زیادی را از خودم و از شما گرفتهام. گفتن این مسئله کمی برایم خجالت آور است، اما زمان زیادی از اولین سال درمان را صرف تلاش در این راه کردم که شما را متقاعد کنم فردی سالم و دوست داشتنی هستم. در مقطعی دریافتم در حال اجتناب از فرصتی طلایی برای داشتن فردی هستم که به واقع دارد در رابطهای عاری از قضاوت و پذیرا قدم در راه شناخت من میگذارد. واقعا نمیدانم دیگر در کجا میتوان چنین روزهایی را پیدا کرد. در نهایت گاردم را باز کردم و کم کم گفتن《همه چیز》 را شروع کردم.
درمانگر: بله، به یاد دارم.
خانم الف: موضوع این جاست که چیزی که من فکر میکردم 《همه چیز》 است، تنها نقطه آغاز بود. وقتی فکر کردم دیگر به طبقه همکف روانم رسیده ام، کمک کردید ببینم راهروهای زیرزمینی، غارها و دالانهای مخفی تاریکی هم در زیر همکف وجود دارد که من کاملاً از وجود آنها بیاطلاع بودم رواندرمانی ما، من را به مکانهایی برد که اصلاً دلم نمیخواست به آنجا قدم بگذارم.
درمانگر: واقعاً؟
خانم الف: خب، در آن مقطع نمیخواستم به آنجا بروم، اما اکنون... خوشحالم که این کار را کردم. به شناخت عمیقی نسبت به خودم دست یافته ام که تصورش را هم نمیکردم. این شناخت به این دلیل میسر شد که شما چیزهایی را در من میدیدید که خودم نمیدیدم. برای اولین بار در تمام زندگیام فکر میکنم خودم هستم، نه آن چیزی که دیگران از من میخواهند.
📚 روان درمانی روان پویشی بلند مدت
✍️🏼 گِلِن اُ. گابارد (ترجمهء دکتر حسین شاره و همکاران، نشر دانژه)
766
در آخرین ماه از یک فرایند روان درمانی پویشی بلند مدت که چهار سال و چهار ماه به طول انجامید، خانم الف که یک زن تحصیل کرده ۳۸ ساله بود، تجربهاش از درمان را با درمانگر مطرح کرد:خانم الف: فکر می کنم الان دیگه متوجه علت طولانی شدن درمان شدم. درمانگر: منظورت چیه؟ خانم الف: خب، وقتی به گذشته نگاه میکنم، میفهمم که وقت زیادی را از خودم و از شما گرفتهام. گفتن این مسئله کمی برایم خجالت آور است، اما زمان زیادی از اولین سال درمان را صرف تلاش در این راه کردم که شما را متقاعد کنم فردی سالم و دوست داشتنی هستم. در مقطعی دریافتم در حال اجتناب از فرصتی طلایی برای داشتن فردی هستم که به واقع دارد در رابطهای عاری از قضاوت و پذیرا قدم در راه شناخت من میگذارد. واقعا نمیدانم دیگر در کجا میتوان چنین روزهایی را پیدا کرد. در نهایت گاردم را باز کردم و کم کم گفتن《همه چیز》 را شروع کردم. درمانگر: بله، به یاد دارم. خانم الف: موضوع این جاست که چیزی که من فکر میکردم 《همه چیز》 است، تنها نقطه آغاز بود. وقتی فکر کردم دیگر به طبقه همکف روانم رسیده ام، کمک کردید ببینم راهروهای زیرزمینی، غارها و دالانهای مخفی تاریکی هم در زیر همکف وجود دارد که من کاملاً از وجود آنها بیاطلاع بودم رواندرمانی ما، من را به مکانهایی برد که اصلاً دلم نمیخواست به آنجا قدم بگذارم. درمانگر: واقعاً؟ خانم الف: خب، در آن مقطع نمیخواستم به آنجا بروم، اما اکنون... خوشحالم که این کار را کردم. به شناخت عمیقی نسبت به خودم دست یافته ام که تصورش را هم نمیکردم. این شناخت به این دلیل میسر شد که شما چیزهایی را در من میدیدید که خودم نمیدیدم. برای اولین بار در تمام زندگیام فکر میکنم خودم هستم، نه آن چیزی که دیگران از من میخواهند. 📚 روان درمانی روان پویشی بلند مدت ✍️🏼 گِلِن اُ. گابارد (ترجمهء دکتر حسین شاره و همکاران، نشر دانژه)
766
اگر روانکاوی غریب و رعب آور است از آن روی چنین است که این حیات درونی را دگرباره در برابر چشممان می آورد، آن هم در روشنای آشناییزدا اما خاموشی ناپذیر زبان و ادراک بزرگسالی.
📚 چگونه فروید بخوانیم
✍️🏼 جاش کوهن(ترجمهء صالح نجفی، نشر نی )
766
اگو به مستعمره نشینی می ماند، مقیم در دیاری که اید ساکن بومی آن است؛ جای شگفتی نیست اگر این بومی وقتی از دیار خویش بیرون می شود و استعمارگر غاصب نادیده اش می گیرد، کینه ی او را به دل گیرد و در صدد انتقام بر آید.
ناخودآگاه رانده و مهجور از یار و دیار خویش باز می گردد تا حقش را پس بگیرد و به یاد مستاجرش بیاورد که او ساکن اصلی این سرزمین بوده است.
📚 چگونه فروید بخوانیم
✍️🏼 جاش کوهن(ترجمهء صالح نجفی، نشر نی )
766
در جوکهای کمیک افکار ناخودآگاه پوشش محافظی دارند که نگاتیوِ ظاهر نشده در عکاسی فاقد آن است:
پوشش کمدی.
کمدی به زعم فروید《 انتقاد عقلانی》 را اغفال میکند تا خود را کمی از قید و بندهای زاهدانه اش رها کند.
یادتان باشد که لیرشاه نظرات موهن و وقیح را از هیچ کس به جز دلقک نمیشنود.
📚 چگونه فروید بخوانیم
✍️🏼 جاش کوهن(ترجمهء صالح نجفی، نشر نی )
766
تلاش برای باز گفتن فرایند ناخودآگاه به زبان خودآگاه بدان میماند که فیلمِ ظاهر نشده دوربین عکاسی را در معرض نور بگذاریم:
نور روز در هر مورد محتواها را پاک میکند و از بین میبرد.
📚 چگونه فروید بخوانیم
✍️🏼 جاش کوهن(ترجمهء صالح نجفی، نشر نی )
