en
Feedback
فرشاد طاهربانه

فرشاد طاهربانه

Open in Telegram

فقط مباحث و دروس و نوشته های مهندس فرشاد

Show more
8 086
Subscribers
+1924 hours
+207 days
+15430 days
Posts Archive
📦 توزیع بیش از ۱۰۰ بسته پک غذایی 📦 شامل: مرغ، برنج، دو عدد ماکارونی، سویا، رب و روغن به لطف خداوند متعال و با همت نیکوکاران عزیز، این بسته‌های معیشتی میان نیازمندترین و مستحق‌ترین خانواده‌ها در شهرستان بانه توزیع شد. مرکز نیکوکاری آرامش دل‌ها صمیمانه از همه خیرین و همراهان همیشگی خود تشکر می‌کند که با اعتماد و حمایت‌شان، ما را در این مسیر انسانی یاری دادند. 🤲 از درگاه خداوند مهربان مسئلت داریم که این نیت‌های پاک را در دنیا و قیامت به بهترین وجه جبران فرماید و خیر و برکت را در زندگی شما چند برابر کند. در صورت تمایل به مشارکت در ادامه این مسیر خیر، می‌توانید کمک‌های خود را از طریق شماره کارت زیر واریز نمایید: 💳 شماره کارت: (6037997950291303) 🌱 با هم، آرامش را به دل‌ها هدیه دهیم. https://t.me/arameshdlha

#کتاب_پس_از_آخرین_نفس🕊 9 🌙✨ بنگر...! در گردش شب و روز، در پیری برگ‌ها 🍂، در خاموشی درختان زمستان و جان گرفتن دوباره‌شان در بهار 🌸، همه گواهند که *مرگ، پایان نیست...* ﴿وَٱللَّهُ أَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءٗ فَأَحۡيَا بِهِ ٱلۡأَرۡضَ بَعۡدَ مَوۡتِهَآ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَةٗ لِّقَوۡمٖ يَسۡمَعُونَ﴾ 🕊 (نحل: ۶۵) خداوند از آسمان آبی فرو فرستاد و زمین را پس از مرگش زنده ساخت... در این، نشانه‌ای است برای آنان که گوش می‌سپارند. 🌧️ --- 😴 به خدا سوگند! چنان‌که هر شب می‌خوابیم و هر صبح بیدار می‌شویم، روزی نیز خواهیم مرد و در پیشگاه الله برانگیخته خواهیم شد. اما آن خواب و بیداری، نه به اختیار ماست و نه شباهتی به این دنیاست... آیا اندیشیده‌ای به آنان که روزگاری میان ما بودند و امروز در دل خاک خفته‌اند؟ آنان که ثروت و قدرت داشتند، کاخ ساختند، نام جستند... و اکنون خاموش در گورند، فراموش‌شده میان فرزندان و دلبندانشان. 🕯 --- ⚖️ هیچ‌کس از چنگال مرگ نگریخت... قارون با گنج‌هایش، فرعون با سپاهش، سلیمان با ملک و پیامبری‌اش، و نوح با هزار سال عمرش—همه رفتند. مرگ، آن درِ بسته‌ای است که گریزگاهی جز گشودنش نیست. دری که چون باز شود، راهِ بازگشت را بر همه می‌بندد... ⚰️ 🌊 مرگ، دریای بی‌کرانی است که شاه و گدا، عادل و ظالم، همه در موج‌هایش فرو می‌روند. --- 💫 بزرگی از آنِ کسی است که در این دارِ گذر، یاد خدا را در دل زنده بدارد 🕋 و چراغ ذکر را در جانش فروزان نگه دارد؛ توشهٔ راه ابدیت را برگیرد، چرا که: > عمرِ نوح و گنجِ قارون، ملکِ اسکندر تو را > گر میسّر شد، به وقت مرگ، خوابی بیش نیست... ادامه دارد....👍 کتاب به امید خدا بزودی توسط نشر احسان چاپ📇 و عرضه‌ی بازار خواهد شد.🌺 مولف: فرشاد طاهر بانه لینک کانال برای پیوستن📌: ✾❥  @Tarbyat_Eslami  ❥✾ ✾❥ @drosfarshad ✾❥

امام ابن مسعود و خواندن قرآن در میان مشرکین ⏰ مدت ۳:۳۲ دقیقه 🗜 #تقطیع_سیره 🍁✾❥ @drosfarshad ✾❥🍁

Voice message00:21

#کتاب_پس_از_آخرین_نفس🕊 8 🌿 یاد سفر آخرت… 🌿 از برخی از سلف نقل است: در گوشه‌ی خانه‌شان قبری کوچک کنده بودند… گاه در آن می‌خوابیدند، چشم‌ها را می‌بستند تا فراموش نکنند روزی در همین بستر تنگ و خاموش خواهند آرمید. دیگران، کفن را میان جامه‌های خود نهاده بودند؛ هر بار که آن پارچه‌ی سفید را می‌دیدند، به یاد می‌آوردند: آخرین لباسی که بر تن می‌کنند، همین است… نه رنگی دارد، نه نقشی… فقط سفیدیِ سکون. آنان می‌دانستند: زندگی سایه‌ای کوتاه است و سفر، ناگزیر.. در این دنیا چون مسافری سبک‌بار بودند، و چون رهگذری که دل در هیچ‌جا نمی‌بندد. 📜 چنان‌که رسول خدا ﷺ فرمود: «كُنْ فِى الدُّنْيَا كَأَنَّكَ غَرِيبٌ أَوْ عَابِرُ سَبِيلٍ» «در دنیا چنان باش که گویی مسافری هستی، یا رهگذری.» از عبدالله بن مبارک نیز روایت است: روزی چراغ خانه‌اش خاموش شد. در تاریکیِ سنگین دمی سکوت کرد… چون چراغ را دوباره روشن کردند، دیدند اشک بر چهره‌اش روان است. پرسیدند: «ای امام! چرا می‌گریی؟» فرمود: «به خدا سوگند، یاد تاریکیِ قبر افتادم… جایی که نه نوری باشد، نه همدمی… چه جای هول‌انگیز و ترسناکی است! چگونه نگریم، و حال آنکه از آن تاریکی می‌هراسم؟» 🌑﴿ وَٱتَّقُوا۟ يَوْمًا تُرْجَعُونَ فِيهِ إِلَى ٱللَّهِ ﴾ (بقره: ۲۸۱) و از روزی بترسید که در آن روز به سوی الله بازگردانده می‌شوید، سپس به هر کس پاداش آنچه انجام داده، تمام و کامل داده می‌شود،و بر آنان ستم نخواهد شد. ✨ای نفس! آیا توشه‌ای برای آن روز سخت اندوخته‌ای؟ آیا از هول و وحشتش لرزیده‌ای؟ آیا نوری برای تاریکیِ گورت آماده کرده‌ای؟ 🕊️یاد مرگ، غم نیست… تلنگری است برای زنده‌دلان. 🍂 ادامه دارد....👍 کتاب به امید خدا بزودی توسط نشر احسان چاپ📇 و عرضه‌ی بازار خواهد شد.🌺 مولف: فرشاد طاهر بانه لینک کانال برای پیوستن📌: ✾❥  @Tarbyat_Eslami  ❥✾ ✾❥ @drosfarshad ✾❥

تربیت کودک با بزرگ کردن متفاوت است داعی:فرشادطاهربانه @Tarbyat_Eslami  @drosfarshad 🔗 لینک پیج اینستاگرام farshadtaherbaneh

+1

ایمان آوردن امام حمزه 🔹 آشکار کردن ایمان صحابه با ایمان آوردن امام حمزه 🔹 وضعیت وخیم امام ابوبکر و پرسیدن احوال رسول اللّه ﷺ ⏰ مدت ۸:۱۳ دقیقه 🗜 #تقطیع_سیره 🍁✾❥ @drosfarshad ✾❥🍁

الحمدلله بیش از 2000هزار نفر در دوره ی تخصصی ۵۳ جلسه ی زندگی محبوب دلها شرکت کرده اند. https://t.me/sirah_nabie

#کتاب_پس_از_آخرین_نفس🕊 7 🕊 یاد مرگ بزرگان این امت می‌گفتند: هیچ چیز مثل یاد مرگ دل را نرم نمی‌کند. هیچ دارویی برای قساوت قلب بهتر از آن نیست. قلب وقتی سخت شود، گناه را عادی می‌بیند، شیرینی عبادت را از دست می‌دهد، اشک پشیمانی خشک می‌شود، ترس و امید به خدا کم‌رنگ می‌شود… و نور ایمان آرام‌آرام خاموش می‌گردد. مردی نزد ام‌المؤمنین عایشه (رضی‌الله عنها) آمد و گفت: «قلبم سخت شده است.» فرمود: فقرا را ببین تا قدر مال خود را بدانی، بیماران را ملاقات کن تا قدر سلامت را بشناسی و از همه مهم‌تر، جنازه‌ها را تا قبرستان همراهی کن… آنجاست که یاد مرگ، دلت را نرم می‌کند. عایشه خود این راه را زندگی کرده بود. عروه بن زبیر، خواهرزاده أم المؤمنین عایشه، می‌گوید: أم المؤمنین عایشه بیشتر روزها روزه‌دار بود، جز عید فطر و قربان. روزی برای غذا نزدش رفتم. سلام کردم و نشستم. او قرآن می‌خواند. رسید به آیه: ﴿ فَمَنَّ اللَّهُ عَلَينَا وَوَقَانَا عَذَابَ السَّمُومِ ﴾(طور:۲۷) همان‌جا مکث کرد… آیه را دوباره خواند… و اشکش جاری شد. عروه می‌گوید: «من به بازار رفتم، برخی از مایحتاج وی را خریدم و برگشتم. دیدم هنوز همان‌جا ایستاده، با گریه دعا می‌کند.» گویی آیه را نه با زبان که با جان، پیاپی زمزمه می‌کرد؛ و ذکر مرگ، بی‌آنکه نامش برده شود، بر قلبش حاکم بود… و دل، نرم‌تر از هر اشکی، در حضور پروردگارش فرو ریخته بود. یا در مورد حضرت عمر رضی‌الله عنه روایت می‌کنند که شبی در کوچه‌های مدینه، برای نگهبانی، مشغول گشت‌وگذار بود. در این اثنا گذرش به خانه‌ی یکی از مسلمانان افتاد که مشغول خواندن نماز بود و سورهٔ «طور» را تلاوت می‌کرد: ﴿ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ لَوَاقِعٌ • مَا لَهُ مِنْ دَافِعٍ ﴾ (طور:۷ـ۸) «بی‌گمان عذاب پروردگار تو، ای محمد ﷺ، واقع شدنی است و هیچ‌کس نمی‌تواند آن را باز دارد.» ایستاد و به دیواری تکیه کرد و زمانی طولانی در همان حال ماند. آن‌قدر گریه کرد تا اینکه بر گونه‌هایش مثل جویی، جای اشک‌ها نمایان بود. آنگاه به خانه برگشت و مریض افتاد؛ یک ماه تمام مردم به دیدارش می‌آمدند، بی‌آنکه بدانند علت بیماری‌اش چه بوده است. اینان، با یاد مرگ زندگی می‌کردند. برای همین است که در اوج قاطعیت، دل‌هایشان نرم بود. برای همین از آیات الهی متأثر می‌گشتند. چون همیشه حقیقت آخرت را پیش چشم داشتند؛ مگر نه این‌که چشم تنها زمانی اشک می‌ریزد که دل پیش از آن بلرزد؟ 🍂 ادامه دارد....👍 کتاب به امید خدا بزودی توسط نشر احسان چاپ📇 و عرضه‌ی بازار خواهد شد.🌺 مولف: فرشاد طاهر بانه لینک کانال برای پیوستن📌: ✾❥  @Tarbyat_Eslami  ❥✾ ✾❥ @drosfarshad ✾❥

+2

+1

ولاء و براء 🔹 دوستی و تنفر بخاطر خدا 🔹 حتما این فایل صوتی را گوش دهید ⏰ مدت ۸:۱۳ دقیقه 🗜 #تقطیع_سیره 🍁✾❥ @drosfarshad ✾❥🍁