en
Feedback
مِه

مِه

Open in Telegram

مه، باران ابر، نگاه، خاطره خاکستری، خاکستری، خاکستری در من ترانه ای نبود، تو خواندی! https://telegram.me/BiChatBot?start=sc-1065986-dj9wUsK

Show more
364
Subscribers
-124 hours
-77 days
-1130 days
Posts Archive
«گاهی بی آنکه بفهمی، در طول زَمان آدمِ دیگری می‌شوی؛ بیشتر سکوت می‌کنی، دیرتر باوَر می کنی و کمتر می‌رَنجی...»

از عشق زیادی تورو خسته کردم تو دورم زدی خواستی دورت نگردم 🎶

1|1 - Asre Paeizi - Morteza Pashaei (320).mp37.03 MB

رنج واقعی؟ تنها شدن توسط آدمی که آخرین ذوقت بود.

«بازگشتم و به پشت سر نِگاه کردم، شانه‌ای، آدمی، حتی درختی و دیواری نبود؛ چاره‌ی دیگری نداشتم؛ به خودم تِکیه کردم.»

«آرزوی بعیدِ من بودی تار مویِ سفید من بودی آدمی با امید زنده است و تو تمامِ امیدِ من بودی.»

photo content

Repost from N/a
اَمن باشید و قابل اعتماد که اگر روزی تمامِ جهان برای آدمی سیاه شد و امیدی اگر نبود ‌‌‌تنها قسمتِ روشنِ جهانش شما باشید ‌و روزنه‌ی نور و امیدی شوید در بی‌نهایت تاریکی.

‏بزرگ شدن این شکلیه که یاد میگیری بدونِ اینکه مشکلت حل شده باشه ادامه بدی و به سوی مشکلات بعدی قدم برداری.

روزی خواهی آمد که دیگر امید دیدار تو را ندارم دست سایه ام را خواهی گرفت، سایه ای خاموش که به هیچ خورشیدی احتیاج ندارد.

آدم در زندگی ممکن است بارها بمیرد، اما فقط یک‌بار به خاک سپرده شود.

گفتم: نه غمگین نیستم، حالم خوب است. اما غمگین بودم تا دلت بخواهد غمگین بودم.

photo content

آیا بوسه و شعر را زیسته‌ای؟ پس مرگ، چیزی از تو نخواهد گرفت!

04___BE_DIDARAM_BIA_.MP34.60 MB

دستش و‌ میگیری عشق دوم‌میشم اما ..

Shadmehr-Aghili-Che-Khab-Hayee-320.mp38.13 MB

اون شب گریه نکرد اما؛ فرداش وقتی پاش به لبه ی مبل گیر کرد گریه کرد. وقتی به اتوبوس نرسید گریه کرد. وقتی یک سکانس شاد از یک فیلم و دید گریه کرد.

و در نهایت قبول کردم که هیچکس از، از دست دادن من نمیترسه

اگر روزهای خوب آمدند و من نبودم، به یاد بیاور که صبور و غمگین چقدر برای روزهای خوب منتظر بودم. و به یادم آوازی زمزمه کن، برقص و بلندتر بخند. *کیمیا رجبی