صدبوک 100book
Open in Telegram
337
Subscribers
-324 hours
-57 days
-1030 days
Posts Archive
اینجا چندتا شخصیت مهم داریم که داستان حول این ۳ نفر و خانواده هاشون می چرخه.
نوادا بیلور
آدام پیرس
و مد روگان ( اسمش کانره)
نوادا _ ۲۵ سالشه
پوست برنزه👩🏾
چشمای قهوهای 👁
موی بولوند👱🏼♀️
وزن ۵۹کیلو
کارآگاه خصوصیه🕵🏻♀️
خانوادهی ثروتمندی داشته اما وقتی ۲۰ سالش بوده پدرش بیمار میشه و بخاطر هزینههای درمان پدرش مجبور میشن شرکت رو بفروشن بعد از مدت کوتاهی پدرش میمیره و مسئولیتهای زندگی به عهده نوا میمونه
نوا الان توی همون شرکت واگذار شدهی خانوادگیشون مامور مخفیه اما کسی نمیدونه که نوا یه قدرت ماورایی داره! تشخیص دادن حقیقت از دروغ...
قدرت جادویی✨️🪄 :
حقیقت
مد روگان
۳۰ سالشه !
القاب: طوفان،سلاخ مریدا(مریدا از شهرهای مکزیک)
موهای کوتاه و پریشون داره
هیکل درشت و قوی و چشمای آبی داره
گذشتهی سیاهی داره و قبلا توی ارتش کار میکرده و الان یه ماموریت مهم داره...
الان نزدیک ۵ ساله که از ارتش جدا شده.
قدرت جادویی :
مد یه جادوگر قدرتمنده و میتونه با نفوذ به ذهن افراد اراده و افکارشون رو در اختیار بگیره و کنترلشون کنه یا ساختمون های چند طبقه رو توی چندثانیه تخریب کنه...
گذشتهی تاریکی داره و چندین میلیارد دلار ثروت
آدام پیرس
۲۴ساله
ادام خوش تیپه✨️
چشماش آبی👁🩵 اما سردو بی روحن
آدام متهم به قتل و جرایم زیادیه و بخاطر قدرت بالاش جادوگر خطرناکی به حساب میاد!
قدرت جادویی🔥 :
میتونه آتیش به وجود بیاره و کنترلش کنه و از این توانایی هرجایی که میخواد استفاده میکنه و جز خسارتهایی که به مردم میزنه جون خیلی هارو هم به خطر میندازه...
به مدت سه روز با خرید این کتاب بوک مارک اختصاصی طراحی شده باهاش رو ازمون هد🎁یه میگیرید🥳
📄۴۳۸ صفحه | چاپ اول | 💳۲۷۰ت
🔖به همراه بوکمارک اختصاصی به مدت ۳ روز😍😍😍😍😍
این شروع یه داستان هیجان انگیز، عاشقانه، فانتزی و ماجراجوییه که خط به خط اون قراره شمارو هیجان زده بکنه...
اما یه هد🎁یهی ویژه برای خریداران این کتاب داریم 🥳
باید به اون قرار برم اما میتونم دستگیرش کنم؟ شاید! تنها راهی که به ذهنم میرسه به دست آوردن دل اون پسر و بعد...☠
باید بهش اعتماد ميکردم؟
اصلا چرا پسری که از یه خاندان قدرتمند جادوییه داشت همچین کاری میکرد؟
این آشوبها چه دلیلی داشت؟🤕
مأموریت من این بود که زنده دستگیرش کنم و مطمئن بودم از پسش برنمیام که تلفنم زنگ خورد!
آدام پشت خط بود! ازم خواست من رو ببینه! باورم نمیشد!🙄
با همین قدرت تونسته بود خرابی های زیادی رو به بار بیاره و جون آدمها رو به خطر بندازه برای همین...🥸
از خاندان بزرگ و قدرتمند جادوگران بود و قدرت زیادی داشت و با قدرت جادوییش میتونست هرچیزی که سر راهش قرار میگیره رو آتیش بزنه و...💔
بالاخره روزی که ازش میترسیدم رسید
مأموریت سختی که نمیتونستم از پسش بربیام باید آدام پیرس رو دستگیر میکردم اما آدام یه پسر معمولی نبود!🫣🫣🫣
حالا ۵ سال از اون روز میگذره و من بخاطر خانوادم قرارداد بیرحمانهای امضا کردم که طبق اون وظیفه دارم تا پایان عمرم برای شرکتی که قبلا برای پدرم بوده کار کنم...☠
وقتی ۲۰ سالم بود پدرم رو از دست دادم
مدتها مریض بود و برای درمانش شرکت خانوادگیمون رو فروخته بودیم و حالا دیگه نه پدر رو داشتیم و نه شرکتمون رو...🥺
