1 393
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-730 days
Posts Archive
نوشآفرین
بگو بگو
.
.
برای نرگس 🎂
.
.
در این روزهای سخت و پرفشار که برای زندگی از روی لبهی باریک و دردناک واقعیتها و خیالات میگذرم،
بگو نرگس
از نگاهت به تولد شکوفهها،
بگو از ابرهای پنبهای که شبیه کدام تصویرند،
نرگس جانم بگو زبانههای آتش چگونه میرقصند،
بگو که در خیسیِ چشمانت دریا بزرگ است، آرام است،
از رقص بگو از چرخیدن و مستی،
از روزهای چیدن گل کاغذی،
از شبهای معجزهی خواندن فروغ
از شنیدن فصلتازه با صدای گوگوش
از اینکه چگونه میشود چای را کنار گلها و شیرینی و بادام با شمعی روشن، نوشید،
از دلتنگی برای قدم زدن و آواز خواندن بگو،
از جنگل و آبشار که جریانها میسازند،
از باران و برف که اشکها گلوله گلوله میبارند،
از باد بگو نرگس وقتی موهایمان را به او میسپاریم،
از آینهها بگو نرگس،
از حرفهایی که آینهها میشنوند،
از زندگی بگو نرگس
ار عشق بگو نرگس
از عشق بگو...
بگو نرگس که دنیا از تو جان بگیرد.
تولدت مبارک رفیق 🌅
.
.
https://t.me/arad_selection
ایران خوبه
جیلیز ویلیز
.
.
برای زندگی در ایران
راستی سال نو میلادی هم مبارک 💫
.
.
https://t.me/arad_selection
فروغ فرخزاد
تولدی دیگر
.
.
برای ۸ دی، تولد فروغ 🎂
.
.
https://t.me/arad_selection
Loreen Mckennitt
Night from the Alhambra
.
.
برای تولد شیرین 🎂
.
.
شیرین عزیزم،
امروز روز تولدته. روزی یک فکر زیبا به دنیا اومد، مثل اون روزی که معمار الحمرا تصمیم گرفت به جای جنگیدن، یه قصر قشنگ بسازه.
آدمها میتونن چیزهایی خلق کنن که قرنها باقی بمونه.
و تو توی زندگیات، دقیقاً همین کار رو میکنی. مثل لورن مککنیت که با آهنگهاش فضای قصر الحمرا رو پر از آرامش کرد، تو هم با بودنِ خودت، زندگی رو پر از حس خوب کردی و با هنرِ وجودت فضا رو عوض میکنی.
حضورت مثل همون آب روان توی کاخ الحمراس که همیشه طراوت داره. یه جور زندگی میبخشی به محیط اطرافت.
تولدت برام یادآوریه که آدم میتونه هر سال یه فرصت تازه برای ساختن چیزهای قشنگ باشه. یه فرصت برای وصل کردن خاطرات خوب دیروز به آرزوهای فردا.
دلم میخواد سال جدیدت پر از نور باشه. پر از خنده و لحظههای سبز و با طراوت. همونجوری که باغهای الحمرا همیشه سرسبزن.
اصلاً خودت از هر قصری قشنگتری. مهم اینه که هستی و دنیا با بودن تو جای بهتری شده.
تولدت مبارک عزیز دلم! 🎆
.
.
https://t.me/arad_selection
Chopin – Nocturne Op.27 No.2
Maria João Pires
.
.
برای ۴ دی
میلاد مسیح 🕊
.
.
اگر میلاد
وعدهی نور است،
موسیقی،
خودِ بشارت است،
بدون کلمه،
با ایجاد فضا.
چیزی که
روح میفهمد
پیش از آنکه
گوش توضیح بخواهد.
.
.
مناسب کسی که دوست داری کریسمس رو بهش تبریک بگی 🎄
.
.
https://t.me/arad_selection
Chris rea
Blue cafe
.
.
برای درگذشت کریس ریا
.
.
کافه آبی
این اهنگ سال ۱۹۹۸ خلق شد و من از کودکی تا به امروز در لحظههای متفاوتی شنیدمش.
بهم فضایی گرم، پُر از عشق و آرامش میده، انگار دعوت میشم به زندگی، کنجکاوی و رقص.
تو متن آهنگ اینجوریه که: زندگی مثل جادههای بیپایان هستش که خاطرات و رویاهای شکسته رو پشت سر میذاره. بعد صدای راوی از کسی میپرسه «کجا بودی؟» و پاسخ میده «من تورو در اون کافهی آبی ملاقات میکنم.» این «کافهی آبی» یه نماده و یک مکان واقعی نیست. جاییه که دو فرد با تجربههای متفاوت میتونن روبهرو بشن، از مسیرشون حرف بزنن و با هم حرکت کنن. راوی از کنجکاوی دربارهی زندگی و چیزهای تازه حرف میزنه:
میپرسه «تو چه دیدی؟ چه چیز جدیدی میدونی؟» و میگه «میخوام با تو بیام.»
به سختیها و بهای بالای این سفر اشاره میکنه و میگه تجربهها، معصومیت یا ناپختگی گذشته دیگه معنی ندارن، چون وقتی در مسیر واقعی قرار میگیری، همه چیز تغییر میکنه.
بعضی از آهنگها بخاطر همین درونمایهی عمیق جاودان میشن.
اگه دوست داشتی با کسی در اتاق آبی همراه باشی، این آهنگ رو براش بفرست. 💙
.
.
https://t.me/arad_selection
صدای زنان ایران
.
.
برای شب یلدا 🍉
.
.
تبریک میگم به همهی ایرانیان سراسر دنیا ✨
.
.
https://t.me/arad_selection
نازار
هانی نیرو
.
.
برای تولد نگار 🎈
.
.
نازار دلی را که تو جانش باشی
معشوقه ی پیدا و نهانش باشی
زان میترسم که از دل آزردن تو
دل خون شود و تو در میانش باشی
دل خون شود و تو در میانش باشی
دل خون شود و تو در میانش باشی
دانی که به دیدار تو جونم تشنه
هر لحظه که بینمت فزونم تشنه
من تشنه آن دو چشم مخمور توام
عالم همه زین سبب به خونم تشنه
عالم همه زین سبب به خونم تشنه
عالم همه زین سبب به خونم تشنه
.
.
تولدت مبارک 🎂
.
https://t.me/arad_selection
فهیمه اکبر
خروسخوان (آفتابخیزان)
.
.
برای ۱۸ آذر تولدت فهیمه اکبر 🎂
.
.
معنی ترانه:
سحرگه او بود و من مست مستانه
دور از چشمان یگانه و بیگانه
رفتیم تا دامن کوه شانه به شانه
روی سبزه، پای چشمه،نزد دلبر
خوش نشستم رو به خاور
بنهادیم چهره برهم آسمان را شعله بر دامن فتاد
آن مه ندا داد: آتش!آتش!
شعله با مه در کشاکش
آسمان آتش به جان است
او مگر از عاشقان است
گفتم ای یار سر مست
اکنون رویت نماید آسمان آیینه در دست
آفتاب خیزان است
.
.
https://t.me/arad_selection
Compassion
Shoshana Michel
.
.
برای روز جهانی شفقت به خود، دیگری و دنیا🫂
.
.
دلم میخواد وقتی داری به این پیانو گوش میدی، لحظاتی رو به یاد بیاری که قلبا رنج خودت یا دیگری رو حس کردی.
وجود شفقت، جریان رو عوض میکنه، دقیقا لحظهای که آدم دیگری را میفهمه، بدون داوری.
همین نقطهی کوچیک،
مثل نور
فاصلهها را کوتاه میکند
و روی تنهاییهای خاموش نور میندازه.
جهان بیرون هم از همین لحظهها شکل میگیرده.
هر بار که کسی دلش رو به دل دیگری باز میکنه،
قسمتی از دنیا از گرفتگی آزاد میشه
اعتماد راه پیدا میکنه،
گفتوگو جون میگیره
و امید دوباره قابل لمس میشه.
شفقت قدرت ساکت و آرومی هستش که مسیرش از آدم به آدم میگذره؛
از یک نگاه،
یک همراهی،
یک توجه صادق.
و این مسیر ، تنشها رو کم میکنه، دلها رو کنار هم نگه میداره و بستر جهان رو برای زندگی محیا میکنه.
جایی که شفقت هست، برای من تصویر دستانی رو تداعی میکنه که محکم همدیگرو گرفتن،
چشمایی که پر از مهرن.
حتی فکر کردن بهش گرمم میکنه.
هیچچیز به اندازهی شفقت، جهان رو همدل نمیکنه؛ چون از جایی شروع میشه که انسان واقعا، انسان رو میبینه.
.
.
https://t.me/arad_selection
الا تیتی
ناصر مسعودی
.
.
به مناسبت درگذشت ناصر مسعودی 🕊️
برای تماشای ماه امشب 🌙
.
.
ماهکم، بیا بیرون.
بیا نگاه کن که دلم چهطور خون شده.
تو لیلای منی و من مجنون توام.
امشب هوا چقدر تاریک است.
دلم مثل رشتهای باریک شده.
ای شب، برو کنار.
پسرم از تو میترسد.
بچهام کوچک است، به خدا.
بچهام خوشگل است، به خدا.
لالا…
در این دنیا غمی دارم.
از غمش چشمم طاقت ندارد.
ای شب، تا سحر با تو باشم، با فرزندم جهانی دارم
.
.
ناصر مسعودی ۵ فروردین ۱۳۱۴، در صیقلانِ رشت به دنیا آمد؛
سالها بعد، وقتی صدایش در دههی چهل از رادیو ایران پخش شد، گیلان تبدیل شد به نوای زندهای که به قلب مردم راه پیدا کرد.
ترانههایی مثل «الا تیتی»، «بنفشه گول» و «میرزاکوچکخان» روایتهایی از عشق، ایستادگی،همراهی، زندگی و امید شدند.
مسعودی از آن صدایهایی بود که زمان حریفش نشد. آرام خواند، بیهیاهو، و با همان مهربانیِ خاموشش ذرهای از هویت موسیقی گیلان را برای همیشه ثبت کرد.
او امروز ۶ آذر پر کشید و رفت تا از روی ماه آواز بخواند. 🌙
.
.
.
https://t.me/arad_selection
برای ناصر مسعودی
ناصر مسعودی در ۵ فروردین ۱۳۱۴ در محله «صیقلان» رشت به دنیا آمد.
او یکی از مهمترین خوانندگان موسیقی محلی گیلان بود و به «بلبل گیلان» شهرت داشت.
مسعودی هم در موسیقی سنتی/دستگاهی ایران فعال بود و هم کارِ احیای و اجرای ترانههای محلی گیلکی — یعنی پلی بین موسیقی «مکتب کلاسیک» و موسیقی محلی/مردمی.
Oh Patience!
Shona Foster
.
.
برای روز جهانی بردباری
🌲🪨🌊☀️🌔
(لحظهی پیروزیِ رها شدگی از بارهای سنگین به کمک صبر، شکیبایی و تابآوری سختی و ناملایمات)
وقتی دنیا در حال چرخیدن هستش و هیچچیز معلوم نیست و جادهی زندگی با شرایط اجباریش مسیرها رو میسازه،
اینجاست که چهرهی تازهای از بردباری رو میشه شناخت:
ایستادگی و مقاومت
بردباری تبدیل میشه به ادامه دادن به جای منتظر نشستن و تحمل کردن، حرکت کردن در لبهی امید و ناامیدی با چشمانی باز.
اینجاست که بردباری بدل میشه به یک ابزار برای پیروزی.
به نظر من این آهنگ، بردباری را به عنوان تجربهیی واقعی:
مقاومت در دشواریها،
ادامه دادن با کسی که اهمیت دارد،
الهام گرفتن از بودش زمین، ماه و ستارگان در کنار تمام آشوبهای کهکشانی
و ایستادن در دل ناشناختهها، با عشق، امید.
نه یک فضيلت شاعرانه که گاهی انسان رو منفعل و سرکوب میکنه و چهرهای قربانی از تحمل رو میسازه.
و سوال مهمی که برای من ایجاد میکنه این هستش که:
من چقدر بردباری هستم؟ و چقدر تحمل رو با صبوری اشتباه میگیرم؟
.
.
https://t.me/arad_selection
مرا ببوس
حسن گلنراقی
.
.
برای مادرم
برای درد
.
.
مادرم مدتیست با درد زندگی میکند، بدنش خسته اما چشمانش پُر از زندگیست.
روی مبل لم داده بود و اکسپلور را بالا و پایین میکرد تا شاید حواس درد را پرت کند،
من با خود میاندیشیدم که چگونه میتوانم آن درد را کم کنم، صدای «حسن گلنراقی» از لابهلای اسکرولها خارج شد، گوشی را بالا گرفت، چشمانش را بست و اجازه داد آهنگ بر همهی وجودش بوسه بزند تا شاید برای لحظاتی تسکینی شود برای دردهایی که وجود دارند.
من با چشمانی خیس
محو تماشای یکی از به یادماندنیترین سکانسهای زندگیام بودم و میخواستم این موسیقی برای همیشه ادامه پیدا کند تا مادر کمی کمتر درد را احساس کند.
اگر زمانی درد را احساس کردی،
بوسهی عاشقانهی کسی که دوستش میداری را به یاد بیاور
شاید تو هم دوام آوردی.
.
.
https://t.me/arad_selection
Metamorphosis “_دگرگونی” (full album)
Philip Glass
.
.
برای روز پیانو 🎹
برای لذت شنیدن
.
.
بهنظرم پیانوی فیلیپ گلس، شبیه «زیستن» موسیقی هستش، فراتر از شنیدن.
مثل نفس کشیدن تکرار میشه؛ آرام، پیوسته، اما هر بار کمی دگرگونتر.
هر جملهای که با انگشتهاش روی کلاویه مینوازه منو به جایی میان حرکت و سکون دعوت میکنه، جایی که میتونم تغییرات مهمی رو برای خودم رقم بزنم.
برای من Metamorphosis همیشه گفتوگویی بوده با درون،
خصوصا وقتی در آرامش شبهای رشت به تنهایی قدم میزنم و با بخشهایی که هنوز در حال پوست انداختن هستن مواجه میشم.
به بهانهی روز پیانو، این دگرگونیِ آرام رو با شما شریک میشم.
.
.
https://t.me/arad_selection
Shadow land, Pt. 1&2
Fedrerico Albanese
.
.
برای تولد تو غزاله ☀️
.
.
این آهنگ رو با عشق تقدیم میکنم به غزاله،
کسی که خورشید رو توی نگاهش داره و هر روز
انسانها رو بیهیچ حرفی به تماشای طلوع و غروب صدا میزنه.
این دوتا آهنگ برای من شبیه مسیریه
که از دل تاریکی میگذره تا به گرمای همون نوری برسه
که توی بودن تو هم همیشه پیداست؛
گرمای زندگی، گرمای انسان بودن.
غزاله جان،
بودنت خودش گواهیه که حتی وقتی سایهها زمین رو میپوشونن،
خورشید جایی پشت این همه ابر منتظر ماست.
این آهنگ، مثل دعوت توئه به دوباره دیدن، دوباره زنده بودن.
تولدت پر از طلوعهای تازه 🌅
.
.
.
https://t.me/arad_selection
همای اوج سعادت
آواز: استاد محمدرضا شجریان
پیانو: استاد جواد معروفی
شاعر: حافظ
.
.
امروز، روز تولد خسروی آواز ایران است، محمدرضا شجریان، صدایی که فراتر از زمان و نسلهاست.
آوازی که هم دل را میلرزاند، هم جان را مینوازد،
و در هر لحظه شنیدنش، انگار حافظ دوباره از دل تاریخ میخواند.
همای اوج سعادت، به دام ما افتد...
باشد که پرتو این صدا، همیشه بر بام دلهای ما بتابد. ✨
زادروزت خجسته استاد،
یاد و میراثت جاودان 💛
.
.
همای اوج سعادت، به دام ما افتد
اگر تو را گذری، بر مقام ما افتد، یار
حباب وار براندازم، از نشاط کلاه
اگر ز روی تو عکسی، به جام ما افتد
شبی که ماه مُراد، از افق طلوع کند
شبی که ماه مُراد، از افق طلوع کند
بُوَد که پرتو نوری، به بام ما افتد
ملوک را چو رَه خاکبوس اين در نيست
کی التفات مجال سلام ما افتد
.
.
https://t.me/arad_selection
I am a fire 🔥
Vesta
.
.
برای قلب
برای عبور
برای قدم زدن در تنهایی
.
.
یه مدت غیبت داشتم.
نه چون حرفی برای گفتن نبود،
چون توی شکم نهنگ هستم؛ جایی که صداها خفه میشن،
زمان کش میاد و فقط میتونی به ضربان خودت گوش بدی.
اون تو، هر موجی که از بیرون میاد دور و محو میشه
و میفهمی که هیچکسی جز خودت قرار نیست آتیشت رو روشن نگه داره.
همهی شعلهها رو که از بیرون وام گرفته بودم یکی یکی خاموش کردم
تا برسم به اون جرقهی کوچیکی که واقعاً از خودمه.
هنوز هم همونجام؛ میان تاریکی و صدای امواج،
دارم نفس میکشم و جرقه رو فوت میکنم تا زنده بمونه.
یه آتیش که با هر دم، یه ذره پرنورتر میشه…
🔥آتیش درونتون پُرنور🔥
.
.
https://t.me/arad_selection
برای دوست خوبم
خواننده: فرشاد
.
.
برای لحظهی تنهایی
.
.
برای دوست خوبم؛
که وقتی خستهام، فقط کنارم مینشیند و همه چیز را با هم تحمل میکنیم.
برای دوست خوبم؛
که هیچوقت لازم نیست حرف بزند، اما بودنش کافی است.
برای دوست خوبم؛
که گاهی سکوتش بلندتر از هر جملهایست و به من یادآوری میکند هنوز چیزی ارزش جنگیدن دارد.
برای دوست خوبم…
بودنش مثل نوری است که نمیپرسم از کجا آمده، فقط میدانم بدون آن تاریک است.
.
.
به پیشنهاد حامد
.
.
https://t.me/arad_selection
