en
Feedback
𝜧𝑎𝑒𝑙 ‌

𝜧𝑎𝑒𝑙 ‌

Open in Telegram

𝐓utto 𝐢l 𝐓uo 𝐞ssere è 𝐌io #𝐀phrodite ‌ @ClxncyBot ‌ ‌

Show more
376
Subscribers
No data24 hours
-177 days
-10130 days
Posts Archive
خیلی دیر دیدم، ولی فیو بودنش >

+4
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ 𝁞 ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌𝚳𝖾𝗌 𝖽꤀𝗂𝗀𝗍𝗌 𝗌꤀𝗇𝗍 𝗂𝗆𝗉𝗋𝖾́𝗀𝗇𝖾́𝗌 𝖽𝖾 𝗍𝖾𝗌 𝗅𝖺𝗋𝗆𝖾𝗌, ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌𝁮 ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌𝚳𝖺𝗂𝗌 𝗆꤀𝗇 𝖾̂𝗍𝗋𝖾 𝖾𝗌𝗍 𝖿𝗎𝗌𝗂꤀𝗇𝗇𝖾́ 𝖺𝗏𝖾𝖼 𝗍꤀𝗂! ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌⚓️𝁤

sticker.webp0.00 KB

sticker.webp0.00 KB

Repost from N/a
فوروارد کنید, اکانتم خالیه چنل‌‌های جدید پیدا کنم و جوین بشم
جوین باشید چک میکنم.

Repost from N/a
نگاه‌ش به سمت اون افتاد صورت‌ش ، لبخندی که روی لباش نشسته بود مثل همیشه .. بی‌تفاوت از کنارش رد شد می‌دونست بی‌شک برگشته و نگاه‌ش میکنه با صدای بلندی اسم‌شو صدا زد و گفت: تهیونگ ، خیلی عوضی ای همچنان بی‌تفاوت به حرف‌ش سری تکون داد از جیب‌ش سیگار‌شو در آورد با همون فندک همیشگی که یادگاری جونگکوک بود روشن‌ش کرد و به اسم روی فندک خیره شد + چرا چیزی نگفتی ؟ - میدونی چرا بهم میگن شیطان ؟ چون به خوبی میتونم احساس تنفر رو ایجاد کنم حتی اگر خدا باشی ! + از حرفات سر در نمیارم تهیونگ - به نظرت قشنگ نیست ؟ + اینکه سکوت کردی ؟ یا اینکه نادیده میگیری‌ش ؟ - توی تاریکی شکار ، شکارچی رو نمی‌بینه .

sticker.webp0.00 KB

Repost from ‌ ‌`‌ ‌
𝒐𝒏𝒄𝒆 𝒖𝒑𝒐𝒏 𝒂 𝒕𝒊𝒎𝒆, 𝒂 𝒅𝒆𝒗𝒊𝒍 𝒘𝒊𝒕𝒉 𝒂𝒏 𝒖𝒏𝒌𝒏𝒐𝒘𝒏 𝒈𝒆𝒏𝒅𝒆𝒓 𝒘𝒆𝒏𝒕 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝒍𝒂𝒏𝒅 𝒐𝒇 𝒂�
+7
𝒐𝒏𝒄𝒆 𝒖𝒑𝒐𝒏 𝒂 𝒕𝒊𝒎𝒆, 𝒂 𝒅𝒆𝒗𝒊𝒍 𝒘𝒊𝒕𝒉 𝒂𝒏 𝒖𝒏𝒌𝒏𝒐𝒘𝒏 𝒈𝒆𝒏𝒅𝒆𝒓 𝒘𝒆𝒏𝒕 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝒍𝒂𝒏𝒅 𝒐𝒇 𝒂𝒏𝒈𝒆𝒍𝒔 𝒕𝒐 𝒇𝒊𝒏𝒅 𝒉𝒊𝒔 𝒍𝒐𝒗𝒆𝒓, 𝒃𝒆𝒄𝒂𝒖𝒔𝒆 𝒕𝒉𝒆 𝒍𝒂𝒘 𝒐𝒇 𝒅𝒆𝒗𝒊𝒍𝒔 𝒘𝒂𝒔 𝒕𝒉𝒂𝒕 𝒅𝒆𝒗𝒊𝒍𝒔 𝒘𝒉𝒐 𝒉𝒂𝒗𝒆 𝒂𝒏 𝒖𝒏𝒌𝒏𝒐𝒘𝒏 𝒈𝒆𝒏𝒅𝒆𝒓 𝒎𝒂𝒓𝒓𝒚 𝒂𝒏𝒈𝒆𝒍𝒔 𝒘𝒉𝒐 𝒉𝒂𝒗𝒆 𝒂 𝒄𝒆𝒓𝒕𝒂𝒊𝒏 𝒈𝒆𝒏𝒅𝒆𝒓. 𝒊𝒕 𝒅𝒊𝒅𝒏'𝒕 𝒎𝒂𝒕𝒕𝒆𝒓 𝒊𝒇 𝒕𝒉𝒆 𝒂𝒏𝒈𝒆𝒍 𝒘𝒂𝒔 𝒂 𝒎𝒂𝒏 𝒐𝒓 𝒂 𝒘𝒐𝒎𝒂𝒏, 𝒂𝒏𝒅 𝒉𝒆 𝒋𝒖𝒔𝒕 𝒉𝒂𝒅 𝒕𝒐 𝒉𝒂𝒗𝒆 𝒂 𝒌𝒏𝒐𝒘𝒏 𝒈𝒆𝒏𝒅𝒆𝒓. 𝒂𝒔 𝒕𝒉𝒆 𝒅𝒆𝒗𝒊𝒍 𝒘𝒂𝒔 𝒘𝒂𝒍𝒌𝒊𝒏𝒈 𝒊𝒏 𝒕𝒉𝒂𝒕 𝒍𝒂𝒏𝒅, 𝒂𝒏 𝒂𝒏𝒈𝒆𝒍 𝒘𝒊𝒕𝒉 𝒔𝒉𝒐𝒓𝒕 𝒈𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝒉𝒂𝒊𝒓 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒊𝒏𝒚 𝒆𝒚𝒆𝒔 𝒂𝒕𝒕𝒓𝒂𝒄𝒕𝒆𝒅 𝒉𝒊𝒎 𝒂𝒏𝒅 𝒘𝒆𝒏𝒕 𝒕𝒐𝒘𝒂𝒓𝒅𝒔 𝒉𝒊𝒎... 𝒕𝒉𝒆 𝒂𝒏𝒈𝒆𝒍 𝒘𝒂𝒔 𝒂𝒇𝒓𝒂𝒊𝒅 𝒘𝒉𝒆𝒏 𝒉𝒆 𝒔𝒂𝒘 𝒕𝒉𝒆 𝒅𝒆𝒗𝒊𝒍 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒂𝒊𝒅: 𝒘𝒉𝒂𝒕 𝒅𝒐 𝒚𝒐𝒖 𝒘𝒂𝒏𝒕 𝒇𝒓𝒐𝒎 𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒇𝒆? 𝒔𝒂𝒕𝒂𝒏 𝒓𝒆𝒑𝒍𝒊𝒆𝒅 - 𝒊 𝒘𝒂𝒏𝒕 𝒕𝒐 𝒌𝒊𝒔𝒔 𝒚𝒐𝒖𝒓 𝒍𝒊𝒑𝒔 𝒕𝒐 𝒕𝒂𝒔𝒕𝒆 𝒕𝒉𝒆 𝒃𝒍𝒐𝒐𝒅 𝒊𝒏 𝒘𝒉𝒊𝒄𝒉 𝒍𝒐𝒗𝒆 𝒇𝒍𝒐𝒘𝒔

گاه زندگے به‌هنگامِ خوشی، سیلـیِ محکمـی بر گـوش‌مان می‌نـوازد تا خیال ماندگـاری لحظـات را از ذهـن‌مان بزدايد و ما را به سرزمی
+1
گاه زندگے به‌هنگامِ خوشی، سیلـیِ محکمـی بر گـوش‌مان می‌نـوازد تا خیال ماندگـاری لحظـات را از ذهـن‌مان بزدايد و ما را به سرزمین درد و جـدایی بکشد. اما این بار، سیلی‌ای که زندگـی بر صـورت کـوک نواخته بود، گویی زخـمِ عمیـقی بود که نه تنهـا بر روی گونـه‌هایش بلکه بر دلـش تا ابد حـک شده بود. 「 𝚻𝖺𝗉𝚻𝖺𝗉

sticker.webp0.00 KB

Rm

sticker.webp0.00 KB

فور کنید چنلتونو به روش خودم تبلیغ کنم جذب بگیرید.

این پست + این تکست رو فور کنید؛ دو پست مشخص کنید فور کنم.

در صدایش پروانه می رقصید؛ حتی می‌شود به سایه ات دل بست،من در ادامه سایه ات آفتاب را میبینم.و شک ندارم که هرگز تمام نمی‌شود،پی
در صدایش پروانه می رقصید؛
حتی می‌شود به سایه ات دل بست،من در ادامه سایه ات آفتاب را میبینم.و شک ندارم که هرگز تمام نمی‌شود،پیش از تو شاید امید به ویرانی ام بود،اما حالا پس از تو باشکوه خواهم ماند.به اسمت قسم که عاشقت بودم،حتی پیش از ان که عاشقم شوی. صدایت بوی بهار نارنج می دهد،صدایت در بهار،بهار است،حتی صدایت در زمستان هم بهار است.اگر می‌شد صدا را دید چه گل هایی که از باغ صدای تو به هر آواز می‌شد چید.حرف بزن با من،من تا ابد به صدایت گوش می دهم. وقتی لبخند به دنبال جایی برای نشستن می گردد،با تمام وجودم آرزو میکنم،لبهایت در آن نزدیکی باشد،کاش دو بار زاده میشدم،یکی برای مردن در آغوش تو،یکی برای تماشای عاشقی کردنت.این که مینویسم نامه نیست،خیال است کاش به انتهای سطر ها که میرسم تو لااقل خیال نباشی،بیایی!
من بعد از مرگ،باز هم همین حوالی تو پرسه میزنم.

sticker.webp0.00 KB

-

-

این پست رو با این پیام فور کنید ، دو تا پست مشخص کنید فور کنم اینجا چند ساعت بمونه