en
Feedback
ـ آبیِ دوردست ـ

ـ آبیِ دوردست ـ

Open in Telegram

ابرِ دور افتاده. ـ اینجا بیشتر عکسه. ـ http://t.me/HidenChat_Bot?start=5077776389

Show more
399
Subscribers
No data24 hours
-77 days
-2030 days
Posts Archive
☀️☁️
☀️☁️

راه که بیفتیم ترسمان می‌ریزد؟

photo content
+1

☁️
+1
☁️

صـبح.
صـبح.

می‌دونم که نمی‌خورتش. فقط داره بازی می‌کنه. و خیلی موش کوچولوییه. زنده هم نیست. این یه طوری مسخره‌بازی درآورده اولش فکر کردم زنده‌ست. :)))

Video message00:53

فکر می‌کنید داره با چی بازی می‌کنه؟ با یه بچه‌موش. یک بچه‌موش واقعی. :))))

Video message00:41

اینکه کمتر عکس می‌ذارم هم به‌خاطر اینه که واقعاً دست و دلم به عکس گرفتن نمی‌ره. یا می‌گیرم و طوری نیستن که اینجا هم بذارم. و می‌دونم هم که خیلی‌ها به‌خاطر عکس‌ها اینجان. و از روزهایی اینجا هستن که عکس‌های بیشتر و بهتری در چنته داشتم. اما هیچ روزهای خوبی رو نمی‌گذرونم و مثل سابق تلاشم برای ثبت قاب‌ها و لحظه‌های روشن، نتیجه‌ای نداره. و در نهایت می‌دونم این هم می‌گذره. یعنی امیدوارم که بگذره.

هرچند که دوره‌ی پیرهن مردونه، دوره‌ی شلوار و در ادامه‌ی نازک‌دوزی، دوره‌ی ضخیم‌دوزی هم هست که می‌تونم اون‌ها رو برم و یاد بگیرم. ولی توی همین هم به اون‌جایی که می‌خواستم نرسیدم و دلم می‌خواد توش بهتر بشم بعد. البته که جدای از هزینه‌ی سرسام‌آور سایر دوره‌ها. :))

روزهای آخر دوره‌ی ناز‌ک‌دوزیه و سه‌چهارتا مدل دیگه که بدوزم، دوره‌م تموم می‌شه و دیگه هفته‌ای دو روز کلاس خیاطی ندارم. چند ماه دیگه هم آزمون می‌دیم برای گرفتن مدرک. از الان دل‌تنگم و واقعاً دلم نمی‌خواد تموم بشه. از طرفی دارم سعی می‌کنم سریع‌تر کارهام رو انجام بدم و مدل‌ها رو بدوزم چون از ثبت‌نامم خیلی گذشته و همین الان هم سه‌دست لباس برش خورده منتظرن که بدوزمشون، از طرفی تا یادم می‌آد که اگر انجام‌شون بدم دیگه نباید هر هفته شیش‌ساعت سر کلاس باشم، دل‌تنگ می‌شم و دست‌هام سست می‌شن و آروم‌تر پیش می‌رم.

«-ولی ترکیب سمی‌ایه، کمال‌گرایی و خیاطی. +(می‌خنده) وای چقدر جالب گفتی. ترکیب سمی! -واقعاً هست. داره من رو می‌کُشه!»

«-این دیدگاه و این چیزی که بهش رسیدی رو باید ده پونزده سال بعد بهش می‌رسیدی. اینکه الان این‌طوری هستی خیلی فوق‌العاده‌ست. +I'm not sure.»

Video message00:27

photo content
+1