189
Subscribers
No data24 hours
-137 days
-4630 days
Posts Archive
189
سنم کمه ولی احساس پیری میکنم، احساس میکنم همین امروز فرداست که چین و چروک رو پیشونیم بیفته و دیگه چشمام شادابی الانشو نداشته باشه؛ اگه فقط و فقط غم توش دیده بشه چی! میترسم خود الانمو از دست بدم به همین دلیل شروع کردم به ثبت کردن تصویر از صورتم چون، چون نمیخوام تموم بشه.
189
بابا مگه قرار نبود بیای منو بندازی رو دوشت با خودت ببری پس الان میشه بگی کجایی؟! چون کار من از فروپاشی روانی در روزم گذشته دور سرت بگردم.
189
برای تو، برای چشم هایت!
برای من، برای درد هایم!
برای این همه دلتنگی
ای کاش خدا کاری کند.
-شاملو
189
شرمیست در نگاهِ من؛ اما هراس نه
کمصحبتم میان شما، کم حواس نه!
چیزی شنیدهام که مهم نیست رفتنت
درخواست میکنم نروی، التماس نه!
از بیستارگیست دلم آسمانی است
من عابری«فلک»زدهام، آس و پاس نه
من میروم، تو باز میآیی، مسیرِ ما
با هم موازی است ولیکن مماس نه
پیچیده روزگارِ تو، از دور واضح است
از عشق خسته میشوی اما خلاص نه...!
-کاظم بهمنی
189
اگه نمیتونی با احترام باهام حرف بزنی و حد خودتو بدونی پس شرمنده با شما به بدترین نحو ممکن برخورد میشه.
189
راجب عشق افسانهای چیزی شنیدید؟ اینکه دونفر کنار هم رشد میکنن بزرگ و پیر میشن آخرشم دست تو دست هم میمیرن. نه مگه تو خوابت.
