"روانکاوی و آرزومندی"
Open in Telegram
"سوسن حاجی زاده " "آسیبشناس روانی، روانکاو" "مطالب این کانال قابل استفاده برای رواندرمانگران، درمانجویان تحلیلی و همچنین علاقمندان به موضوعاتِ اندیشه میباشد" @psychoanalyst_88 :ارتباط با ادمین
Show more591
Subscribers
+424 hours
+317 days
+12830 days
Posts Archive
در کار با بیماران افسرده، درک و تعبیر کارکردهای مختلف سوپرایگوی خشن میتواند در کاهش احساسگناه ِناآگاه نقش داشته باشد و تنبیهِ خودی که رفتارهای مخرب و عواطف عذابآور افسرده کننده دارد را تسکین دهد.
" میلرود روانکاو،۱۹۷۲ "
تنبیه میتواند بهشکل "احساسگناهی عذاب آور" و یا "عواطفی افسردهکننده" نمایان شود یا ممکن است از طریقِ تحریکِ رفتارهای تخریبگرایانه نسبت به خود اتفاق افتد.
تنبیهِ خود یا احساسگناهِ برانگیزاننده این رفتارها اغلب خارج از سطح آگاهی بیمار رخ میدهد یا فقط میزان کمی از آن فهمیده میشود.
علاوه بر مهد کودکها، شما نیاز به جایی دارید که رشد و توسعه کودک را امکان پذیر کند، از جمله یک فضای اجتماعی گستردهتر.
محلی که در آن امکان دیدن پدربزرگ و مادربزرگ و حتی اقوام نزدیک و دوستان را نیز داشته باشد.
چرا که کوچکترین چیزها باید توسط کودک شنیده و دیده شود.
شما باید با کودک صحبت کنید نه اینکه مالک کودک شوید.
مهمتر از همه، با او صادق باشید. فرانسواز دولتو استدلال میکرد که کودک را نمیتوان فریب داد، زیرا ناخودآگاه او حقیقت را میداند. از اولین ساعات زندگی، کودک صدای حقیقت را احساس می کند. او به حقیقت (هرچقدر هم که دشوار باشد) در مورد هر چیزی که به او مربوط می شود، از جمله اصل و تاریخچه خانوادگیاش، نیاز دارد.
دولتو "تربیت" کودکان را در سن پایین رد کرد و این مسئله را بشدت تبلیغ کرد.
هیچ معلمی برای کودک وجود ندارد زیرا کودک خود یک موجود سخنگوست.
حتی زمانیکه کودک زیر سه سال است او با بدن خود مثلا گریهها، نقنقها، استفراغها، دل دردها و غیره با شما حرف میزند.
فرانسواز دولتو در کودکی به خود قول داد که سعی کند هرگز کوچک بودن و کودکی خود را فراموش نکند. او پس از تبدیل شدن به یک روانکاو کودک، استدلال کرد که یک کودک، حتی تازه متولد شده، یک فرد است. او دارایی والدینش نیست و خواستهها و نظرات او شایسته توجه است. احترام گذاشتن به هر انتخاب کودک، حتی اگر با انتخاب پدر یا مادر همخوانی نداشته باشد باور اخلاقی دولتو بود.
به تعبیر ژیژک روانکاوی تنها گفتمانی است که به انسانها حق میدهد در زندگی از لذت محروم باشند.
در اینجا نیز انتخابِ تروماتیک تنها گزینهیِ پیش روست؛ یا به خودمان حق میدهيم در رنج باشیم یا صرفا میتوانیم ناکاميها، بیمهریها و شکستها را به یک روانرنجوری جدیدی بدل سازیم.
به قول فروید رنجهایمان را به یک نارضایتی عمومی مبدل کنیم.
درنهایت این افراد منزوی و از خود بیگانه و هراسان هستند و بشدت احساس زندانی بودن و مصنوعی بودن میکنند و این شرایط او را به یک تنبلی مطلق تبدیل میکند و در این شرایط او مجبور نیست فعالیتی انجام دهد.
مطالب فوق :
سخنرانی اریک فروم در ۱۹۶۴ به زبان اسپانیایی در شهر مکزیکو برگزار شد.
اکثر مردم شاغل و به رئیسهای خود وابسته هستند. آنها نه تنها کار خود را فروختهاند بلکه شخصیت خود را( حالات شخصیشان، علاقههایشان و حتی دوستیهایشان) در این معامله فروختهاند. آنها به صداقت خود خیانت کردهاند و هرگز نمیتوانند مطمئن باشند که آیا پیشرفت کرده یا شکست میخورند.
مشکل روانشناسی انسان در عصر مدرن بسیار حائز اهمیت است.
انسان به یک شیء تبدیل شده: مضطرب، بدون ایمان، بدون نوعی اعتقاد راسخ و بدون ظرفیت برای عشق.
او دارای یک شغل بیمحتوا است و به الکل، مواد مخدر و رابطهیِ جنسی بیش از حد پناه میبرد.
یا عاشق کالاهای لوکسی است که او را مجبور میکند از روابط انسانی فاصله بگیرد. مثلا ارتباط با ماشین گرانقیمت بجای ارتباط با یک دوست برایش جذابتر است.
نوعی علائم روانپریشی دارد که در بهترین حالت میتوان آن را استرس نامید. و با افزایش چشمگیر بیماریهای روانی و روانتنی همراه است.
قاعده اینگونه است که روانکاو همیشه باید مدیریت داشته باشد، با این معنا که مرزهای زمانی و مکانی را اداره کند، امّا هرگز کنترلگر نباشد.
بیمار مردی ثروتمند بود که بعد از وارد شدن به جلسه یک پاکت را که حاوی چند هزار پوند بود روی میز گذاشت. ولخرجی و سوءتعبیر مالی سمپتوم او بود. در این موقعیت روانکاو مستقیما هدیه را رد کرد.
معنای انتقالی پول یا خصومت بود( "همهیِ چیزی که تو میخواهی پول است، نه من") یا اجتناب از درد روانی(" اگر به تو پول بدهم، مرا مجبور نخواهی کرد به آشفتگیهای زندگیام فکر کنم").
تعبیر ولخرجی بیمار بعنوان راهی برای تلاش برای فرار از افسردگی زمینهای مهم بود، امّا این نیز اهمیت دارد که خواسته اصیل وی برای قدردانی از درمانگر را برسمیت بشناسیم.
تعابیر روانکاو نباید آمرانه یا سلطهگرایانه باشد و بهترین تعبیر به صورت "فرضیه" بایستی به بیمار ارائه شود.
"جرمی هولمز روانکاو"
اساسا روانکاوی را قرارداد به شمار نمیآوریم و اصطلاح مراجع در توصیف بیماران نادرست است.
مراجع حاکی از این است که این آدم مشتری است و دقیقا دنبال چیست و چه چیز به دست میآورد.
مفهوم قرارداد یعنی شرکا بطور برابر باهم توافق میکنند. اصولا در قرارداد، وظایف هر طرف در انجام کاری را یادآور میشود.
اما روانکاو هنگام روانکاوی تقاضاهای بیمار را نادیده میگیرد، آنها را نقش بر آب میکند و سرانجام میکوشد بیمار را به سمت آنچه اصلا نخواسته بود هدایت کند. چه قراردادی!
و براین اساس لاکان کلمه آنالیزان را پیشنهاد میکند. به این معنا که شخص در حین روانکاوی اشتغال دارد، نه با شخصِ روانکاو.
"بروس فینک"
با این حال، حتی بعد از برقراری این ارتباط درونی، زمان هایی که غیاب او بخصوص در زندگی جاری شخص زیاد حس میشود- مانند سالگرد ازدواج یا تولد، مهمانیها، طعم غذای خاص- آسودگی ارتباط درونی ممکن است از بین برود، طوری که فرد سوگوار دوباره احساس میکند غرق در غم شده و سفر بر پلکانِ دوار ادامه می یابد.
این درونی سازی متوفی، همراه با درونی سازی خود در رابطه با متوفی، همان چیزی است که سازه درونی نامیده میشود و فرد داغ دیده را قادر میسازد تا با شخص از دست رفته در ارتباط بماند.
این ارتباط باعث آسودگی و رهایی از اندوه مطلق فقدان میشود.
اگر فقدان خیلی تازه است و هنوز پیوند درونی بین متوفی و فردسوگوار شکل نگرفته، این رهایی سخت بدست می آید و سوگوار در دام درد باقی میماند.
کرنبرگ در ادامه بیان میکند که برای ایجاد این ارتباط درونی، فرد سوگوار اول باید این واقعیت را بپذیرد که عزیزش دیگر تا ابد غایب است.
سپس فرد داغ دیده میتواند تصویری از دیگری و تصویری از خودش را در رابطه ای که با دیگری دارد درونی کند.
شوختر، ۱۹۸۶ میگوید: افراد داغ دیده از عزیزانشان جدا نمیشوند، بلکه راههایی برای حفظ ارتباط پیدا میکنند (از طریق دارایی های شخصی، رویاها، گفتگوهای خیالی یا احساس کردن حضورشان) همه اینها به ساختن یک ارتباط درونی با شخصی که دیگر حضور ندارد کمک میکنند.
فروید در "سوگواری و ملانکولیا" (۱۹۱۷) میگوید:
هدف سوگواری جدا شدن از فرد متوفی است تا فرد دوباره بتواند آزاد باشد و روی افراد و دنیای جدید سرمایه گذاری کند.
اثر بعدی او "ایگو و اید"(۱۹۲۳) نقطه شروع کار نظریه پردازان معاصر بود که سوگواری را نه فقط به منزله دست کشیدن از کسی که از دست رفته، بلکه درونی سازی فرد متوفی در ذهن فرد داغ دیده میبیند.
کتاب دایره المعارف روانکاوی تالیف دکتر کرامت موللی از امروز در سایت نشر نی برای خریداری در دسترس قرار گرفت.
https://movallali.fr/
Repost from "روانکاوی و آرزومندی"
روانکاوی امروزه در ایران همچو بازار شامی است که نمیتوان در آن غثّ و سمین را از هم تشخیص داد. بسیارند که تحت نام روانکاو بیش از آنکه به آلام روحی دردمندان بپردازند به سوداگری مالی و امیال نازل خود نظر دارند.
نویسنده نخست بر آن است تا شرایط ملّیـفرهنگیِ یکچنین پدیداری را بلحاظ تاریخی مورد تأمّل قرار داده در افق آن خاصّه به نسبت مخدوش اصحاب قلم با امر خطیر زبان بپردازد. چراکه امروزه زبان فارسی مشوب به رابطهای تصنّعی و مملو از ترکیبات «مندرآوردی» است که هم از زبان کوچه و بازار بدور افتاده و هم از زبان آباء و اجدادمان.
زبان کتاب که حاصل تحقیقات و تجارب حرفهای نویسنده در زمانی نزدیک به "نیمقرن" میباشد حاکی از آنست که مفاهیم روانکاوی را نمیتوان بمثابه کالاهای لوکسی دانست که گوئی مستقیماً از فرنگ وارد شدهاند.
حالآنکه روانکاوی طیّ طریقی است صادقانه که دور از هرگونه تمسک به عقل و خردی خشک و بیروح موجب آگاهی قلبی فرد نسبت به سرگذشت، معضلات روحی و حیات باطنی خود میگردد.
کتاب حاضر طرحی است مقدّماتی جهت تدوین دایرهالمعارفی جامعتر که به مفاهیم روانکاوی پرداخته پیدایش، سوابق، تحوّل تاریخی و بخصوص وجه بالینی آنها را مورد مطالعه قرار دهد.
Repost from "روانکاوی و آرزومندی"
کتاب حاضر، توسط پدر روانکاوی ایران دکتر کرامت موللی تالیف شده است.
این مجموعه کتابها هدیه ای ارزشمند به جامعه روانکاوی ایران خواهد بود.
