en
Feedback
Reference Library

Reference Library

Open in Telegram

کتابخانه مرجع مرجع تخصصی کتاب آگاهی است که طغیان میکند چنل آرشیو کتب: @BOOKzMA

Show more

📈 Analytical overview of Telegram channel Reference Library

Channel Reference Library (@referencelibrary) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 27 139 subscribers, ranking 1 177 in the Books category and 12 620 in the Iran region.

📊 Audience metrics and dynamics

Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 27 139 subscribers.

According to the latest data from 15 September, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by 55 over the last 30 days and by -19 over the last 24 hours, overall reach remains high.

  • Verification status: Not verified
  • Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 7.66%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 4.29% reactions from the total number of subscribers.
  • Post reach: On average, each post receives 2 078 views. Within the first day, a publication typically gains 1 163 views.
  • Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 30.
  • Thematic interests: Content is focused on key topics such as سرکوب, چیز, فرد, ایمیل, کس.

📝 Description and content policy

The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
کتابخانه مرجع مرجع تخصصی کتاب آگاهی است که طغیان میکند چنل آرشیو کتب: @BOOKzMA

Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 16 September, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Books category.

Buy Ad
27 139
Subscribers
-1924 hours
-407 days
+5530 days
Posts Archive
ای توبه‌ام شکسته از تو کجا گریزم ای در دلم نشسته از تو کجا گریزم ای نور هر دو دیده بی‌تو چگونه بینم وی گردنم ببسته از تو کجا گریزم ای شش جهت ز نورت چون آینه‌ست شش رو وی روی تو خجسته از تو کجا گریزم دل بود از تو خسته جان بود از تو رسته جان نیز گشت خسته از تو کجا گریزم گر بندم این بصر را ور بسکلم نظر را از دل نه‌ای گسسته از تو کجا گریزم - مولانا. @ReferenceLibrary

باربد رامشگر در روایت‌های شاهنامه، باربد فقط یک نوازنده‌ی دربار نیست؛ او صدای زنده‌ی احساس در زمان خسرو پرویز است. وقتی به دربار خسروپرویز راه پیدا می‌کند، این ورود ساده نیست. اما وقتی شاه صدایش را می‌شنود، همان لحظه او را برمی‌گزیند. از آن پس، باربد تبدیل می‌شود به رامشگرِ مخصوص دربار؛ کسی که برای هر حال و هر حادثه، نغمه‌ای دارد، برای شادی، جنگ، عشق و اندوه. در کنار فضای عاشقانه‌ی خسرو و شیرین، موسیقی باربد فقط صدا نیست؛ تبدیل به بخشی از خودِ روایت می‌شود. او احساسات دربار را به زبان موسیقی ترجمه می‌کند. اما پایان این روایت تلخ است. با مرگ خسرو، جهان باربد فرو می‌ریزد. دیگر نواختن برایش معنا ندارد. او سازهایش را برمی‌دارد و در سوگی سنگین، آن‌ها را می‌سوزاند؛ انگار می‌خواهد آخرین پیوندش با آن جهان را از بین ببرد. پس از آن، راهیِ زادگاهش می‌شود؛ که استخر ذکر شده است و بازگشت به جایی دور از دربار، دور از قدرت، دور از موسیقی‌ای که دیگر مخاطبش را از دست داده بود. باربد می‌رود، نه از ناتوانی، بلکه از بی‌معناییِ نواختن. و دربار، برای مدتی در سکوت می‌ماند. @ReferenceLibrary

چنل آرشیو کتب مرجع: جهت دانلود کتب از چنل زیر استفاده کنید @BOOKzMA 👈

از چه به خود می‌بالد انسان؟ آغازی از قطره‌ای ناچیز، تولدی آمیخته با رنج، زندگی‌ای سرگردان میان آرزوها و ناکامی‌ها، و پایانی ک
از چه به خود می‌بالد انسان؟ آغازی از قطره‌ای ناچیز، تولدی آمیخته با رنج، زندگی‌ای سرگردان میان آرزوها و ناکامی‌ها، و پایانی که نامش مرگ است... با این همه، چنان بر زمین گام برمی‌دارد که گویی مالک ابدیت است. فراموش می‌کند که روزی نبوده، روزی خواهد رفت، و آنچه میان این دو «نبودن» قرار گرفته، تنها فرصتی کوتاه برای زیستن است. شاید انسان زمانی به حقیقت نزدیک شود که به جای غرور، اندکی به ناپایداری خویش بیندیشد؛ به این که همه چیز می‌گذرد: جوانی، ثروت، شهرت، و حتی خودِ او... 🖤 «انسان موجودی است میان رنج و فنا، و همین آگاهی، او را به تأمل وا می‌دارد.» — منسوب به آرتور شوپنهاور @ReferenceLibrary

کتاب «باورمندان» با هدف گشایش دری برای شروع یک گفت‌وگوی تازه در عرصه عمومی نوشته شده است؛ گفت‌وگویی میان انسان‌هایی که باورها، سنت‌های دینی و نگاه‌های متفاوتی به جهان دارند، اما در عین حال در جست‌وجوی معنا، حقیقت و زندگی مسالمت‌آمیز در کنار یکدیگرند. این کتاب از یک ایده بنیادین آغاز می‌کند: آزادی، شرط امکان باورمندی است. ایمان و اعتقاد زمانی معنا پیدا می‌کند که حاصل انتخاب آزادانه باشد، نه محصول اجبار، ترس یا فشار اجتماعی و سیاسی. از همین رو، نویسنده با نگاهی تاریخی و فلسفی، نسبت میان آزادی، دین، تکثر عقاید و گفت‌وگو را بررسی می‌کند و نشان می‌دهد که چرا احترام به حق انتخاب دیگران، پیش‌شرط شکل‌گیری یک جامعه مداراگر است. «باورمندان» همچنین به تجربه‌های تاریخی گفت‌وگوی دینی، از ایران باستان تا جهان معاصر، می‌پردازد و این پرسش را مطرح می‌کند که چگونه می‌توان در عین حفظ تفاوت‌ها، زمینه‌ای برای شنیدن صدای دیگری و کاهش تنش‌های عقیدتی فراهم کرد. این کتاب نه در پی حذف اختلاف‌ها، بلکه در جست‌وجوی راهی برای زیستن با اختلاف‌هاست. یکی از مهم‌ترین پیام‌های کتاب این است که چندصدایی دینی و آزادی عقیده، تهدیدی برای جامعه نیست؛ بلکه فرصتی برای رشد اندیشه، تعمیق ایمان و گسترش فرهنگ گفت‌وگو است. در جهانی که اختلاف‌های مذهبی و ایدئولوژیک همچنان منشأ بسیاری از تنش‌ها هستند، «باورمندان» تلاشی است برای دفاع از آزادی، مدارا و گفت‌وگوی برابر میان انسان‌ها. این کتاب دعوتی است به شنیدن، فهمیدن و گفت‌وگو کردن؛ حتی با کسانی که مانند ما نمی‌اندیشند.

باورمندان یک راهنمای مقدماتی

در ستایش مرگ #ژوزه_ساراماگو کتاب در ستایش مرگ که سبک آن به رمان کوری شباهت دارد اتفاقی غیرمنتظره را روایت می‌کند اتفاقی که او
در ستایش مرگ #ژوزه_ساراماگو کتاب در ستایش مرگ که سبک آن به رمان کوری شباهت دارد اتفاقی غیرمنتظره را روایت می‌کند اتفاقی که اوضاع کشور را از حالت عادی خارج می‌کند داستان این رمان این است که در سال جدید هیچگونه مرگی رخ نداده است و این اتفاقی است که در ابتدا به نظر می‌رسد یکی از آرزوهای قدیم بشر باشد این آرزو هم مثل بسیاری از آرزوهای دیگر فقط در خیال قشنگ است و پس از مدتی باعث می‌شود انسان به خاطر این آرزو احساس پشیمانی کند @ReferenceLibrary

زندگی مانند بازی شطرنج است : ما نقشه ای می‌ریزیم اما اجرای آن مشروط به حرکت هایی است که رقیب به دلخواه می‌کند. این رقیب در زندگی، سرنوشت است! در باب حکمت زندگی آرتور شوپنهاور @ReferenceLibrary

حتی در اردوگاه مرگ، انسان‌ها گاهی لبخند می‌زنند. شاید فقط برای این‌که به خودشان یادآوری کنند هنوز زنده‌اند. _شب _الی ویز @ReferenceLibrary

دانلود کتب از چنل آرشیو مرجع: حدود ۳۵۰ هزار عنوان @BOOKzMA 👈👈👈 کتاب ها فقط در چنل آرشیو آپلود می‌شوند. جهت جستجو و دانلود کتاب، از آن چنل استفاده کنید.

❤️ هرجا قلبت باشد، گنجت نیز همان‌جاست... قلب آدمی هیچ‌وقت خاموش نمی‌شود. حتی وقتی وانمود می‌کنیم صدایش را نمی‌شنویم، باز در س
❤️ هرجا قلبت باشد، گنجت نیز همان‌جاست... قلب آدمی هیچ‌وقت خاموش نمی‌شود. حتی وقتی وانمود می‌کنیم صدایش را نمی‌شنویم، باز در سکوتِ سینه‌مان از زندگی، از آرزوها و از مسیر پیشِ رو حرف می‌زند. هیچ‌کس نمی‌تواند از قلب خودش فرار کند. شاید بتوان مدتی نادیده‌اش گرفت، اما نمی‌توان برای همیشه از آن گریخت. پس بهتر است به صدایش گوش بسپاریم؛ به ترس‌هایش، به امیدهایش و به چیزهایی که عمیقاً دوستشان دارد. وقتی با قلبت همراه باشی، کمتر غافلگیر می‌شوی، کمتر از زخم‌های ناگهانی می‌ترسی و بیشتر به سمت گنجی می‌روی که از ابتدا برای تو بوده است. 📖 کیمیاگر | پائولو کوئیلو دانلود کتاب : https://t.me/BOOKzMA/333491 @ReferenceLibrary

Repost from Vip
🎁 مجموعه‌ای منتخب از برترین کانال‌ها و گروه‌های؛ 🚀 علمی 🥢 💬فلسفی🥢 🏦تاریخی 🌐 سیاسی 🥢 🎨 هنری 🥢 📂pdfکتاب ✔️ { هر منبع با دقت ارزیابی و به‌صورت شخصی تأیید شده است }✔️

معادل جدید «هدفون» تصویب شد معاون گروه واژه‌ گزینی فرهنگستان زبان و ادب فارسی: 🔻پیش‌ تر در گروه عمومی‌واژه «گوشینه» را بررسی کرده بودیم یعنی آنچه مربوط به گوش است. 🔻با ترکیب «گوش» با «ـینه» که پسوند نسبت است (آنچه مربوط به گوش است)، «گوشینه» را مصوب کرده و انواع آن را بررسی کردیم. البته این واژه، از واژه‌های پیشنهادی مردم نیز بود. نظرتون راجب واژه هایی ک فرهنگستان مصوب میکنه چیه ؟! @RefranceLibrary

📖 چرا در رمان‌های داستایوفسکی همیشه یک نفر عاشق است و معشوق حتی او را نمی‌بیند؟ چون داستایوفسکی عاشقِ روایتِ عشق‌های نامتقارن بود؛ عشق‌هایی که قرار نیست به وصال برسند، بلکه قرار است آدم را با رنج، انتظار و شناختِ خودش روبه‌رو کنند. در دنیای او، آدم‌ها اغلب دل به کسی می‌بندند که نمی‌تواند یا نمی‌خواهد دوستشان داشته باشد. عشق برای داستایوفسکی یک احساس شیرین و رمانتیک نیست؛ یک آزمون روحی است. شخصیت‌های او معمولاً بیش از آنکه عاشقِ خودِ معشوق باشند، عاشق تصویری هستند که در ذهنشان از او ساخته‌اند. برای همین حتی وقتی نادیده گرفته می‌شوند، باز هم دوست داشتنشان ادامه پیدا می‌کند. شاید به همین دلیل است که داستان‌هایش این‌قدر آشنا و دردناک‌اند؛ چون بسیاری از ما دست‌کم یک بار در زندگی کسی را دوست داشته‌ایم که نگاهش جای دیگری بوده است. اما سؤال اصلی داستایوفسکی این نیست که: «چرا معشوق مرا دوست ندارد؟» سؤال او این است: «چرا من کسی را انتخاب کرده‌ام که مرا دوست ندارد؟» و این سؤال، خیلی تلخ‌تر است. 🖤 @RefranceLibrary