Blue moon💙
Open in Telegram
Hello sweetieheart💙 به تیکه ای از قلب و روح من خوش اومدی t.me/HidenChat_Bot?start=5500390560
Show more195
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
195
امروز رفتم رانندگی
خیلی عالی داشتم رانندگی میکردم
یهو میبینم یه اقا پیچید جلوم، زد روی ترمز
با هزار بدبختی ترمز کردم. ماشینو کشوندم سمت مخالفش تا نخورم بهش
از کنارش رد شدم برگشته با خنده میگه: میخواستم ببینم میتونی کنترل کنی یا نه!
یا دوباره داشتم میرفتم. یه موتوری خلاف میومد داشت میپیچد بره تو کوچه، نگاهش افتاد به من اومد تو دل ماشین، بعد پیچید انگشتش تکون داد و خندید!
یا دارم دور دوفرمون میزنم. هی با موتورش میاد دور ماشین میچرخه. پیرمردم هست یعنی. یعنی سنی ازش گذشته. یعنی باید یکم شعور داشته باشه. هی میچرخه. آخرش مربیم بهش گفت یا برو یا وایسا. برگشته میگه از این دخترا که راننده در نمیاد. حیف پول و وقت و گازشو میگیره میره!
یعنی مملکت رو هواست
خودمونم به خودمون رحم نمیکنیم.
اعصابم زیر خط فقره امروز!
195
💙🫀:
" من از تمام بهار های زندگیم موندم عقب و این روزا مسیر زندگیم مثل ذوزنقهاس..."
این روزها " زندگی" طور دیگری شده است.
پاهایم خسته تر
ذهنم کند تر
و لب هایم سخت تر به خنده لاز میشوند.
با ته مانده جانم میجنگم تا زمستان را پشت سر بگذارم
اما ماه ها قد میکشند و تمام نمیشوند
شکوفه ها و سبزه ها انگار کیلومتر ها از من فاصله دارند
من میدوم
زمین میخورم
زخمی میشوم
ادامه میدهم
و باز هم
باز هم شکست میخورم.
این روزها مسیر زندگی ام مثل ذوزنقه است.
اوج میگیرم
زندگی میکنم
و بعد سقوط میکنم
به محلی حتی پایین تر از نقطهی شروع!
195
💙🫀:
هنوز زوده بفهمی
نصف زندگیت صرف آدم هایی میشه که بعدا میفهمی
لیاقتت رو نداشتن
❃سوگل❃
195
💙🫀:
_میفهمی چی میگم؟ میگم وقتی برای یکی خودکشی میکنی بعد برمیگرده بهت میگه میخواستی نکنی، دلت میشکنه. میگم بفهم این آدمی که داری براش تب میکنی لیاقت داره یا نه!
❃سوگل❃
195
نبودم
درگیر بودم
گیر افتاده بودم بین زندگی جدید و شرایط متفاوت
ساعت خواب کم
خوراک کم
کار
مشغله زیاد
کنکور
و وسط این آشفته بازار
تلاش میکردم برای پیدا کردن یه روزنه امید برای خوشحال بودن
سخت گذشت
خسته بودم
خسته هستم
ولی الان خوشحالم
الان این خستگی رو دوست دارم
الان خودم رو دوست دارم:)
بعد از یک پنهان شدن توی غار تنهایی، درود به همگی
195
💙🫀:
نمیدونم چی شد ولی از یه جایی به بعد دیگه نتونستم هر اتفاقی که برام می افتاد رو براش تعریف کنم. انگار بدون اینکه بدونم، برام غریبه شده بود.
❃سوگل❃
195
💙🫀:
هیچ وقت نمیفهمی
آدمی که امروز بهش سلام کردی
فردا تبدیل میشه به کسی
که بدون شنیدن شب بخیرش
خوابت نمیبره
195
💙🫀:
زندگیم پیچیده شده
کلی اتفاقات جدید
کلی روابط تازه
و خب وسط این همه سردرگمی
تو تنها نقطهی امن زندگی منی
که شب ها وقتی خیلی خستهم
وقتی گریهم گرفته
میام پیشت و با خنده برات از روز پر ماجرام میگم
195
Repost from N/a
در این مدت، زندگی به گونهای سپری شده که میتوانم سال ها بدون آنکه هیچ اتفاق غم انگیزی رخ بدهد، غمگین بمانم.
