Derinlerde 🪶
Open in Telegram
Youtube : https://youtube.com/@elat ❤️ Twitter : https://x.com/ellatedit 🩵
Show more1 427
Subscribers
-524 hours
-137 days
-6430 days
Posts Archive
1 427
Repost from •ᴇᴅɪᴛᴏʀᴛᴜʀᴋ|ادیتهایتـرڪے•
دوستان من پدربزرگم کشاورز هستن…
کار فروش و ارسال برنج روخودمون انجام میدیم
اگر خواستید میتونید به دایرکت یا واتساپ شماره ای که گذاشتم پیام بدید👇🏻
واتساپ :
https://wa.me/message/YKR7RH3MNXHCN1
تلگرام :
@ForoughET
1 427
من را بپوشان بپوشان بپوشان (بغل کن) ببوسید همدیگه را مانند دیروز یکی از ما باید میمرد. هربار که یادت میافتم خانهام آتش میگیرد. پس به همین خاطر از تو متنفرم میدانم که دیگر هیچ وقت، هیچ چیز مثل گذشته نمیشود. خانهام میسوزد دلم برایت خیلی تنگ شده باشه. پس به همین خاطر از خودم متنفرم میدانم که دیگر هیچ وقت، هیچ چیز مثل گذشته نمیشود.
1 427
سببش یار است، باز هم یار، باز هم یار، باز هم یار. میدانم که چه سودی دارد (چه فایدهای ندارد). او مرا میسوزاند، اوست که میسوزاند، باز هم او. اگر بفهمی، آیا درونت میلرزد و میسوزد؟
1 427
صورتت را باز کنم و به تو نگاه کنم... بیا خنجر را بگیر خانمام، بزن تا من بمیرم. آه که من تنها غلام، در {درگاه} شما باشم.
1 427
زخمی که زدی عمیق است حتی اگر بخواهی هم ترمیم نمیشود دل عاشقت شد، آرام نمیگیرد گریه میکنم، خواهم گریست دیگر درمانی برایم نمانده عشقت دلم را گرم نکرد (واقعی و کامل نشد) میروم، خواهم رفت ببین در چه جاهایی، دوستت داشتم با وجود بی تو ماندنم
1 427
+خیلی کنجکاوم بدونم مادر پدر واقعیم چطور آشنا شدن...، ولی هنوز با منم آشنا نشدن که... -دقیقا همینجا آشنا شدیم +دقیقا همینجا؟ توی این اتاق؟ یعنی من الان توی سولهای که شما آشنا شدید میمونم؟ - وقتی تو دیدیش داشت چیکار میکرد؟ +داشت ترانه میخوند...
