𝑽𝒌
Open in Telegram
http://t.me/HidenChat_Bot?start=6202056779 2023/9/5
Show moreIran215 642The category is not specified
259
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-630 days
Posts Archive
259
من و تو یکی دهانیم
که با همه آوازش
به زیباتر سرودی خواناست.
من و تو یکی دیدگانیم
که دنیا را هر دم
در منظر خویش
تازه تر میسازد.
نفرتی
از هر آنچه بازمان دارد
از هر آنچه محصورمان کند
از هر آنچه واداردمان
که به دنبال بنگریم،
دستی
که خطی گستاخ باطل میکشد.
من و تو یکی شوریم
از هر شعلهیی برتر،
که هیچ گاه شکست را بر ما چیرگی نیست
چرا که از عشق
رویینهتنیم.
و پرستویی که در سرپناه ما آشیان کرده است
با آمد شدنی شتابناک
خانه را
از خدایی گمشده
لبریز میکند.
-۲۳ دی ۱۳۴۱-
259
همیشه مثل یک پروانه دورت چرخیدم. توی جمع حواسم بهت بود که حالت خوب باشه سردت نباشه راحت باشی نترسیده باشی بهت توجه کافی شده باشه. به جایی رسیده بودم که کورکورانه فقط تو رو میدیدم و میپرستیدم و تقریبا یادم رفته بود منی هم وجود داره که باید مراقب اون هم باشم. حتی توی بدترین مزخرف ترین موقعیت های زندگیم باز هم به این فکر میکردم که اگر الان اون پیشم بود جای زخمام کمتر درد میکرد. کم کم گذشت تا خودمو غرق شده توی افکارم پیدا کردم و هرچقدر تقلا کردم که از این منجلاب بیرون بیام نتونستم. اطرافمو نگاه کردم که ببینم دستی برای کمک دراز شده یا نه ولی جز سیاهی و سکوت مطلق چیزی ندیدم. به خودم اومدم و دیدم رفتی. و فقط یه ذهن متوهم برام مونده که فکر میکنه هرثانیه صدای خنده هاتو میشنوه.
259
- دماغش دراز نشد.
– چی گفتی؟
- وقتی بهم گفت وبال گردن دماغش دراز نشد! اون احساس واقعیشه.
من نمیخوام وبال گردن باشم...
– اوه پینوکیو!
